سلام. دوستان كجا با اين عجله؟ يه روز ما نبوديما.....;)
من از فرشته ي مهربان به خاطر توضيحاتشون و رفع ابهامي كه انجام دادن، تشكر ميكنم.
اما پاسخ ها. يك به يك:
خانوم بهشت توضيحاتي كه دادند بسيار فراگير و خوب بود. چون تقريبا اكثر خانوما چنين انتظاراتي دارند.
آقاي arix هم اشاره جالبي كردند به اينكه عشق كنار اومدن و گذشت كردن رو در اين موارد آسونتر ميكنه. البته نميشه فقط به علاقه تكيه كرد.
آقاي montana ممنون. بر نميخوره ولي بايد بپذيريد كه خيلي از قوانين هستند كه به ضرر خانوما هست و بسياري از قانونا هم فقط توي كتابچه ي قانون نوشته شده و درش بسته شده و هيشكي به روي مباركش نمياره كه چنين قوانيني هم در مورد زن هست.اما خب به هر حال اگر همين قوانين هم نباشه ما به عصر حجر بر ميگرديم . با اين حرفا ما خانوما گمان ميكنيم كه فقط آفريده شديم واسه نوكري و رفع احتياجات آقايون. يعني ما نبايد هيچ حقي حداقل به عنوان يه موجود زنده داشته باشيم؟! اگر برعكس بود و خانما ميبايست خرجي شما رو ميدادن، شما چي درخواست ميكردين؟
آقاي "خيلي تنها" از شما هم ممنونم. البته اگر جسارت نباشه من "جناب" نيستم،"خانومم"! احتمالا خواهر برادريم.;)
منتظر نظرات شما هم هستيم.
آقاي فرهنگ، لطفا انحراف تاپيك رو درخواست نكنيد.چون ما ميخوايم نتيجه گيري كنيم، اونوقت با انحراف تاپيك سردرگم تر ميشيم. اينه كه ميگن از چاه افتاديم تو چاله....
آقاي ashnayediruz! ممنون از اينكه در بحث شركت كردين. راستش خانوما هميشه هم تو فكر دو دو تا چهارتا! نيستند. اگر از تصويري كه به اشتباه از خانوما ساختند بگذريد، ميبينيد كه اونا افرادي فوق العاده احساساتي اند. اگر بدونند مردي واقعا مرد زندگيه به دنيا ترجيحش ميدن. خانوما اونقدرا هم مادي گرا نيستند. دليلي نداره اگر من دوتا پسر معتاد ديدم بگم همه پسرا معتادند! درسته كه در انتخاب محتاط تر ميشم ولي نبايد فرضيه منفيمو نسبت به همه ثابت شده قلمداد كنم. اما در اين مورد دوتا نكته مطرحه:
1. آيا دختري كه تو يه خانواده لارج بزرگ شده و دكتري گرفته و تو محيطي به سبك اروپايي بزرگ شده، بايد به پسري كه سيكل گرفته و از يه خانواده متوسطه و تو محيطي مذهبي بزرگ شده جواب مثبت بده؟!!!! درسته! شايد اون پسر خيلي بهتر از اون دختر خانوم باشه و لياقتش ده برابر اون خانوم باشه، اما آيا گمان ميكنيد اين دو نفر ميتونن خوشبخت بشن؟ هرچقدر هم كه بينشون عشق باشه.... به هر حال اونا نميتونن شرايط زندگي همو بپذيرن. اما اگر دوتاشون از خانواده متوسط باشن، دوتاشون تو يه نوع محيط بزرگ شده باشن ولي تحصيلاتشون متفاوت باشه، به ندرت پيش مياد كه با هم نسازن. مثلا يه مدرك ليسانس يا فوق ليسانس مهندسي، چقدر روي فرهنگ اشخاص اثر ميذاره كه نتونن با هم خوشبخت شن؟ يعني فرمول هاي رياضي انقدر در فرهنگها تاثير گذارن!!!
2. كمتر خانومي پسر خوب رو به خاطر تحصيلاتش رد ميكنه. اين مسئله اهميت تحصيلات معمولا در خانواده هاي فرهنگي برقراره، نه در همه ي خانواده ها. اونا هم البته حق دارند. چون جو خانوادشون چنين چيزي رو نميپذيره. ولي در كل دختري كه واقعا به فكر تشكيل خانواده هست و ميدونه هدفش از ازدواج چيه، نمياد خودشو واسه كلاس گذاشتن و پز دادن بدبخت كنه يا يه موقعيت خوب رو از دست بده. .... بازم منتظر نظراتتون هستم.
براتون آرزوي موفقيت ميكنم.![]()







اما خب به هر حال اگر همين قوانين هم نباشه ما به عصر حجر بر ميگرديم . با اين حرفا ما خانوما گمان ميكنيم كه فقط آفريده شديم واسه نوكري و رفع احتياجات آقايون. يعني ما نبايد هيچ حقي حداقل به عنوان يه موجود زنده داشته باشيم؟! اگر برعكس بود و خانما ميبايست خرجي شما رو ميدادن، شما چي درخواست ميكردين؟
چون ما ميخوايم نتيجه گيري كنيم، اونوقت با انحراف تاپيك سردرگم تر ميشيم. اينه كه ميگن از چاه افتاديم تو چاله....

علاقه مندی ها (Bookmarks)