میلاد جان ، از دستم ناراحت شدی؟ من چنین قصدی نداشتم
چیزی که من گفتم ، فقط و فقط یه سوال بود ، که البته جوابش فقط به درد خودت میخورد ؛ خواستم با کاهش سطح توقعت ، از ناراحتیت کم بکنم. هر چیزی جز این میگفتم فقط عصبانیت میکرد!
بله میلاد جان ، نظر شخصی من هم مث توئه ، من این رفتارها رو اگه اینجور که میگی باشه فقط اهانت تفسیر میکنم!
خانم فرانک درس میگن ؛ 1) واکنش ها و تفسیر ِ واکنش ها در مورد دوستی و ازدواج خیلی فرق میکنند | 2) یه توصیه ، اصلاً به این حرفهایی که آورده و برده میشه اعتنا نکن (ضمناً اصلاً این کار درست و سنجیده ای نیس)
من فقط با این یه جمله ی ایشون مخالفم: "اون عادی برخورد میکنه ، شما انتظار غیر عادی دارید!" ایشون عادی رفتار میکنه؟؟!!!قصد ندارم آتیش بیار ِ معرکه باشم اما انصافاً اینطوری عادیه؟؟؟!!!
آقا میلاد ، برادرانه بهت میگم اگه شرایط ازدواج رو نداری خیلی زود خودت و فکرت(که مهمترین چیزه) رو فعلاً از این مسائل بیرون بکش | توصیه آخر: " باور کن دادن پیشنهاد ازدواج پایان کار نیست ، تازه شروع مجموعه دردسرهاییه که الآن فکرشم نمیکنی!!!"
موفق باشی| خیلیتنها








قصد ندارم آتیش بیار ِ معرکه باشم اما انصافاً اینطوری عادیه؟؟؟!!!
"
| خیلیتنها

علاقه مندی ها (Bookmarks)