به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: به نظر شما آیا دغدغه و نگرانی یافتن یک خواستگار و شوهر م

رأی دهندگان
108. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.
  • خیلی زیاد

    92 85.19%
  • نه خیلی

    16 14.81%
  • اصلاچنین نگرانی وجود ندارد

    0 0%
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 84

Threaded View

  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 04 آذر 90 [ 02:02]
    تاریخ عضویت
    1387-3-24
    نوشته ها
    354
    امتیاز
    5,029
    سطح
    45
    Points: 5,029, Level: 45
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 121
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    325

    تشکرشده 334 در 122 پست

    Rep Power
    54
    Array

    RE: من خواستگار ندارم

    نقل قول نوشته اصلی توسط fereshth
    به دودلیل عذرخواهی می کنم
    1 بدلیل بی تجربگیم از این سایت دوبار یک مطلب تکرار شد که متاسفانه نتونستم حذفش کنم اگر مدیرمحترم این کار رو انجام دهند ممنون می شوم
    2- حرفهای قبلیم کم بود دوباره اضافه می کنم بخدا پرچونه نیستم فقط دلم خیلی پره
    دلیل اینکه پسر به خواستگاری می رود این است که باید متانت دخترها حفظ شود و ... اما همین کار خیلی وقتها دقیقاً نتیجه عکس می دهد
    خود من بارها شده بخاطر عدم تعادل روحی از نمازخواندن اجتناب کردم. من که واقعاً ارتباط با خدا رو دوست دارم و او را بهترین دوست خودم می دانم نمی خواهم سرپوش روی اشتباهاتم بگذارم یا همه چیز و همه کس را مقصر بدانم جز خودم، اما بعضی وقتها واقعاً تنها دلیلش همینه
    اینکه چرا خدا هم نسبت به من بی توجه است؟

    مدیر محترم همدردی شما فرمودید
    کسب تحصیلات، داشتن شغل، بالا بودن اعتماد به نفس، داشتن آداب اجتماعی فعال، داشتن مهارتهای ارتباطی قوی، تناسب رفتار و گفتار و با هنجارهای فرهنگی منطقه ای، عدم ارتباطهای احساسی و سطحی با جنس مخالف، رفت و آمد با فامیل ، اقوام ،آشنایان، همسایگان و شرکت در مراسمات، جشنها و ....، شرکت در کانون ها ، انجمن ها ، باشگاه ها و ... همه اینها گوشه ای از فعال بودن و منفعل نبودن است.
    من یک دختری که سالها در همین راه تلاش کردم و سعی کردم با تلاش و تحصیل این موضوع رو فراموش کنم یکجورایی خودم رو از این راه ارضاء کنم یا اینکه با این کار توجه دیگران را جلب کنم اما نتیجه اش چه شد؟(البته تمام هدفم این نبود اما یک دلیلش همین بود)
    از لحاظ ظاهری فرد موفقی هستم اما باطناً احساس تنهایی می کنم و بعضی وقتها عدم موفقیت
    دیگه حوصله کارکردن رو ندارم من که شاگر اول بودم 2 تا از درسهای این ترمم رو با تقلب سپری کردم اگر تقلب نمی کردم فقط 2 تا سوال رو جواب می دادم
    حوصله هیچکس و هیچ چیز رو ندارم احساس می کنم همه چیز یک توهمه و سرپوش گذاشتن.
    مثل این میمونه که دختری گرسنه است و توی خونه چیزی برای خوردن نداره مادرش برای اینکه سر دختر رو گرم کنه براش قصه می گه و باهاش بازی می کنه اما بعد از چند وقت اون دختر دیگه نه انرژی برای بازی کردن داره نه برای گوش دادن به قصه های مادرش فقط می تونه بیهوش بشه تا هیچی نفهمه اما آخرش چی بالاخره یا پدرش میاد و براشون غذا میاره یا اون هم هیچوقت نمیاد شاید هم آنقدر دیر بیاد که دیگه گرسنگی، دختر بچه رو از پا می ندازه
    اگر پدر به موقع بیاد خوب مشکلی نیست همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود اما اگر نیامد یا دیر آمد اونوقت اگر دختر بره و از همسایه بقلی نون بدزده حق داره یا نه؟ یا اینکه بره سراغ کارهای ناشایست و از این راه نون بدست بیاره حق داره یا نه؟ شرعاً چنین حقی نداره اما خیلی از ما می گیم خوب حق داره این کار رو انجام بده یعنی منطقی می دونیم
    خیلی سخته مطمئنم این قصه رو هممون می تونیم حس کنیم و حتی تصور کنیم چون قطعاً برای هممون احساس گرسنگی پیش آمده البته امیدوارم به این شدت نبوده باشه
    این قصه رو گفتم تا بگم میل جنسی هم مثل خیلی از امیال ما نیاز به پرورش-هدایت-ارضاء شدن و ... داره نباید اون رو نادیده گرفت اما متاسفانه بخاطر حیاء اصلاً به این مسئله توجهی نمی شه ما توی مدرسه یاد می گیریم به دیگران کمک کنیم محبت کنیم دوست داشته باشیم و احترام بگذاریم و ... اما عشق به جنس مخالف رو هیچوقت و هیچ کجا یاد نمی گیریم اصلاً نمی تونیم تشخیص بدیم این عشق واقعی است یا علاقه و توجه به ظواهر یا وابستگی یا ... چون آموزش ندیدیم
    من می دونم تا چه حد باید به دوست هم جنسم اعتماد کنم و روی دستیم با او حساب کنم اما نمی دانم با دوست پسرم چگونه باشم
    می دانم وقتی تشنه ام آب تصفیه شده باید بنوشم و می تونم تشخیص بدم چه آبی مناسب است اما نمی دانم وقتی مجردم و هیچ رابطه جنسی برای من حلال نیست باید چکار کنم
    و ...
    چرا باید اینگونه باشد؟
    تصور من این است:
    من یک زندانی هستم که زندانم قصر است قصری زیبا و با شکوه
    هرروز از پشت بلندگو می گویند:
    دختران زیبا و خوب شما جواهراتی هستید با ارزش برای همین اینجا می مانید تا یک نفر که ارزش شما را دارد بیاید و به قصر خود (زندان دیگر) منتقل کند
    چقدر زیبا و با شکوه اگر ما نخواهیم اینقدر به ما ارزش دهند کی را باید ببینیم؟
    من هیچوقت از دختر بودنم ناراحت نبودم اما چند سال است که متنفرم از اینکه دخترم
    بغضی که چند سال در گلویم مانده و هنوز نتوانستم خاموشش کنم
    خداوند در قرآن ازدواج را یکی از راههای رسیدن به آرامش معرفی کردند
    اما میل جنسی، من و قطعاً خیلی از دخترها را دارد از بین می برد
    من که می توانم دختری موفق ، شاد و سرزنده باشم می توانم یک مخترع یا مهندس خوبی باشم چرا باید بخاطر گرسنگی تمام فرصتها را از دست بدهم باور کنید بهانه نمی آورم
    خسته ام خیلی خسته
    هممون می دونیم باگرسنگی ،تشنگی یا خستگی زیاد نمی توان کار کرد و ذهن را متمرکز ساخت
    اگر واقعاً با من همدردید و حرفهایم را قبول دارید (حتی 5% از آنرا)بیایید به هم کمک کنیم بیایید با هم یک تصمیم قاطع بگیریم و اجرایش کنیم
    به خدا این حق ما نیست
    این ظلم است این با زنده بگور کردن دخترها چه فرقی دارد؟
    اون موقع دختر می مرد و راحت می شد اما ما داریم زجرکش می شیم

    اگر مدیر همدردی تصمیم و برنامه ای دارند من حتماً همراهی می کنم و از هیچ کمکی دریغ نمی کنم
    راستش امروز به ذهنم رسید که اگر ما بتونیم یک مقاله خیلی خوب و تخصصی با زبانی عامیانه تهیه کنیم و اون رو بین مردم پخش کنیم
    یا همایش برگزار کنیم و از دانشگاهها شروع کنیم چون افراد تحصیلکرده زودتر این حرفها را قبول می کنند
    و فعالیتهای دیگر
    تابتونیم این سنت زیبا اما دارای اشکالات زیاد را اصلاح کنیم
    بخدا اینکه پدر و مادر من هم بدنبال داماد مناسب برای خود بگردند جرم نیست
    این را باید همه بفهمند
    به عنوان یک پسر واقعاً تحت تاثیر قرار گرفتم. نیاز جنسی حق شماست و اینکه با ازدواج به دنبال رفع نیاز جنسی هستید نه تنها بد نیست بلکه بسیار ستودنیست. مگر نه این است که رفع این نیاز به انحا دیگر و به طرق غیر شرعی برایتان آسان و ساده است. پس همین مسئله که از این راه در صدد رفع نیازتان هستید امریست مثبت و قابل تمجید.
    بله، نیاز به بودن در کنار شخصی دیگر و نیاز به نوازش شدن و نیاز به آغوش گرفتن و در آغوش کشیده شدن و ارضا جنسی شدن بخشی از زندگسیت و نه همه ی آن اما همانطور که گفتید عدم رفع آن سایر وجوه زندگی را تحت الشعاع قرار می دهد. پس بدانید که تمام حرفهایتان برای من و بسیاری دیگر قابل درک است و همه ی جملاتتان به حق و قابل دفاع.

    دوست عزیز ما در کشوری زندگی می کنیم که برخی عرفیات غلط که بیجا به باورها تبدیل شده اند چنگ بر روی گلویمان انداخته و در حال خفه کردنمان هستند اما با اینکه می توانیم با عقل و منطق این باور های غلط را بشکنیم باز بی اراده و گوسفندوار از هر آنچه که گذشتگانمان به آن معتقد بودند پیروی می کنیم.
    واقعاً در خواستگاری دختر از پسر هیج عیبی وجود ندارد. اگر دختر همانند یک پسر ظرفیت شنیدن جواب منفی را داشته باشد چه اشکالی دارد. به نظر من پسران با خواستگاری دختران مشکلی ندارند و مشکل خود دخترانند ولی همیشه می نالند که جامعه می گوید خواستگاری دختر از پسر صحیح نیست. مگر جامعه کیست غیر از من و شما. الان این مسئله هنوز جا نیفتاده است. اما اگر دختران جامعه واقعاً خواهان دخالت مستقیم در انتخاب همسر آینده ی خود هستند با شروع این سنت شکنی می توان امیدوار بود که این قضیه کاملاً پذیرفتنی شود.
    فرشته جان ،پسر بودن دردسرها و دغدغه ها و مسئولیت هایی دارد که شما خانما ازآنها فارغید اما خب در مواقعی اندک هم خانم بودن محدودیت آور است مانند همین مسئله ی خواستگاری. یک جا خوندم نوشته بود خانمها همیشه وقتی مجردند نگران آینده اند و به محض تاهل نگرانی آنها رفع خواهد شد ولی آقایون در زمان تجرد راحت و بی دغدغه اند ولی باید از فردای ازدواج نگران آینده باشند. فکر می کنم این جمله به واقعیت نزدیک باشه. اما به طور کل وقتی که می بینم یک دختر هموطن در این امر مهم و حیاتی زندگی خودش مستاصل میشه و باعث بوجود اومدن مشکلات روحی در اون میشه ناراحت و متاثر میشم.
    البته این را بدانید که پسران بسیار زیادی هستند که در آرزوی ازدواج اند اما به دلیل حزم وعاقبت اندیشی و پیش بینی مشکلات آینده در شرایط نا بسامان اقتصادی و اجتماعی کنونی اقدام به ازدواج نمی کنند. به طور کل من سوء مدیریت کلان کشور رو بسیار دخیل می دونم در مشکلات اینچنینی جوونا. چون همه ی این مشکلات زنجیروار به هم مرتبط اند و حل یکی دو مسئله عمده و مهم می تونه مانند یک جور دومینو این مشکلات ردیف شده برای مردم رو حل کنه.

    برای من به شخصه که یک پسرم ازدواج کردن راحته و اگر اراده کنم ماه آینده متاهل خواهم بود ولی کیفیت آن و ادامه ی مسیر است که باعث میشه خیلی از ما پسر ها با وجود نیاز های مشابه شما درانجام این امر مهم تامل و تحمل بیشتری داشته باشیم. شما هم بهتره اگر موردی در آینده پیش آمد یک جنبه از ازدواج رو بر دیگر جنبه ها مرجح ندونید و با وجود نیازتون به این قضیه همواره حساسیت زیادی در انتخابتون به خرج بدید که خدای نکرده روزی پشیمون نشید ولی از وسواس و سخت گیری بپرهیزید.
    به نظر من بهترین راهکار عملی برای فردی مثل شما علاوه بر حضور فعال اجتماعی، ابراز علاقتون به فرد مورد نظر به طور غیر مستقیمه. آیا خواستگاری کردن راحت تره یا اینکه با رفتارتون علاقتونو بروز بدید؟ مسلماً دومی راححتر و کم هزینه تره. اگر هم بلد نیستید باید یاد بگیرید که دل یک پسر رو به دست بیارید. البته اگر بی توجهی دیدید زود تغییر رفتار بدید چون که متوجه میشید اون آقا نسبت به رابطه بی میله. ولی اگر به فردی نشون بدید که علاقمندید مطمئناً در روشن شدن و دامن زده شدن به علاقه در او (اگر این پتانسیل از روز اول در او نسبت به شما وجود داشته باشه) نسبت به شما موثر خواهد بود. هرگز از اینکه حس خوب و تمایل خود را به یک پسر بروز دهید ابایی نداشته باشید و اون رو مثبت بدونید. خیلییییییییییییییییییی از آقایون هستند که اگر چراغ سبز بگیرند ترسشون از جواب منفی ریخته و سعی به اقدام برای آشنایی می کنند. الیته باید بتوانید خیلی زیرکانه و هوشمندانه این کار را کنید که در عین حفظ متانت برای آن آقا مطلوب و خواستنی جلوه کنید و هر کسی برای منظورهای دیگر جذبتان نشود. من فکر می کنم برای فردی مثل شما با این شرایط این بهترین راهکار است. بد نیست که اقوام نزدیک هم شما را به خانواده ی کسانی که پسر دارند پیشنهاد دهند جوری که گمان شود خود شما از موضوع خبر ندارید.
    به هر صورت حتی اگر مانند آن دخترک نان دزدی هم کنید بر شما ملامتی نیست چون هر انسانی یک ظرفیتی دارد. برایتان بهترین آرزوها را دارم.

  2. کاربر روبرو از پست مفید wintersun77 تشکرکرده است .

    nazaninIT (شنبه 01 مهر 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:03 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.