سلام فرشته ي مهربان .
بابت تاخير در پاسخ ازتون عذر خواهي ميكنم. لطف خيلي زيادي كردين. صحبت هاي زيباتون بهم خيلي انرژي داد. حق با شماست. من نبايد خيلي انتظار داشته باشم. گاهي اوقات تصور ميكنم اينم يه امتحانه. راستش كمالگرا نيستم اما ميترسم دير شه. در حال حاضر حالم خوبه اما گاهي از اين كه حالم خوب باشه دلگير ميشم.! من دوست ندارم از عرفان و علم و .... چيزي بدونم، چون هرچي علمت بيشتر بشه بيشتر فاصله ميگيري.... من ميخوام بي دليل دوست داشته باشم. اين محبت مثل باريه كه رو دوشم سنگيني ميكنه، ميخوام از رو دوشم برش دارم اما زندگي بهم ثابت كرده كه هيچكس لايقش نيست. واسه همين ميخوام اين احساس مال اون باشه. براي اون... چون ميدونم بهم خيانت نميكنه. هيچوقت. اما... نه دوست داشتن زوركي ميشه نه دوست داشته شدن. هيچكدوم.
من نميخوام يه احترام دروغين بين من و خدا باشه. نميخوام با ترس اطاعتش كنم. ميخوام همينطور كه هستم منو بخواد.
اما تا نيروهاي شيطاني هستن نميتونم خودم باشم. اين من نيستم. حتي تصويري كه از خودم تو آيينه ميبينم تصوير يه نقابه. گاهي مواقع به خودم ميگم كاش ميتونستم اين شخصي كه به جاي من زندگي ميكنه و جاي من فكر ميكنه رو نابود كنم، اما ميبينم اگه اون فكر نكنه، واسه خودم فكري ندارم.
كمي صحبت هام پيچيده شد، اما اميدوارم منظورمو رسونده باشم.
فرشته ي عزيز خيلي ازتون ممنونم. صحبت هاتون قلبمو تسكين داد. واسه چند روزي شارژم....
موفق باشين...![]()










علاقه مندی ها (Bookmarks)