سلام
من مطالب شما و سایر دوستان رو خوندم.
یه چیز به نظرم عجیب اومد
اینکه چه چیز یک دختر سوم راهنمایی شما رو علاقه مند کرده؟ یه علاقه واقعی در اثر شناخت به دست میاد و اگر شما تا حالا با ایشون ارتباطی نداشتید و در عین حال بهش علاقه مندید کمی جای فکر داره.خیلی ها بودند که مدتها عشق یه نفر رو توی دلشون نگه داشتند و بعد از طی کردن یه دوران عاشقی و غم و هجران و...وقتی با طرفشون همکلام شدند و برای ساعاتی احساس رو گذاشتند کنار و عاقلانه فکر کردند،دیدن ای بابا...چی فکر می کردیم،چی از آب دراومد!من موردهای اینجوری اطرافم زیاد دیدم.
به نظر من هنوز خیلی برای اون دختر خانم زوده ،که این قضیه را باهاش در میون بذارید.
اگه خوب فکراتون رو کردید و از انتخابتون مطمئنید از مادرتون یا یه بزرگتر کمک بگیرید که با خانوادش صحبت کنند ،ببینند رسم خانوادشون چه جوریه؟از اونها هستند که بعد از دیپلم دخترشون رو شوهر می دن یا نه،عجله ای ندارند.
اینجوری شاید تکلیف شما روشن بشه که باید دقیقا چه زمانی اقدام کنید.
یه چیزی،شما نمی خواید نامزد بشید،خب به نظر شما خانوادش رو چه حسابی باید با شما برخورد کنند؟ یه خواستگار یا کسی که می خواد تا 7 ،8 سال آینده که اوضاعش رو به راه بشه بیاد خواستگاری؟
این دو تا خیلی با هم فرق می کنند.هیچ خانواده ای راضی نمیشه که بدون هیچ تعهدی از جانب پسر ،دخترش رو فرضا نامزد اون بدونه!نمیشه...مخصوصا در این دوره زمونه!که ببخشیدا،همه همدیگه رو سر کار میذارند!
نمیشه که همه چیز رو با هم داشت،هم خیالتون راحت باشه که دختر مورد نظرتون رو خواهید داشت ،هم تعهد و مسئولیتی نداشته باشید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)