فکر می کنم که اګه بخوام بګم همه را تمام کن و بچسب به درست و زندګیت قبول نمی کنی. این را می ذارم دوستان به زبان بهتری بګن شاید بپذیری.
اما من می ګم بیا و یه قسمت از مساله را حداقل حل کن تا ضربه و آسیبش حداقل کمتر بشه یا تعداد افراد آسیب دیده کمتر بشن. بذار حداقل دوستات را برای همیشه داشته باشی و یک عمر شرمنده ی مهناز و دوست پسر کنونیت نباشی.
پس
1. رابطه ات را با دوست پسر فعلیت کات کن. خیلی منطقی و محترمانه بهش بګو که هیچ حسی نسبت بهش نداری و می خوای که مثل ګذشته فقط دو دوست و همکلاسی باشید.
2. اصلا و به هیچ وجه به رفتارهای محمد جواب نده. حتی اګر رابطه اش با مهناز تمام بشه و به طرف تو بیاد، همیشه شرمنده ی مهناز خواهی بود. درضمن بهش نمی تونی اعتماد کنی و حتی ممکنه اون هم به تو اعتماد نکنه. با خودش می ګه کسی که به دوست صمیمیش و هم جنسش این کار را کرد، با من بهتر از این نخواهد بود. پس اصلا بازیچه اش نشو و نفر سوم و اضافی رابطه شان و بیرون رفتنهاشون و چت هاشون نشو. ارزش تو بیشتر از این حرفهاست.
3. از دوست فعلیت که جدا شدی، از وسط رابطه ی محمد و مهناز که کنار اومدی، خیلی متین و موقر و خانوم به زندګیت و درست می رسی. اګر محمد قصدش یک رابطه ی درست با شما باشه و تو را برای زندګی انتخاب کرده باشه، خودش به طرفت خواهد اومد. بذار هم احترام و شخصیتت پیش محمد حفظ بشه و هم دوستهات را داشته باشی.
کمی صبر و عقل لازمه. احساست را بذار کنار.
وقتی محمد برګشت و خواست که باهات ارتباط برقرار کنه، بیا اینجا تا بګیم که بقیه ماجرا به چه شکله. حتما بیا. چون تازه اول ماجراست و باید معقول و درست رفتار کنی تا آسیب نبینی.








علاقه مندی ها (Bookmarks)