به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6

Threaded View

  1. #2
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 دی 91 [ 15:50]
    تاریخ عضویت
    1389-3-20
    نوشته ها
    614
    امتیاز
    10,182
    سطح
    67
    Points: 10,182, Level: 67
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 268
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    2,396

    تشکرشده 2,459 در 516 پست

    Rep Power
    79
    Array

    RE: لطفا خانمهاي حاضر جواب راهنمايي كنن...

    بخش دوم: در مورد خودمون.
    جالبه که ما همش فکر می کنیم که خیلی از آدمای دور و برمون دارن به ما تیکه می اندازن، اما حواسمون نیست که ما هم برای دیگران آدم دور و بری حساب میشیم. اما باز هم مثل همیشه به خودمون نمره ی بالا میدیم و ادعامونه کا ما به کسی تیکه نمی اندازیم و خیلی مهربونیم و این دیگرانند که موجب ناراحتی ما هستن. اما متاسفانه ما جزئی از اون 95 درصد برای دیگران به حساب می آییم.

    بازم دو تا خاطره:
    پیرو همین که اگه من از حرف کسی ناراحت بشم، محترمانه بهش میگم، یه روز با زن داداشم در این مورد حرف زدم و گفتم که به من نگین "عتیقه".
    زن داداش: اما عتیقه در فرهنگ ما معنی بدی نمیده.
    من: اما در فرهنگ ما به معنی چلمنگ و خنگ و ... هستش. لطفا نگین.
    زن داداش: اون هم گفت که نمی دونستم ناراحت میشی.
    من: نه، چون شما را می شناسم که منظور بدی نداشتین. مقصر این کلمه است که تو دو فرهنگ مختلف مشکل ایجاد کرده.
    زن داداش: باشه، دیگه نمیگم. اما تو هم حرفایی میزنی که من ناراحت میشم.
    من: چی؟ من که چیزی نگفته ام.
    زن داداش: چرا، هفته ی قبل که رفته بودیم شمال، تو جلوی مادر به من گفتی، این قدر میخوری، نترکی.
    من: خب، ناراحت شدین، اون فقط یه شوخی بود.
    زن داداش: اما برای من یعنی این که، تو خیلی پرخور هستی.
    من: نه، من اصلا همچین منظوری نداشتم، ببخشین.

    خاطره ی دوم:
    چند روز قبل که خونه ی برادرم بودم، یه ساعتی با زن برادرم حرف میزدیم و اون گفت که تو مثل برادر منی، خیلی اخلاقت خوبه، اما یه اخلاق بدی داری که من ناراحت میشم.
    من: خب چیه؟
    زن برادر: چون خودت گفتی که بهتره دلخوری ها را بگیم، منم میگم.
    من: باشه بگین. (این راهکار را به زن برادرم هم داده ام.)
    زن برادر: تو به خاطر این که فوق لیسانس می خونی و من مدرکم از تو پایین تره، به من چند بار تیکه ی بی سوادی انداختی.
    من: عمرا. امکان نداره.
    زن برادر: چرا، البته چون اخلاقت خوبه، من زود فراموش کرده ام و نمی تونم ازت بدم بیاد، اما خب این کار را کرده ای.
    من: امکان نداره، اگه هر چی به من بگین قبول، اما من به خاطر تحصیلاتم به کسی فخر نفروختم.
    زن داداش: اون روز که من در مورد کامپیوتر فلان چیز را گفتم، تو سریع از من ایراد گرفتی و بعد هم به سوتی ای که من دادم، خندیدی.
    من: آهان اون روز، نه باور کنین من اصلا همچین منظوری نداشتم. خنده ی من به اون سوتی جالبتون بود و نه به خودتون. من خواستم با هم به اون سوتی بخندیم و نه این که من به شما بخندم.

    و بعد هم کلی در مورد این که منظوری نداشتم حرف زدم. میبینین. ما خودمون هم داریم برای دیگران مشکل و ناراحتی درست می کنیم. اما فکر می کنیم که اگه همه تو دنیا مثل ما بودن، دنیا گلستان میشد.
    اینو بگم که من اصلا برام قابل قبول نیست که بخوام به یکی دیگه توهین کنم. اصلا و ابدا تو مرام من نیست. اما ناخودآگاه و نخواسته این اتفاقات پیش میاد و من هم مقصر نیستم. بنابراین می تونیم اون جمله ی خودمو بسط بدهم و در این مورد این طوری بیانش کنم: ما هم به اون بدی که دیگران فکر میکنن، نیستیم.
    برای فرار از ای سوءتفاهم ها، یه راه حل اینه که با هم حرف نزنیم که نمیشه، بنابراین فقط یه راه حل میمونه و اون هم اینه که یه کم مثبت نگر باشیم و بدونیم که 95 درصد این ناراحتی ها بی منظوره و سوءتفاهم. اما همین سوءتفاهم ها را هم نباید بگذاریم تا تو دلمون بمونه. باید با احترام از طرف مقابل بخواهیم تا در مقابل این حرفش توضیح بده.

    خب فقط مونده قسمت سوم، از این که همکاری کردین و بین این دو نظرم چیزی ننوشتین ممنون.فقط مونده یک حالت دیگه. اونم زود زود مینویسم.

  2. 36 کاربر از پست مفید tesoke تشکرکرده اند .

    ayda86 (سه شنبه 29 بهمن 92), Eram (سه شنبه 18 تیر 92), kamr (سه شنبه 14 آبان 92), khaleghezey (چهارشنبه 21 اسفند 92), mari1 (دوشنبه 31 شهریور 93), Mohammad! (شنبه 05 اردیبهشت 94), negar1987 (دوشنبه 15 اردیبهشت 93), sara1394 (سه شنبه 29 دی 94), tesoke (چهارشنبه 04 مرداد 91), پری وش (شنبه 05 مهر 93), ویدا@ (دوشنبه 23 اردیبهشت 92), چشمک (دوشنبه 23 اردیبهشت 92), سنجاقک ابی (چهارشنبه 15 آبان 92), سعیداطی (پنجشنبه 22 خرداد 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. من برگشتم و یه کار خلاف قوانین تالار کردم.چیکار کنم؟؟
    توسط Somebody20 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: جمعه 16 خرداد 93, 18:23
  2. نمی دونم دوسش دارم یانه!؟؟ و البته اونم منو دوست داره!؟؟
    توسط ramin_ad در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: سه شنبه 22 بهمن 92, 00:16
  3. رفتارهاي كلي من در برابر خانواده ي شوهرم چه جوري باشه؟؟
    توسط مريم.م در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: چهارشنبه 13 مهر 90, 00:51
  4. آیا به یه خاین حق میدین؟؟
    توسط sogand در انجمن تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: چهارشنبه 16 شهریور 90, 23:01
  5. چکار کنم شوهرم یار و همراهم بشه؟؟
    توسط مهسان-م در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: شنبه 10 مهر 89, 21:22

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:59 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.