سلام سارای عزیز

فکر نمی کنم مشکلتون زیاد جدی باشه خدا رو شکر
ولی واسه همین هم باید تلاشتون رو بکنین تا ان شاءالله این مورد هم حل بشه
شوهرتون تنها پسر خانودست ؟
مواظب باشین شوهرتون نباید احساس کنه که شما می خواید اونو از خانوادش دور کنید باهاش حرف بزنید خیلی مهربون بگین که خانوده هردتون در جای خودش خیلی مهمن وباید احترامشون حفظ بشه از این بابت خیالشو راحت کنین ....
بعد راجب خودتون باهاش حرف بزنین راجب عشق وعلاقتون نسبا به شوهرتون وزندگیتون بگین که دوست دارین وانتظار دارین که ایشون هم به شما محبت وتوجه داشته باشند
در لحظاتی که با شوهرتون هستین سعی کنید بهترین و شیرینترین لحظات رو با هم تجربه کنید مطمئنم اگه تو خونتون لحظه های خوبی رو باشما داشته باشند کم کم رفتارشون عوض خواهد شو لحظاتی که با هم هستید ازهم گلایه نکنید سعی کن راه حل هات زیاد دستوری نباشه اصلا از خانوادش بدگویی نکن احترامشون رو حفظ کن
خلاصه هر کاری از دستت برمی یاد برای ساعاتی که باهم لذت ببرین وخوش باشین دریغ نکن..... یعنی به خاطر در کنار با تو بودن احساس نیاز و خوشحالی کنه موفق ب
اشی