(6/2/1386)
دلسوزی های مادرانه
من هم در این مورد که «دخالت خانواده در امور خصوصی شما صحیح نیست» با شما هم نظر هستم.
اما نکات ظریفی هست که باید توجه نمائید.
معمولا عزیزان و نزدیکانی که خود را زیاد به ما نزدیک حس می کنند و دلسوز و دوست ما هستند، سعی می کنند با توصیه نصیحت، انتقاد به ما کمک کنند. که البته برای فرد بالغی مثل ما ، اصلا این جالب نیست.
این نکته از آنجا مهم است که ما از آنها متنفر نشویم. بلکه آنها را دوست داشته باشیم و بدانیم در روشی که انتخاب کرده اند اشتباه می کنند.
نکته دیگری که مهم است. معمولا ، هنگامی نزدیکان، آشکارا ما را مورد نصیحت و توصیه و انتقاد قرار می دهند که نقطه ضعف عمده و غیر قابل چشم پوشی در ما می بینند . یا خطر یا مشکل عمده ای را به وضوح بر سر راه ما مشاهده می کنند. هر چقدر ما از نظر عاطفی ، فکری و رفتاری بلوغ کمتری از خود نشان دهیم و استقلال لازم را در حل و فصل مسائل نداشته باشیم، نقش دخالتی دیگران در زندگی ما محسوس تر است.(افراد احساس محور به جهت عجول بودن و اینکه همه جوانب را نمی خواهند ببینند، صبور نیستند و هیجانی هستند، بیشتر شرایط دخالت دیگران را مهیا می کنند)
پس کاری که در این زمینه شما می توانید بکنید نه بحث کردن ، جدل کردن ، درگیری و نفرت هست، نه توجیه و پنهانکاری و .... بلکه باید توانا بودن خود را در حل مشکل و مسائل خود به آنها نشان دهی.
به جای توجیه هر گونه حرکتی که از تو سر می زند، گاهی لازم است بعضی صحبت های منطقی را ارائه دهی و حتی اشتباهات خود را نقد و بررسی کنی و ابراز پیشمانی کنی. با کنترل احساسات و هیجانات خودت به آنها نشان دهی که می توانی خود را از تصمیم گیری های صرفا احساسی نجات دهی و با آینده نگری خود می توانی محیطی امن را برای خودتون و خانواده تون ایجاد کنید.









علاقه مندی ها (Bookmarks)