ستاره جان بهت تبریک می گم بخاطر خانواده فهیمت.
از همین گفته های اندک خودت واضحه که حق داشتن مخالفت کنن و نگذارند دخترشون طعم خوشبختی رو نچشه.
چندین سال دیگه که پخته تر شدی، خودت درک می کنی.
صحبتهای بهشت رو چندین بار بخون و روشون فکر کن. دنبال این نباش تا کسی حرفی می زنه سریع جبهه بگیری و توجیه کنی.
عزیزم مردهای زیادی هستند که وقتی به عشقشون نمی رسن تا آخر عمر عذب می مونن و به حرمت عشقشون سراغ هیچکس دیگه نمی رن. ولی در عین حال مزاحم ارامش عشق خودشون نمی شن.
این یعنی عشق واقعی.
عزیزم چشمهات رو باز کن. یعنی چی که از سر لجبازی رفته سراغ کس دیگه. مطمئن باش اگه اون روی خوش به اون دختر نشون نمی داد، اون هرگز زنش نمی شد. می دونم ناراحت می شی ولی این نهایت نامردیه.
زندگی که بچه بازی نیست که سر لج و لجبازی امروز با یکی و فردا با دیگری باشی.
کسی که تعهد سرش نمی شه، نسبت به هیچکس تعهد نخواهد داشت.
در ثانی گلم یعنی تو حدت اینه که بشی هوو؟! یا حق دیگری رو تصاحب کنی؟! با دست خورده دیگری لذت جویی کنی؟! به بچه هاتون می خوای چی جواب بدی؟
عزیزم چشم و گوشت رو خوب باز کن تا حقیقت رو دریابی...








علاقه مندی ها (Bookmarks)