سبكتكين عزيزم به خدا شوهره منم ميخواست طلاقم بده يه كلام ميگفت طلاق منم اول افتادم به التماس كردن ولي محكم گفت طلاق منم گفتم باشه ولي مهرمو ميخوام گفت ميدم و رفت 6 ماه هيچ خبري ازش نشد منم هيچ تماسي نگرفتم همش 8 ماه زندگي كرده بودم و عاشق شوهرم بودم ولي جلوي خودمو گرفتم منم عين تو بودم نا اميد سر خورده افسرده از دست خدا شاكي همش گله تو تايپكام هست ولي صبر كردمو دعا منم اولش پيش يه مشاور رفتم اونم بهم گفت طلاق بگير وقتي بهت گفته زندگي ديگه نه.ولي گوش ندادم و مشاورمو عوض كردم.به خدا حالا بعد 6 ماه صبر و سختي حالا برگشته خودش كلي تغيير كرده ميگه اونموقع عصباني بودم اين 6 ماه خيلي فكر كردم.الهي قربونت برم يكم صبر كن اينقد عجله نكن بعد هر سر بالايي يه سر پايني هست اما به شرطه اينكه راهو درست بري زير بار طلاق توافقي نرو اگه اصرار كرد مراحل قانونيشو طي كن تا زمان بيشتر داشته باشيد برا فكر كردن.از تجربه دوستان استفاده كن ضرر نميكني اگثر ماها اين روزا رو داشتيم هممون ميدونيم چي ميگي ولي نتيجه بستگي به عمل كرد خودت داره يكم صبور با اينقد بي تابي نكن








علاقه مندی ها (Bookmarks)