سلام مرسی از شما همیشه تنهای عزیز واقعا واسم مفید بود البته من به اشتباه از بارانک تشکر کردم تو اون تاپیک فکر کردم ایشون بودن که تاپیکوبم معرفی کردن ببخشید البته از همه دوستان ممنونم اما شما حیلی کمکم کردی مرسیمن اما یکمی مشکلم فکنم با اون دوستمون فرق کنه می دونی چیه؟ من اصلا دوستی و اینطور چیزا رو از بن و ریشه رد می کنم و اصلا از چنین دخترا وپسرایی خوشم نمیاد خدارو شکر که من جز اونا نیستم حرف من اینه که مثلا بین من و دوتا از دوستام که حالا شاید مساوی باشیم از لحاظ چهره شایدم من بهتر باشم هردو هم چادری هستیم من البته قدم بلندتره بسیار اجتماعی و یه جورایی پرو شوخ و شلوغ هستم چیزی که مثلا اون دوستم نداره اما اصلا لوس بازی تو کارم نیست شوخی می کنم اما مقابل پسرا با اینکه خیلی هم شوخی می کنم و شادم و می خندم رو بشون نمی دم دوستام می گن با اینکه شوخی اما سنگین شوخی می کنی اون دوستم اما کمی لوسه می خنده به شکل لوسانه ولی خوب چادریه ونجیب خوب چرا واسه اون کلی خاستگار پیدا می شه ومن......؟؟؟
آخه خودم گاهی دلم واسه خودم میسوزه من فضای خونوادم جوریه که حرفی از ازدواج و تشکیل زندگی واسه من نیست فضا بستس مامانینام حتی از خاستگارام چیزی به من نمیگن به طوری که من اصلا نمی دونم خاستگار دارم؟؟؟؟؟؟؟؟من23 سالمه احساس می کنم اگه زندگی هست باید تو همین سن و سال باشه بیشتر ازین سنو سال کمی دیره!!
اما با این اوضاع که نه تو دانشگاه نه خونه ....آخه پس چی ؟ من افسردگی گرفتم حس می کنم واقعا هیشکی دوستم نداره یا اگه داره وقتی هیچ اثری از هیشکی نیست خوب آدم شک می کنه!!خدایی گاهی ساعتها گریه می کنم چون حس بد بودن یا زشتی بم دست می ده یا اخلاقیات غلط واشتباه کلا با خودم درگیر میشم!
ویا اگه خود من کسی رو دوست داشته باشم حتی اونم حس می کنم دوستم نداره یا حداقل هیچ حسی بم نداره مشکلی که الان باش دارم دستو پنجه نرم می کنم یکی که تو دانشگامونه من بش علاقه دارم یه جورایی با شخصیتانه بشم فهموندم اما حس می کنم حتی اینم هیچ حسی ....آخ الهی بمیرم واسه خودم چقد حس بدیه!!!
*****************************************
بودنم را هیچکس باور نداشت
هیچکس کاری به کار من نداشت
بنویسید بعد مرگم روی سنگ
با خطوطی نرم و زیبا و قشنگ
اوکه خوابیدست در این گور سرد
بودنش را هیچکس باور نکرد....
باز هم سلام. دوست خوبم، فکر میکنم خواندن تاپیک "توجه پسرها رو جلب نمیکنم" برای شما مفید باشه.
http://www.hamdardi.net/thread-14168.html
[/quote]







من اما یکمی مشکلم فکنم با اون دوستمون فرق کنه می دونی چیه؟ من اصلا دوستی و اینطور چیزا رو از بن و ریشه رد می کنم و اصلا از چنین دخترا وپسرایی خوشم نمیاد خدارو شکر که من جز اونا نیستم حرف من اینه که مثلا بین من و دوتا از دوستام که حالا شاید مساوی باشیم از لحاظ چهره شایدم من بهتر باشم هردو هم چادری هستیم من البته قدم بلندتره بسیار اجتماعی و یه جورایی پرو شوخ و شلوغ هستم چیزی که مثلا اون دوستم نداره اما اصلا لوس بازی تو کارم نیست شوخی می کنم اما مقابل پسرا با اینکه خیلی هم شوخی می کنم و شادم و می خندم رو بشون نمی دم دوستام می گن با اینکه شوخی اما سنگین شوخی می کنی اون دوستم اما کمی لوسه می خنده به شکل لوسانه ولی خوب چادریه ونجیب خوب چرا واسه اون کلی خاستگار پیدا می شه ومن......؟؟؟
آخه خودم گاهی دلم واسه خودم میسوزه من فضای خونوادم جوریه که حرفی از ازدواج و تشکیل زندگی واسه من نیست فضا بستس مامانینام حتی از خاستگارام چیزی به من نمیگن به طوری که من اصلا نمی دونم خاستگار دارم؟؟؟؟؟؟؟؟من23 سالمه احساس می کنم اگه زندگی هست باید تو همین سن و سال باشه بیشتر ازین سنو سال کمی دیره!!
اما با این اوضاع که نه تو دانشگاه نه خونه ....آخه پس چی ؟ من افسردگی گرفتم حس می کنم واقعا هیشکی دوستم نداره یا اگه داره وقتی هیچ اثری از هیشکی نیست خوب آدم شک می کنه!!خدایی گاهی ساعتها گریه می کنم چون حس بد بودن یا زشتی بم دست می ده یا اخلاقیات غلط واشتباه کلا با خودم درگیر میشم!
ویا اگه خود من کسی رو دوست داشته باشم حتی اونم حس می کنم دوستم نداره یا حداقل هیچ حسی بم نداره مشکلی که الان باش دارم دستو پنجه نرم می کنم یکی که تو دانشگامونه من بش علاقه دارم یه جورایی با شخصیتانه بشم فهموندم اما حس می کنم حتی اینم هیچ حسی ....آخ الهی بمیرم واسه خودم چقد حس بدیه!!!

علاقه مندی ها (Bookmarks)