چهاردهمين آفت مشاوره : بي توجهي به مقاومت مراجع
گاهي مراجعان بسيار در لاك دفاعي فرو رفته و مقاومت مي كنند. يعني سد يا قلعه اي نامرئي دور خود ايجاد مي كنند كه هم كم مطالب را مي گويند و هم كم نظرات شما را مي شنوند.
نمونه اي از مقاومت هاي مراجعان:
الف: مقاومت در گفتن مسائل مهم مرتبط با مشكلشون
ب : مقاومت در برابر نظراتي كه مي شنوند،
ج: سكوت كردن
د: طفره رفتن از موضوع اصلي و به انحراف كشيدن بحث،
هـ : جدل كردن و به چالش كشيدن مشاوره
و : گفتن مسائل و مطالب به زبان سوم شخص و از قول شخص ديگر
ز : جمع بستن افعال و گفتن جملاتي شبيه: «همه اينو مي گويند»، «همه اين كار را مي كنند» «جامعه همه اينطوري هست»
ح: به سخره گرفتن، مسخره كردن مطالب يا مشاور يا افراد ديگري كه به مشكلش مرتبط هستند.
ي: مخفي كردن موضوع اصلي مشكلش در خرواري از حرفها و مشكلات
ك: ندادن پاسخ مستقيم به سئوالات ساده مشاوره و به اصطلاح پيچوندن مشاور و موضوع
ل : ......
در اين گونه موارد كه مراجع نشانه هاي مقاومت از خودش بروز مي دهد، قبل از اينكه به مراجع رهنمود بدهيم يا راه حلها را به كار گيريم، نياز هست از طرق مختلف مقاومت مراجع را در هم بشكنيم.
چند نمونه از روشهايي كه كمك مي كند مراجع احساس امنيت كند و مقاومت نكند:
يكم: كمتر مشاور صحبت كند.
دوم: مشاور سعي كند با گوش كردن فعال و با زبان بدن خود را مشتاق شنيدن نشان دهد. نه با كلام و اصرار
سوم: مشاور بايد انعكاس احساس دهد.
يعني اينكه مشاور به محتويات صحبت هاي مراجع دقت كند و پس از شنيدن صحبت مراجع ، به جاي صحبت كردن در مورد محتويات حرفهاي مراجع ، به احساسات نهفته در كلام مراجع توجه كند.
مثال:
مراجع: پدرم جلوي مهمانها سرم فرياد كشيد، پس از آن هنگام بلند شدن دستم به بشقاب غذا خورد و آن هم افتاد و شكست، جناب مشاور اگر شما بوديد چه مي كرديد؟
مشاور: عجب! بايد خيلي ناراحت شده باشي! حتما جلوي مهمانها خجالت كشيدي و عصباني شدي! (بايد توجه به احساس مراجع را انعكاس دهد)
چهارم: مشاور به جاي راهنمايي بايد انعكاس محتوا بدهد.
يعني به جاي راهكار جديد و ارائه رهنمود بايد مطالب مراجع را به گونه اي ديگر بازخورد دهد تا مراجع متوجه شود كه مشاور خوب مسئله را گوش كرده و فهميده است.
مثال:
مراجع: پدرم جلوي مهمانها سرم فرياد كشيد، پس از آن هنگام بلند شدن دستم به بشقاب غذا خورد و آن هم افتاد و شكست، جناب مشاور اگر شما بوديد چه مي كرديد؟
مشاور: پس صداي بلند پدرت خطاب به شما نزد مهمانها، باعث شد بشقاب غذا را ناخواسته بشكنيد؟ درست فهميدم؟
پنجم: هم احساسي و هم حسي و توجه به احساسات مراجع
يعني ما سعي مي كنيم دقيقا حس و حال مراجع را بفهميم و او را مورد همدلي قرار دهيم.
ششم: استفاده از در باز کن ها
يعني سئوالاتي بدون اجبار را طرح مي كنيم. تا دغدغه اصلی را در آرامش و با میل شخصی بیان کند ، نه سئوالاتی که حالت تجسس داشته باشد ، که روند مشاوره را مختل و مراجع را به عقب رانده و یا باعث مقاومت و احساس بدبینی در او می شود .
مثال:
مراجع: پدرم جلوي مهمانها سرم فرياد كشيد، پس از آن هنگام بلند شدن دستم به بشقاب غذا خورد و آن هم افتاد و شكست، جناب مشاور اگر شما بوديد چه مي كرديد؟
مشاور: از پدرت دوست داري بيشتر برايمان بگويي؟
يا: معمولا وقتي چنين مشكلاتي برايت پيش مي آيد چه كار مي كني؟
يا : مسائل مهمي هست. باز هم تمايل دارم بيشتر در موردشان بشنوم.
هفتم: ترك موضوعي كه مراجع سعي در پنهان كردنش داره و موقتا مسائل را آگاهانه از تمركز خود خارج مي كنيم. تا مراجع احساس امنيتش ترميم شود.
مثلا اگر تاپيكي اينطور بود، بهتره مدتی تاپیک او را رها و حتی پستی مبنی بر این که چه شد ، کجایی ، خبری بده و .... را هم ارسال نکرد .
هشتم: پذيرش مراجع و عدم انتقاد به او
بايد با صحبتهايمان به مرور در جلسه به مراجع نشان دهيم كه با همه ضعفهايش باز هم دوستش داريم و دوست داشتني هست.
خلاصه و نتيجه گيري:
در مشاوره ارتباط حسنه با مراجع بسيار مهم هست. گاهي مراجعاني كه اضظراب دارند يا احساس امنيت در جلسه مشاوره ندارند شروع به مقاومت كرده و نه مسائلشون را شفاف بيان مي كنند و نه حاضر به پذيرش مطالب مشاوره هستند. در چنين مواقعي بايد با هم حسي، سكوت و يا پذيرابودن سعي در تقويت ارتباط كنيم. و از مشاوره دادن و راهنمايي كردن مراجع به صورت مستقيم و دستوري پرهيز كنيم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)