بهشت عزیز.ممنون از راهنمایی هاتون. شما درست میگید. اما اوایل من تمامه تلاشمو کردم که دیگه سرزنشش نکنم و نذارم جلوی من غرورش بشکنه. سعی میکردم بعد از چند روز که ناراحت میشدم به خودم برگردم و دوباره شروع کنم. همیشه سعی میکردم نذارم حس کنه کم حسابش میکنم یا جلوی من خورد شده. اما خب هرچیزی یکبار دوبار. دیگه باره سوم صبره آدم اجازه نمیده.
من همین الان هم دیگه سرزنشش نمیکنم فقط خودم دیگه توانایی زندگی کردم باهاش را ندارم چون هر روز منتظره یه سورپرایز جدید از طرف اون هستم
دختر مهربون متوجه منظورتون نشدم؟ با من بودید؟









علاقه مندی ها (Bookmarks)