ممنون دوستان درسته تداعي عزيز بزرگترين اشتباه من دادن دادخواست طلاق بود و اشتباه بزرگترم اين بود كه يك هفته بعد دادخواست با همسرم تماس گرفتم و گفتم پشيمونم اينطوري فقط به همسرم نشون دادم كه خودمم نميدونم چي ميخوام و باعث شدم اون فكر كنه كه ديگه هر برخوردي كه ميخواد ميتونه بكنه.حالا هم اگه تماسي نميگيرم علتش همينه كه ميخوام همسرم بفهمه ديگه فهميدم چي ميخوام و كارامو از رو برنامه انجام ميدم نه عجولانه و از روي احساس و ديگه اون ادم ضعيف سابق نيستم كه نتونم بدون همسرم دوام بيارم به پدرشم گفتم كه اگه تغيير كرد و شرايطشو عوض كرد با كمال ميل بر ميگردم و اصلا نميخوام جدا بشم اما اگه نه خيلي مصمم رو تصميمم و جدا ميشم.در مورد برادرشوهرم پرسيدي تنها برادر همسرم 1 سال از همسرم كوچكتره 29 سالشه ليسانس داره ولي كار نميكنه ظاهرا با پدرش كار ميكنه ولي هميشه خونست و بيكار خيلي خودشو قبول داره و فكر ميكنه عقل كله به خاطر بيكاري و هميشه در دسرس بودن و روحيه شوخ طبعيش خانوادش خيلي دوسش دارن و كسي رو حرفش حرف نميزنه.متاسفانه زنم نميگيره يه مدت گير داده بود به من كه من دلم ميخواد با خواهر تو ازدواج كنم برا اين زن نميگرم ولي وقتي مخالفته منو ديد ديگه از اون وقت رابطه اشو با من بد كرد.حالا هم از همسرم خواستم اگه ميتونه خودشو تغيير بده من با كمال ميل برميگردم اگرم نه نميتونه كه ديگه هيچي.بچه ها برام دعا كنيد همسرم به خودش بياد و هنوزم اونقد براش مهم باشم كه بخواد يه تغيراتي تو زندگيش ايجاد كنه تا مجبور به جدايي نشم من حرفامو زدم و خواسته هامو ميدونه ديگه بقيه اش دسته اونه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)