خیلی خوشحالیم که میبینیم به جای یک عکس العمل عصبی و تصمیم نادرست به دنبال راه حل برای مشکلتون هستید .
به نظرمن در عین حفظ اقتدار مردانه ، باید در این رابطه با همسرتون صحبت کنید (به دور از عصبانیت) . یک بار صحبت کنید و تمام حرفهاتون رو بزنید و عمق ناراحتی تون رو که در اینجا مطرح کردید رو برای همسرتون بازگو کنید .به همسرتون بگید اگر مشکلی بین ما باشه راه حلش حرف زدنه نه خیانت . همونطور که اینجا گفتید بیان کنید که براتون سخته از این افکار بیرون بیاید و اعتمادتون کم شده اما میخواید زندگیتون حفظ بشه و دوست ندارید هیچ وقت چنین موردی باز هم پیش بیاد و نیاز هست هردو به مشاوره مراجعه کنیم تا بتونیم باکمک اون زندگی رو بهتر کنیم و تاثیرات مشکل پیش آمده رو به حداقل برسونیم .
مطمئن باشید همسرتون هم الان در اوج ناامیدی است و از اینکه بدونه شما رنجیدید اما اون رو کنار نگذاشتید ، خوشحال خواهد شد و به فکر جبران و قدردانی از شما خواهد بود و تمام تلاشش رو برای از بین بردن رنجش شما میکنه و سعی در جلب اعتماد شما داره .
طبیعی است که شما الان نتونید این افکار رو کنار بگذارید اما باید برای بهبود روابطتون به مرور اینکار رو انجام بدین . همراه همسرتون هردو به مشاوره برید و سعی کنید رابطتون رو بازسازی کنید و متوجه اشکال کار بشید.
توجه داشته باشید که بی توجهی میتونه تاثیرگذار باشه و هر شخصی ظرفیت متفاوتی داره . بنابراین شما هم نباید نسبت به همسرتون غافل میشدید . بعد از ازدواج هردو در مقابل هم مسئول هستید و باید به نیازهای هم توجه کنید و به هم متعهد باشیدنوشته اصلی توسط disconsolate






کاش از یک مشاور خوب کمک بگیرید
علاقه مندی ها (Bookmarks)