سلام به دوست خوبم پرناز جون
عزيزدلم ناشكر نباش ، باز خوبه بعد از يكي دوهفته همسرت رو ميبيني ، من بيچاره بايد چي بگم از همسرم 20 ساعت دورم يعني وقتي مياد از خوشحالي گريه ميكنم وقتي پيشمه نگران رفتنش هستم و وقتي هم كه ميره ديگه واويلا ، ولي عزيزم ديگه چاره اي نيست ، من كه نبايد بخاطر خودم و اين همه دلتنگي كه حتي بعضي شبا با گريه خوابم ميبره شيريني اين دوران رو به كام خودم و همسرم زهر كنم ، اشكال نداره فدات شم اگه همسرت فعلا نميخواد كه تلفني باهم صحبت كنين اصلا ناراحت نشو يك كم بهش فرصت بده ، شب قبل از خواب بهش يه پيام عاشقانه ي زيبا بده و بهش بگو كه دوستش داري بگو عاشقش هستي و اينكه براي ديدنش لحظه شماري ميكني ، همونطوريكه خودت گفته بودي بحثهاي مهم رو براي وقتي بذار كه پيش هم هستين و رودرروي هم ميتونين حرفاتون رو راحت به هم بگين پس تلفني فايده اي نداره ديگه بيشتر از اين بهش اصرار نكن كه در مورد اين مسائل تلفني صحبت كنين ، از اين حرفها گذشته اين يك امر مسلمه كه وقتي شما پيش هم هستين فرصت بيشتري رو براي در كنار هم بودن دارين فرصت بيشتري براي شنيدن حرفها دل تنگي ها و خيلي از مسائل ديگه ولي من نبايد انتظار داشته باشم همينكه همسرم ازم دور شد باز همون وقت رو برام بذاره خب معلومه كه نميشه ، حالا همسرم برگشته و ميخواد با يه اميد و آرزوي ديگه به كارش ادامه بده تا انشاءاله زودتر زندگي رو شروع كنيم پس بايد دركش كنم . منم الان كه دارم باشما دوست گلم صحبت ميكنم 36 روزه همسرم رو نديدم و قرار نيست ببينمش تا عيد نوروز چون هم همسرم خيلي خيلي كار داره و سرش شلوغه و هم من شاغل هستم و كارم زياد ، اگه يك كم خودت رو جاي من بذاري قدر لحظه هات رو بيشتر ميدوني پس خداروشكر كن بخاطر همه چيز و فقط به آخر هفته فكر كن عزيزدلم .
بهترينها رو براي شما و همسرت آرزو دارم .
تو صميمي تر از آني كه دلم مي پنداشت
دل تو با همه ي آئينه ها نسبت داشت
تو همان ساده دل سبز نجيبي كه خدا
در ميان دل پاكت صدف آئينه كاشت








علاقه مندی ها (Bookmarks)