نازنین خانم ، سلام
من هنوزم سر حرف هام هستم! :
همه میدونیم که شناخت خیلی ارزشمنده ، اما چرا شما چیزی که معلومه رو رها کردین و به چیزی میپردازین که نمی دونین؟1)به آقایون میگم در مواجهه با خانوم ها فقط جواب رو بشنون و به دنبال تغییر جواب اون خانوم نباشن چون این حق مسلم اون خانومه و بالعکس به خانوم ها میگم فقط به آقایونی فکر بکنن و جواب بدن که اقدام (مناسب ، رسمی و طبق اصول و...) کرده باشن
2)اگه مردی کسی رو دوست داشته باشه (واقعاً دوست داشته باشه) به آب و آتش خواهد زد
از نوشته ی شما برمیاد : هرجا که درمورد خواستگار ِ اقدام کرده صحبت می کنید خیلی دقیق و منطقی و با شناخت کامل صحبت می کنید. خیلی دقیق از خودش میگین ، از شرایطش ، حتی درصد میدین!(این یعنی شناخت تقریبی حاصل شده) ، خیلی دقیق از علاقه اش میگین ، از دلیل ِ کارهاش مطمئنین ، از دلش خبر دارین ، از میزان عشقش مطمئنین و . . .
اما هربار در مورد همکار ِ اقدام نکرده ، صحبت می کنین ، شک و دودلی و تردید به چشم میخوره
شما از دلش ، احساسش ، برنامه ی آینده اش ، عشقش ، مشکل اختلاف سنی اش و ... نامطمئن هستین
ناشناخته ها همیشه جالب و وسوسه انگیزند ؛ قبول
اما دقت کنید ، این بار فرق میکنه ، به قول ِ بهشت : "عزیز من داری واسه زندگیت تصمیم می گیری نه کلاس کنکور و رشته ی تحصیلی"
یه بار دیگه این بخش از نوشته تون رو بخونید:
همین؟اما همکارم: امسال داره کم کم کارهام جور میشه که بتونم ادامه تحصیل بدم و راستش تو این مسیر درخواست به دانشگاهها و زبان و غیره همکارم خیلی راهنمایی و کمکم کرد چون خودش و دوستاشم تو این مسیرند. کلا یه مشوق اصلی برا من بود حتی از لحاظ روحی کمکم میکرد سست نشم. راستش داریم قدم قدم با هم جلو میریم. خب همکارم مسیرشو انتخاب کرده و من بدون نگرانی میدونم این شخص میتونه همراه خوبی برا من باشه.
فقط و فقط همین؟! یعنی تمام معیارهاتون برای زندگی و همسر آینده همینه؟
خواهر خوبم ازتون میخوام در این باره بیشتر فکر کنید ؛ شما گفتین: "کلا این روزا زندگیم و آرامش فکریم ریخته به هم. تصمیم گیری لحظه به لحظه سختتر میشه" اشکال نداره ، بازم بیشتر فکر کنین ، تصمیم گیری سخته؟ بایدم باشه ، نگران نباشین چون تصمیم مهمیه
راستی ، یه چیز دیگه:
خواستم بگم: این دقیقاً چیزیه که خودم هم در رابطه ام بهش متهمم!!اما متوجه شدم او داره کم کم احساسی برخورد میکنه و من براش خیلی مهم شدم. حالا من موندم سر دوراهی ها زیادی؟ میترسم این تصمیم او احساسی بوده و فردا تو زندگی زیر قولش بزنه
احساساتی باشه مگه احساساتی بودن چه مشکلی داره؟! مگه مهم بودن شما چه مشکلی داره؟!
(البته منظورم در حد نرمالش هست) واقعاً شما و بعضی خانوم ها دیگه زیادی مته به خشخاش میذارین! آخه اینم شد عیب و نقطه ضعف؟!(آخه بالاخره آقایون با کدوم ساز شما حرکات موزون انجام بدن؟؟
)
آرزوی هر آنچه که به صلاحتونه رو براتون دارم | موفق باشید
_______________________________________
یه درخواست از فرشته مهربان: من هم با نظر دوستمون (بهشت) موافقم ، چند مدتیه نقل قول های طولانی و پست های Spam زیادی توی تاپیک ها دیده میشه (اینقدر زیاد شده تاپیک زیر 3،4 صفحه ای نداریم!!!) و بعضاً اعضا به جای دکمه ی "تشکر" پست Spam میزنن و 10 تا دونه ایموشن ِهم میذارن واسه قشنگی
فرشته مهربان ، ممنون | بابت زحماتی که میکشین ، خسته نباشین
_______________________________________








(آخه بالاخره آقایون با کدوم ساز شما حرکات موزون انجام بدن؟؟
هم میذارن واسه قشنگی

علاقه مندی ها (Bookmarks)