بله چشم.درست میگین.ممنون از تذکرتون.بهتره اینجا به جای دردل دنبال راه حل باشم.نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
------------------------------------------------------------------------------------------
دیروز ازش پرسیدم که چه انتظاراتی از من داری.سه مورد گفت که دو موردش که به نظر مهم تر میاد رو میگم.
گفت دوست دارم خودت کارهای خودت رو بکنی.باری از روی دوش من برداری نه اینکه باری هم بر دوش من بذاری.بهم گفت مثلا چرا انتظار داری رفت و آمدهات رو من انجام بدم.بیام دنبالت یا جایی ببرمت.ما دوست پسر دوست دختر نیستیم!این کارها مال اوناست که به هم تعد ندارن.یا مثلا کارهای بانکی چرا ازت میخوام انجام نمیدی؟....در حالیکه با یک بچه هم از من انتظار داره.من این موردی رو که گفت قبول ندارم.اما گفتم باشه .در حالیکه اکثر رفت و آمدهام رو خودم انجام میدم.اگه یه بار شاکی میشم چرا فلان جا باهام نمیای.جبهه میگیره.
آیا انتظاری که از من داره به نظر شما منطقیست؟
مورد بعدی رو بعد میگم.
چرا من نمیتونم ویرایش کنم؟برام قسمت ویرایش نداره.قسمت نقل قول رو اشتباه زدم!
---------------------------------------------------------------------------------
در مورد سوال پلوتون عزیز،باید بگم خب مسلما اون خودش رو به اندازه کافی دوست نداره.این واضح هست،اما من چه میتوانم بکنم؟خودش باید تلاش کنه.









علاقه مندی ها (Bookmarks)