سلام
مرسی سارای مهربونم که اینقدر کامل توضیح دادی و باور کن حرفات خیلی خیلی کمک کننده هست برام.
در مورد اون سوال اول که بار اول که اومدم تو این تاپیک پرسیدم باید بگم که با حرفهای دوستان و فکر کردن من هم کامل به این نتیجه رسیدم که این به هیچ وجه کار درستی نیست و مطمئن باشین که دیگه حتی بهش فکر هم نمیکنم که پاسخ مثبت به اشنایی پسری بدهم که برای بار اول در یه مکانی مثه تاکسی و ...هست
و در مورد سوال بعدی هم با کمک شما دوستان متوجه شدم اگه اشنایی ضمنی که از پسری دارم در حدی باشه که اون رو تا حدی قبول داشته باشم و تا حدی بشناسم اول دقت میکنم که قصدش چی هست و رفتارش چگونه هست و بعد اگه قصدش ازدواج بود و با متانت مطرح کرد بهش میگم که من خانوادم رو در جریان میذارم و چیزی رو از اونها پنهان نمیکنم و اگه دیدم که این رو قبول داره با اجازه خانواده ام وارد یه اشنایی خیلی خیلی کوتاه که وابستگی ایجاد نشه میشم ولی طبق حرف مدیر عزیز میدونم که حتی گفتن این حرف توسط اقا پسر که قصدم ازدواج هست دلیل این نمیشه که واقعا قصدش این باشه بنابراین بعد از مدت کوتاهی که شناخت نسبی شد مثلا چند جلسه حتما ازش میخوام که هر چه سریعتر رسمی بشه و البته در همون مدت کوتاه هم حتما تمامی حد و مرزها رو رعایت کرده و رابطه رو رسمی نگه میدارم.اما من خودم هم کاملا به این معتقدم که باید خانواده ام در جریان باشند و من هم مثه تو سارای عزیز همه چیز رو باهاشون در میون میذارم...
منم حرفت رو قبول دارم سارا جون که این با توجه به فرهنگ هر خانواده ای قابل تعریف هست و ممکنه بعضی از خانواده ها این رو قبول نداشته باشن
پس ممکنه که کل نوشته های بالای من برای یک نفر نقض بشه چون این با فرهنگش جور نیست
پس من هم معتقدم که اگه خانواده کسی با این روش موافق نیست بهتره که ادم به خانواده اش و فرهنگش احترام بذاره
از تمامی دوستان ممنونم .به امید خوشبختی تمام هم تالاری های عزیز









علاقه مندی ها (Bookmarks)