سلام دختر خيلي مهربون. بابت تاخير در پاسخ عذرخواهي ميكنم. الان متوجه پستتون شدم. بازم معذرت.
و اما جواب.... خوب ميتونم بگم بد پيش نرفت. يعني حالم خوبه و نتيجه گرفتم، اما نميدونم چرا نميتونم خودمو به ثبات روحي برسونم. يه روز حالم خوبه و يه روز خيلي بد. يه روز تو اوجم و يه روز .... شايد باورتون نشه اما صبح خيلي خوشحال بودم اما همين الان اصلا حال خوبي ندارم. نميدونم حالمو درك ميكنيد يا نه، اما يه ساعت احساس خوشبختي ميكنم و يه ساعت احساس ضعف و ناتواني. راستش نميدونم چطور باهاش مقابله كنم. اوائل فكر ميكردم از پيامد هاي تركه، اما حالا احساس ميكنم يه ضعفه. مخصوصا الان كه مشكلات بدجوري عرصه رو برام تنگ كردن. البته من صبورم،اما كاش صبرم تموم نشه.
گويند سنگ لعل شود در مقام صبر
آري شود و ليك، به خون جگر شود...
ممنون كه به يادم بودين.....










علاقه مندی ها (Bookmarks)