به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 51

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 29 بهمن 90 [ 10:06]
    تاریخ عضویت
    1389-10-15
    نوشته ها
    79
    امتیاز
    2,335
    سطح
    29
    Points: 2,335, Level: 29
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 115
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    270

    تشکرشده 276 در 51 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: عدم اعتماد به شوهر

    و اما بعد

    اتفاق امروز يه تمرين بود واسه محك زدن خودم

    راستش موقع كار يهويي دلشوره اومد سراغم كه گاز غذا رو صبح خاموش كردم يا نه . هر چي فكر كردم متاسفانه يادم نيومد زنگ زدم شوهرم ببينم اون يادشه يا نه . اون گفت فكر ميكنم خاموش كرده باشي دوباره رفتم سراغ كارام ولي دلشوره امان نميداد زنگ زدم به شوهرم گفت فكر ميكنم خاموش نكردم يا من يا تو يه نفر بريم سر بزنيم نگرانم .
    شوهرم گفت من پاس گرفتم خودم ميرم
    حدود يك ربع بعد زنگ زد و گفت نگرانيت بي مورد بود گاز خاموشه . گفت ببين بخاطر نگرانيت چقدر سريع اومدم!!!!

    تشكر كردم و خداحافظي

    اما قضيه از اينجا تازه شروع ميشه
    يهو فكراي بد هجوم اوردن تو سرم . اينقدر سريع چطوري رسيده خونه ؟ نكنه خونه بوده كه من زنگ زدم نكنه رفته خونه كه ...

    سردرد گرفتم دلشوره ام بيشتر شد
    گفتم مرخصي بگيرم برم خونه ببينم چه خبره ؟
    يهويي به خودم تلنگر زدم : اوهووووووووو كجا با اين عجله قرارمون چي بود. توجه نكن . توقف فكر بده ذهنت رو ببر رو مسايل ديگه . اما واقعا سخت بود شك و ترديد بر من غلبه داشت
    موقع اذان ظهر بود رفتم وضو گرفتم اومدم تو اتاق
    باز دلشوره و دلشوره برم خونه ؟ نرم خونه ؟ زنگ بزنم بهش ؟
    كامپيوتر رو خاموش كردم و تصميم گرفتم با آژانس برم خونه
    اما يهويي تصميمم برگشت . رفتم سراغ قران بازش كردم چند آيه خوندم دلم شكست
    گفتم خدايا بهم آرامش بده مگر نه اينكه يادت آرامش بخشه
    زير لب زمزمه مي كردم يا الله يا الله
    ياد حرف بچه هاي اينجا افتادم
    ياد قولاي خودم
    من بايد عوض بشم
    به سفارش دوست گلم ايه الكرسي خوندم گفتم خدايا اين شك و ترديد و بي اعتمادي رو از قلبم خارج كن همونطور كه نور رو از ظلمت خارج كردي

    آروم شدم . سبك شدم لبخند خدا رو ديدم و لبخند زدم .تشكر كردم ازش بابت لطفش

    گفتم حالا فكر ميكنم شوهرم اصلا رفته خونه بابت همون چيزي كه من فكر ميكنم . من بايد اونو رها كنم
    من بايد اول رو خودم كار كنم



    دوستان گلم
    بالهاي صداقت
    آني (گرچه به من سر نميزني)‌
    فرشته مهربون
    سابينا
    و همه همراهان مهربون

    ميخوام اين تاپيك رو ببندم و يه تاپيك جديد باز كنم كه توش راهنمايي بگيرم از شما عزيزان بابت تغيير رفتار و اشتباهات خودم لطفا بهم بگيد آره يانه ؟؟؟
    اين تاپيك رو ببندم يا نه؟
    تاپيك جديد رو باز كنم يا همينجا ادامه بدم ؟

    من اشتباهات رفتاري زيادي دارم
    زود عصبي ميشم ؟
    سريع و بدون فكر و منطق تصميم مي گيرم
    احساسي و هيجاني هستم
    منفي بافم
    بسيار دچار شك ميشم
    و ...

    ميخوام اينا رو اصلاح كنم

    خواهش ميكنم كمكم كنيد

  2. 2 کاربر از پست مفید niyaz-62 تشکرکرده اند .

    niyaz-62 (پنجشنبه 28 بهمن 89)

  3. #2
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: عدم اعتماد به شوهر


    نیاز گلم سلام

    سال نو بر تو مبارک

    مطمئنم با این عزمی که داری که بسیار خوشحالم کرده این سال یکی از بهترین سالهای زندگیت خواهد شد .

    نیاز جان این چند پست اخیرت بسیار بسیار برام لذن بخشه



    نقل قول نوشته اصلی توسط niyaz-62
    ميخوام اين تاپيك رو ببندم و يه تاپيك جديد باز كنم كه توش راهنمايي بگيرم از شما عزيزان بابت تغيير رفتار و اشتباهات خودم لطفا بهم بگيد آره يانه ؟؟؟
    اين تاپيك رو ببندم يا نه؟

    خواهش ميكنم كمكم كنيد [/color]

    آره عزیزم

    من این تاپیک رو می بندم. که تاپیک جدیدی باز کنی و راهنمایی در جهت تغییر بگیری و از تغییراتت بگی .

    ما کمکت می کنیم . به پیش برای تغییرات مثبت و لذت بخش

    وای خدای من ، چقدر من از حرفهای نیاز خوشحالم


    ممنون نیاز جان که امروز نشاط و شادی منو افزایش دادی


    .





 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. بی اعتمادی به شوهر
    توسط sayeh_m در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: سه شنبه 30 آبان 91, 11:47
  2. چه طور دوباره اعتماد کنم؟
    توسط a.a در انجمن تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 آبان 91, 14:43
  3. چگونه به همسرتان اعتماد کنید
    توسط eghlima در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 31 تیر 91, 13:58
  4. بي اعتمادي و بدبيني نسبت به ديگران (شناخت، اعتماد)
    توسط parse در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: پنجشنبه 29 مهر 89, 19:16

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:23 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.