خیلی ممنونم از شما دوستان گلم
راستش ما سه تا خواهر هستیم
و منم فرزند کوچیک خانواده هستم
مادر من شاغل بوده و حدودا ده سالی میشه که بازنشسته شده.
موضوع فقط بی خیالی نیست راستش
پدرم زمانی که جوون بوده به مادم بارها خیانت کرده و حتی مادرم از این موضوع خبر دار هم شده و دیده اما خودش میگه هر دفعه به خاطر 3 تا بچه هام بخشیدمش چون تو زندگیم مادر و پدرم پشتیبان نبودن که بگم میخوام جدا شم و اونا پشت من وایسن.
الان خونه ماشین هرچی و هرچی که ما داریم حاصل کار مادرمه
پدر من پس اندازی نداره
چون اون زمان که مامانم میرفته سر کار پدرم سر کار نمیرفته فکر خوش گذرونیش بوده.
مامانم میگه چرا از من یه معذرت خواهی نکرده بابت کاراش چرا به خاطر جبران کارای گذشته ش با من مهربونی نمیکنه؟؟چرا تو این سن هیچ سرمایه ای نداره؟
میگه زورم میاد 25 سال کار کردم اونوقت شوهرم داره تو خونه من زندگی میکنه از خودش چیزی نداره
میگه وقتی منو حامله بوده خانواده بابام اذیتش کردن خیلی، مثلا ویار داشته جلوش همون چیزو میخوردن اصلا بهش تعارف نمیکردن
من میترسم ازدواج کنیم مامانم از تنهایی خل بشه
شبا سه ساعت بیشتر نمی خوابه
این غم و غصه ها 30 سال ریشه کردن تو وجودش
مادرم دیپلمه هستش و پدم فوق دیپلم








علاقه مندی ها (Bookmarks)