زمانی که نوشته ی اول تاپیک رو می خوندم .. مو به تنم سیخ میشد ..
من بلد نیستم خوب حرف بزنم .. ولی خدا رو داری.. خدا تنهات نمیزاره ...
منم دورم شلوغه .. ولی تنهام .. اما احساس تنهایی نمی کنم چون خدا باهامه ...
تشکرشده 105 در 38 پست
زمانی که نوشته ی اول تاپیک رو می خوندم .. مو به تنم سیخ میشد ..
من بلد نیستم خوب حرف بزنم .. ولی خدا رو داری.. خدا تنهات نمیزاره ...
منم دورم شلوغه .. ولی تنهام .. اما احساس تنهایی نمی کنم چون خدا باهامه ...
♂ mani (دوشنبه 25 بهمن 89), khaleghezey (پنجشنبه 15 خرداد 93)
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
روزن
تو زن قوي هستي . بايد در اين مرحله صبور باشيد .
من فكر نمي كنم در اين شرايط به صلاح تو و اميد باشه كه از هم دور بشويد .
مي دانم سخت است ولي شايد بهتر باشه كه روي خودت متمركز باشي و توانايي نزديك شدن به او را پيدا كني . مطمئن باش اميد حرفهاي گفتني بيشتري هم دارد كه بيش از يك" متاسفم " است خواهد بود .و كافي است به هم نزديك شويد تا از اين افكار دور شوي و دور شود .
يادت باشه كه مردها در اين شرايط بيشتر درون ريزي احساسي مي كنند تا برون ريزي . در نتيجه او حال و روز خوب و مناسبي نداره .
ani (یکشنبه 24 بهمن 89), khaleghezey (پنجشنبه 15 خرداد 93)
تشکرشده 673 در 178 پست
دوست دارم همه چیو فراموش کنم برای همین دوست دارم هر چیزی که منو یاد آرمان می ندازه دیگه نبینم، خونمون، امید، پدر مادرم، خیابونا، آرزوهام، خودم ، در و دیوار، بچه ها، هیچی کاش می رفتم توی کما نمی دونم چی کار کنم، پارسال این موقع چقدر دلم خوش بود فکر نمی کردم که سال دیگه همچین روزهایی رو سپری کنم، کاش همه چیز پاک می شد و تموم میشددد
khaleghezey (پنجشنبه 15 خرداد 93), روزن (یکشنبه 24 بهمن 89)
تشکرشده 6,302 در 1,293 پست
روزن جان این کار رو نکن هرچه بیشتر از واقعیت پیش آمده فاصله بگیری این زخم تازه تر میمونه و با کوچکترین نشانه ها بیشترین درد رو برات داره پس بذار الان که وقتشه به یاد بیاری و اشک بریزی . توقعت رو بالانبر و سعی نکن سریع با شرایط کنار بیای . بگذار زمان بگذره و جلوی احساساتت رو نگیر و سرکوبش نکن .
عزیزم همسرت فرصتش رو نداشته که از شما دلجویی کنه اون هم پسرش رو از دست داده و بدتر از اون خودش رو مقصر میدونه .
روزن عزیز با این حست مبارزه کن این تقدیر پسر شما بوده و هیچ کسی مقصر نیست و بدون که شما و همسرت باید به هم آرامش بدین . روزن جان بعد از آرمان همسرت تنها کسی است که در زندگی شماست و تنها کسی است که میتونه به شما آرامش بده .
این حرف نزدن شما و پیشقدم نشدن شما بیشتر اون رو به یقین میرسونه که مقصر هست و طبیعی است که غمش چند برابر بشه و این قدرت رو نداشته باشه که خودش جلو بیاد . شما پیشقدم شو تا عزیزترین کست همراهیت کنه و مبادا حرفات ذره ای نشان از مقصر دونستن اون باشه . فقط دردودل کن و در کنار اون گریه کن تا فرصت پیدا کنه حرف بزنه و ازت دلجویی کنه
baran.68 (دوشنبه 25 بهمن 89), khaleghezey (پنجشنبه 15 خرداد 93)
تشکرشده 673 در 178 پست
میدونم آنی جان، اما توان رفتن به سمتش رو ندارم، میترسم هر چقدر دیرتر رابطمون برقرار بشه انجامش سخت تر و سخت تر بشه، نمی دونید چقدر دلم می خواد توی بغلش گریه کنم، کاش اونم این کار رو می کرد، بهتره دیگه حرف نزنم، چون فکر می کنم دارم سر شما رو هم درد میارم، ببخشید که با این خبر اومدم، من شدم پیک بد خبر، اما همین که اینجا حرفام رو نوشتم بهتر شدم، به نظرتون اگه یه نامه به امید بنویسم چطوریه، اگه بگم که می دونم مقصر نیست و بهش احتیاج دارم؟ این پیشنهاد شادیه میگه اگه نمی تونی مستقیم این کار رو بکنی با یه نامه یا یه اس ام اس این کار رو بکن، به نظرتون خوبه؟
khaleghezey (پنجشنبه 15 خرداد 93), روزن (یکشنبه 24 بهمن 89)
تشکرشده 6,302 در 1,293 پست
همین کار رو بکن روزن جان و به هر صورتی که شده احساساتت رو به همسرت انتقال بده . به نظر من نامه بهتر از اس ام اس هست و گویاتر میتونی احساساتت رو بیان کنی .
baran.68 (یکشنبه 24 بهمن 89), khaleghezey (پنجشنبه 15 خرداد 93)
تشکرشده 1,123 در 399 پست
سلام روزن عزيز
از صميم قلب بهت تسليت ميگم عزيزم
بنظر من هم اگه صحبت رو در رو با اميد اذيتت ميكنه، به
يشنهاد شادي عمل كن.
ولي بهر حال صحبت رو در رو رو ترجيح ميدم،چون بهتر مبتونين احساساستونو منتقل كنين.
خدا بهتون صبر بده دوست گلم![]()
lvlahtab (یکشنبه 24 بهمن 89)
تشکرشده 673 در 178 پست
میدونم تقدیر پسرم بوده، اماکاش یه جوری بهم می فهموند که تقدیرش اینه و من بیشتر باهاش می موندم، اگه می دونستم یه لحظه هم ازش جدا نمی شدم... شما قدر اطرافیانتون رو بدونید نمی دونیم که تقدیرشون چیه، نمی دونیم که تا کی هستن و نمی دونیم که تا کی هستیم، میترسم امید رو هم از دست بدم، ..
روزن (یکشنبه 08 اسفند 89)
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
روزن من كلا با سيستم نامه نگاري مخالفم . چرا كه حسي نيست و انسان را دچار خطاهاي بسيار مي كند .
تو وشوهرت كه با هم دشمني نداريد و با هم قهر هم نيستيد شما داغدار هستيد همين .
نمي تونم را روزن از واژه نامه ات حذف كن .
تو مي تواني با خودت تكرار كن .من مي توانم
با صداي بلند اعلام و تكرار كن
من مي توانم با شوهرم حرف بزنم . اميد شوهر من است من دوست دارم كه سرم را روي شانه هاي او بگذارم و در اين بحران بيش از هميشه به او احتياج دارم و او نيز بيش از هر كسي به من احتياج دارد .
با خودت تكرار كن و برو خونه . خواهي ديد كه انرژي و توانايي اش هم مي آيد . ما هم در حمايت كامل تو هستيم و مطمئنم كه اين اتفاق خيلي زودتر از آنچه فكرش را بكني مي افتد .
تو مادر خوب و فوق العاده اي بوده اي و هستي و خواهي بود .
و در زماني هم كه پيش ارمان نبودي جايي بوده اي كه نياز بوده تا به نفع آرمان و اميد زندگي را جلو ببري . پس خودت را با اين دست افكار اذيت نكن .
ani (یکشنبه 24 بهمن 89), khaleghezey (پنجشنبه 15 خرداد 93)
تشکرشده 673 در 178 پست
آخه نمی دونید من الان چیمی کشم همین الان دارم با گریه این چیزها رو می نویسم اگه بخوام با امید حرف بزنم می دونم یه کلمه هم نمی تونم و گریه امونم نمی ده، من و امید زیاد به هم نامه می نوشتیم حتی یه دفتر داریم که بعضی وقتها احساساتمون رو توش می نویسیم اما بعد از این اتفاق دیگه سراغ اون دفتر نرفتیم، شادی هم میگه چون سیستم زندگیتون به این شکل بوده می تونی نتیجه بگیری حالا نمی دونم چی کار کنم، فکر می کنم اگه نامه بنویسم امید جرأت می کنه که حرف بزنه و اگه اون شروع کنه من راحت تر می تونم سکوتم رو بشکنم.
khaleghezey (پنجشنبه 15 خرداد 93), روزن (یکشنبه 24 بهمن 89)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)