سلام
<strike>به نظر من بعضي ادمها در زندگي ارزش فکر کردن و اتلاف انرژي را ندارند.
اگر مشکل شما فقط با خواهر شوهر و اشخاص محدود اين چنيني است و اين موارد را صادقانه با شوهرت در ميان گذاشته اي يه مدت مثلا چند سال به طور کامل کنارش بزار-نه به ديدنش برو-نه دعوتش کن-نه در مجالس مشترک کنارش بشين-نه به اش توهين کن نه به اش احترام بذار و ....
کاملا بي تفاوت
يا در اين مدت اصلاح مي شه يا نه.
اگه اصلاح شد نشانه هاش مشخصه.مثلا زنگه میزنه رسما تو را دعوتت میکنه و ...
اگه هم اصلاح نشد که روانت اروم ميشه و مطمعنا چون عکس العمل هاي بدي در مقابل سايرين با شما
داشته عکس العملهاش در برابر شما مورد انتقاد قرار میگیره نهایتا از طرف بقيه محکوم ميشه و منزوي.
عيد ها به ديدنش نرو.به خونتون دعوتش نکن.اگه امد يه کار جور کنيد بريد خريد و کشيک بيمارستان و ... ...
</strike>
<strike>خلاصه کنم برخورد هاتون را با اون با اطلاع قبلي به شوهر به حد صفر برسانيد.مطمعنم جواب ميده</strike>
.
<strike>راستی برای قدم اول پا گشا یش هم نکن.دیگه اگه خیلی شوهرت اصرار کرد به صرف شام رستوران نه خانه.</strike>
موفق باشي
(ويرايش توسط مدير همدردي: دقيقا اين روش نتيجه عكس مي دهد. نه در اسلام به اين لج لج بازيها توصيه شده نه در روان شناسي. )
==========
پاورقي:
دوستان عزيز و دلسوز، توجه داشته باشيد هر راهنمايي كه ما انجام مي دهيم مسئوليت سنگيني بر دوش ما قرار مي دهد و ممكن است زندگي هايي را به طرف فروپاشي بكشاند يا نجات دهد. لذا در توصيه هاي جراحي گونه بايد بسيار بسيار محتاط باشيم. اگرچه ممكن است مراجع كه احساساتش جريحه دار شده است از پاسخ ما خوشش بيايد، اما در نهايت ممكن است به ضررش تمام شود.








علاقه مندی ها (Bookmarks)