به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 22
  1. #11
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 27 بهمن 04 [ 07:55]
    تاریخ عضویت
    1389-9-14
    نوشته ها
    430
    امتیاز
    15,799
    سطح
    80
    Points: 15,799, Level: 80
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    2,069

    تشکرشده 2,080 در 437 پست

    Rep Power
    59
    Array

    RE: خجالت از ابراز عقيده

    من فقط يك مثال زدم
    اما خوب طبعا كسي كه به دنبال يه خانواده ي مذهبي و دخترش مياد بيشتر پرسشهايش يا اعتقاديه يا يه چيزي تو همين مايه ها و مطمئنن هيچ وقت نمياد در مورد مسائل جنسي ;) ازم بپرسه
    مشكل منم دقيقا همينه كه تو مراسم خواستگاري اين احساس به من دست ميده كه شايد قراره واسه سپاه امام زمان انتخاب شم نه به عنوان همسر!!!
    به خاطر همينم هست كه اميدمو به زندگي كامل از دست دادم احساس مي كنم محكوم به ايفاي نقش تا آخر عمر هستم و چيزي اينو تغيير نميده.
    [size=medium][align=center]بازيچه دست يار بودن عشق است
    در پنجه غم شکار بودن عشق است
    در محکمه اي که يار باشد قاضي
    محکوم طناب دار بودن عشق است[/align]
    [/size]

  2. 2 کاربر از پست مفید yasa تشکرکرده اند .

    yasa (جمعه 13 خرداد 90)

  3. #12
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 04 آذر 90 [ 02:02]
    تاریخ عضویت
    1387-3-24
    نوشته ها
    354
    امتیاز
    5,029
    سطح
    45
    Points: 5,029, Level: 45
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 121
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    325

    تشکرشده 334 در 122 پست

    Rep Power
    54
    Array

    RE: خجالت از ابراز عقيده

    وضعيتتان قابل دركه و متاسفانه ممكنه خانواده واكنش مناسبي نداشته باشه به نوع تفكر شما. سعي كنيد پله پله و آرام آرام در بحث هاي منطقي و غير مستقيم آنها را با طرز فكر خودتان آشنا كنيد. مثل هاي خوب بياوريد و استدلال كنيدو اگر يهو و بي مقدمه مسائلي را بيان كنيد كه آمادگي ذهني براي آن را ندارند موضع خواهند گرفت. دليل تفاوت طرز فكر شما با خانواده دسترسي شما به اطلاعات آزاد، اينترنت و حضور بيشتر در سطح جامعه است. سعي كنيد آن ها را هم در همين مسير قرار دهيد. بدون تجربه ي آنچه كه شما را به اين مسير فكري سوق داده آنها توان همدردي و همفكري با شما را نخواهند داشت. زيادي خجالتي باشيد كلاهتان پس معركه خواهد بود. اين رو از من بشنويد. با خجالت و شرم بي مورد به جايي نمي رسيد. براي عقايدتان دليل جمع كنيد و مطالعه كنيد تا در بحث ها موفق شويد.

  4. 2 کاربر از پست مفید wintersun77 تشکرکرده اند .

    wintersun77 (جمعه 19 آذر 89)

  5. #13
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 دی 91 [ 15:50]
    تاریخ عضویت
    1389-3-20
    نوشته ها
    614
    امتیاز
    10,182
    سطح
    67
    Points: 10,182, Level: 67
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 268
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    2,396

    تشکرشده 2,459 در 516 پست

    Rep Power
    79
    Array

    RE: خجالت از ابراز عقيده

    اگه بتونين با خواستگارت به مشاور مراجعه كني، خيلي خوب ميشه. هم كسي كه تجربه داره مي تونه بر شما نظر بده و هم اين كه خودت الكي يه خواستگار را پر نميدي.
    اما اگه با خواستگار نتونستي بري مشاوره، حتما خودت تنهايي برو. مشاوره ي حضوري خيلي مي تونه كمكت كنه.
    در مورد اختلافات سياسي هم چيزي كه من اين ور و اون ور خونده ام، اينه كه دو نفر كه از نظر سياسي با هم فرق دارند، فقط در صورتي بايد با هم ازدواج كنند كه از جناح مقابل بيزار نباشند. مثلا من خودم افكارم تو مايه هاي شماست. (يه ذره حرفاي سياسي خيلي خفن هم توي خوابگاه ميزنم.) اما اصلا با خانواده هاي سنتي و خيلي مذهبي مشكلي ندارم، بنابراين من مي تونم با يه دختر از اين خانواده ها ازدواج كنم.
    اما اگه شما واقعا از اين خانواده ها خوشتون نمياد، مثلا از اين كه هر هفته به جاي كوه قرار باشه با همسرتون به نمازجمعه برين، متنفرين، در اين صورت شايد خيلي صلاح نباشه كه با يه همچين فردي ازدواج كنين. اما اگه حاضرين يه هفته كوه و يه هفته نماز جمعه برين، خطرش كمه.

    در هر صورت آيا برات امكانش هست تا با هم به يه مشاور برين يا تنها حداقل ميتوني مشاوره بري؟

  6. کاربر روبرو از پست مفید tesoke تشکرکرده است .

    tesoke (پنجشنبه 18 آذر 89)

  7. #14
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 27 بهمن 04 [ 07:55]
    تاریخ عضویت
    1389-9-14
    نوشته ها
    430
    امتیاز
    15,799
    سطح
    80
    Points: 15,799, Level: 80
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    2,069

    تشکرشده 2,080 در 437 پست

    Rep Power
    59
    Array

    RE: خجالت از ابراز عقيده

    خواهش مي كنم ببخشيد كه دير جواب ميدم اين رو حمل بر بي احترامي يا بي توجهي نكنيد
    در مورد كنار آمدن با نظرات مخالف من تحمل هر نظري رو دارم در خوابگاه دوستان و خانواده خيليها با نظرات من مخالف بودند و من به همشون احترام ميگذاشتم چون حقيقتا اين مسائل واسم مهم نبود اما مشكل اينه كه ديگران نمي تونند نظرات منو تحمل كنند منم از همين مي ترسم كه مدام به خاطر نوع فكرم (درست يا غلط) در زندگي آينده مورد شماتت قرار بگيرم
    و اما در مورد اينكه بايد به يك مشاوره ي حضوري برم هم كمي وقتم كمه هم آيا واقعا اينقدر مشكلم حاده؟؟؟
    و اما در مورد اينكه اگه براتون مهم نيست يه هفته كوه بريد ويك هفته نمازجمعه... كه شما فرموديد با توجه به اينكه همه ي هفته ها نماز بوسيله ي آقاي ... اقامه ميشه نه شخص ديگه نه اصلا حاضر نيستم برم. هرچند دل خوشي از هيچكس تو دنيا ندارم و كلا واسه هيچ مقام و منصبي جايگاه "بتانه" قائل نيستم البته نقطه نظرات ما فقط از نظر سياسي فرق نمي كنه در مورد مسائل ديگه اعتقادي هم هست دوستان عزيز من فقط يك مثال زدم. ببخشيد تاپيك رو كمي سياسي كردم
    [size=medium][align=center]بازيچه دست يار بودن عشق است
    در پنجه غم شکار بودن عشق است
    در محکمه اي که يار باشد قاضي
    محکوم طناب دار بودن عشق است[/align]
    [/size]

  8. #15
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 دی 91 [ 15:50]
    تاریخ عضویت
    1389-3-20
    نوشته ها
    614
    امتیاز
    10,182
    سطح
    67
    Points: 10,182, Level: 67
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 268
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    2,396

    تشکرشده 2,459 در 516 پست

    Rep Power
    79
    Array

    RE: خجالت از ابراز عقيده

    نقل قول نوشته اصلی توسط yasa
    اما مشكل اينه كه ديگران نمي تونند نظرات منو تحمل كنند منم از همين مي ترسم كه مدام به خاطر نوع فكرم (درست يا غلط) در زندگي آينده مورد شماتت قرار بگيرم
    آهان مچت را گرفتم. اولش حدس میزدم که این جوری باشه. از این که میگی دیگران با تو مشکل دارند، یه بوهایی میاد. به نظرم میاد که شما یه ذره جوگیرانه یا احساسی در مورد مسائل سیاسی نظر میدی. ناراحت نشین، نمی خوام براتون مشکلی ایجاد شه و مستقیم رفتم سر اصل مطلب. این که خیلی ها با نظرت مخالفن؛ یعنی شما یه جاهاییش را دارین تند میرین یا دارین اشتباه می کنین. وقتی گفتی با خواستگارات بحث می کنی و بعد کوتاه میای هم به نظرم اومد این احساسی رفتار کردن درونت باشه.

    نقل قول نوشته اصلی توسط yasa
    و اما در مورد اينكه بايد به يك مشاوره ي حضوري برم هم كمي وقتم كمه هم آيا واقعا اينقدر مشكلم حاده؟؟؟
    حاد نیست، یعنی نیاز به دارو نداری. آخه میدونی من فکر میکنم شما زیادی داری قضیه سیاست را جدی میگیری و این یه مرد را می ترسونه. این باعث میشه که شما خیلی از موقعیت های خوب را از دست بدی. یعنی ممکنه طرف کیس عالی ای باشه و وقتی شما با هیجان زیاد در مورد مسائل سیاسی نظر میدی، با خودش فکر کنه : هی این از اون دخترهاییه که فرداها ممکنه بخواد بره حرف سیاسی بزنه و من باید دو سال بعد توی زندان اوین، بند 202 باهاش ملاقات کنم. مگه خلم، بهتره برم دنبال دختری که کاری به سیاست نداره. من یه خونه ی آروم می خوام و همسر خوب و یه مادر خوب برای بچه هام و نه یه قهرمان ملی که به خاطر وطن می جنگه.
    حرف زدن در مورد مسائل سیاسی اشکالی نداره، اما من در موردت نگرانم که نکنه خیلی سیاسی بازی درآری و خواستگارات را بترسونی.
    من حتما بهت توصیه می کنم یه مشاوره برو تا بیشتر کیس هاتو نپروندی.

    در ضمن سن شما یه جوریه که خیلی ایده آلانه به مسائل سیاسی نگاه می کنی و فکر می کنی با قهرمان بازی میشه این مملکت را نجات داد. (ما هم این جوری بودیم و حالا همه ی کرک و پرمون ریخته) این ها همش یه سری هیجان زودگذره و 4 سال دیگه با خودت میگی، عجب شاسکولی بودم هان، اصلا به من چه تو این مملکت چی میگذره. گور پدر همشون. من کلاه خودم را می چسبم تا باد نبره. آخ عجب اشتباهی کردم، دقیقا 22 ساله که بودم، تسوکه توی یه شب 5شنبه ی پاییزی () به من هشدار داد و من جدی نگرفتم و اون خواستگار را رد کردم. ای کاش تو لحظه به تسوکه گوش میکردم یا تفکرات الان را داشتم.

    جدی میگم، حتما یه مشاوره برو.

  9. 2 کاربر از پست مفید tesoke تشکرکرده اند .

    tesoke (جمعه 19 آذر 89)

  10. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 مهر 90 [ 23:02]
    تاریخ عضویت
    1389-9-12
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    1,780
    سطح
    24
    Points: 1,780, Level: 24
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    16

    تشکرشده 16 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خجالت از ابراز عقيده

    همیشه شنیدیم که خدا در و تخته رو با هم جفت میکنه !
    خانم yasa اینکه میگید همه خواستگارانتون مثل خانوادتون هستند درست نیست مطمئن باشید خدا از بین افراد کسانی رو سر راه شما قرار میده که با شما هم فکر باشه فقط کافیه خوب نگاه کنید و بدون منطق عمل نکنید .
    خیلی در قید و بند ظاهر نباشید . یه سوال : اگر کسی به خواستگاریتون بیاد که ظاهرا آدم خیلی سنتی ای باشه ولی در عمل افکار روشنی داشته باشه و همونی باشه که شما انتظار دارید حاظرید باهاش ازدواج کنید ؟
    میدونم که جوابتون مثبته ! پس ممکنه یکی از اون آقایون به ظاهر مذهبی و سنتی همون مرد رویاها باشه
    زود قضاوت نکنید

  11. 4 کاربر از پست مفید هانیه67 تشکرکرده اند .

    هانیه67 (جمعه 13 خرداد 90)

  12. #17
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 18 اردیبهشت 92 [ 16:23]
    تاریخ عضویت
    1389-4-01
    نوشته ها
    697
    امتیاز
    4,956
    سطح
    45
    Points: 4,956, Level: 45
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2,162

    تشکرشده 2,174 در 573 پست

    Rep Power
    86
    Array

    RE: خجالت از ابراز عقيده

    سلام
    با حرفای تسوکه 100% موافقم. به نظر منم ایراد از شما و نوع تفکرات شماس که همه با شما مخالفن. داشتن اطلاعات در هر زمینه ای خیلی خوبه حتی در مورد مسایل سیاسی و کشور اما خب زندگی جای مناسبی برای بازیهای سیاسی نیست.
    شما باید با طرفت تفاهم داشته باشی و هماهنگ باشی تو مسایل زندگی اخلاقی خانوادگی نه مسایل سیاسی.
    یادمه تازه که نامزد کرده بودم برام خیلی جای سوال بود که چرا از خانواده 7 نفری شوهرم فقط شوهرم اینقدر مذهبیه؟ خواهر شوهر کوچکم اون موقع مجرد بود و نوع تیپ و لباساش فاجعه بود بقیه عروسی کرده بودن شوهرم فقط زورش به این یه دونه می رسید البته همیشه بهش می گفت تو اگه حجابت و بهتره کنی من برات این و می خرم و اون می خرم و ... خواهر شوهرمم محکم رو عقایدش ایستاده بود و سیاسی بازی در می اورد و تیپهای انچنانی می زد و حتی نماز نمی خوند و ......
    الان 2 ساله ازدواج کرده چند روز پیشا بهم می گفت خیلی دوست دارم چادری بشم. نماز می خونه از بازیهای سیاسی خبری نیست و ...........
    شما هم بعد از ازدواج و وارد شدن به بازی زندگی از بازی سیاسی میفتی پس بهتره کیس مناسب زندگی و پیدا کنی نه سیاسی.
    و خب طبیعیه کسی که در خانواده مذهبی هست و از همون قشر هم می اد خواستگاریش یه سری مسایل مذهبی مثل نماز و روزه و حجاب و بعضی عقاید براش مهمه بهتره یه ذره تفکراتتون و اصلاح کنید تا چند سال دیگه به خاطر بالا رفتن سنتون مجبور بشید با یک فرد مذهبی انچنانی که الان نمی پسندی ازدواج کنید.
    موفق باشید

  13. کاربر روبرو از پست مفید sisili تشکرکرده است .

    sisili (جمعه 19 آذر 89)

  14. #18
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 01 دی 91 [ 21:49]
    تاریخ عضویت
    1389-8-18
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    1,907
    سطح
    26
    Points: 1,907, Level: 26
    Level completed: 7%, Points required for next Level: 93
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    16

    تشکرشده 16 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خجالت از ابراز عقيده

    سلام yasa جان من هم مشکلی دقیقا مثل مشکل شما داشتم و متاسفانه با اشتباهاتم مشکلم رو حادتر هم کردم، ببین بهت پیشتهاد می کنم اول سعی کنی دقیق خانواده ات رو بشناسی من یه زمانی فکر می کردم خانواده ام سنتی اند ولی یه ذره روشنفکرند چون ما تو خونمون همه جور امکاناتی داشتیم ولی کاملا اشتباه می کردم اونها خیلی خیلی سنتی تر از اون چیزی بودند که من فکر می کردم و همین اشتباهم باعث شده بود تا من خیلی راحت ابراز عقیده کنم و اصلا متوجه افکار بد اونها نسبت به خودم نشم تا جایی که مادرم چند روز پیش حتی به من گفت آدم کثیفی ام!!!!! من گریه می کردم ...دیگه هیچی بهش نگفتم ببین خیلی مواظب حرفهات باش سعی کن عقایدتو اول با خنده و شوخی بگی ببینی عکس العملشون چیه بعد اگه مناسب بود یواش یواش بگی که "آره من هم این نظرو دارم" بعد اگه موضع تندی جلوت گرفتن کم نیاری مثل من بزنی زیر گریه! اون وقت خودتو کنترل می کنی تا ده می شماری بعد مسئله رو تو ذهنت طبقه بندی می کنی و از حرف هات که حتما راجع بهشون کلی قبلا فکر کردی دفاع می کنی، به همین سادگی :) سعی کن قبلش بیشتر به مادرت ابراز محبت کنی تو کارای خونه بیشتر کمکش کنی تا از دستت دلخوری به دل نگیره
    شاید باورت نشه ولی من بهای سنگینی برای ابراز عقیده ام دادم الآن وضعیتم طوری شده که صبح ها می رم کتابخونه میرم ته سالن میشینم درس می خونم بعد یه هو اونقدر فکر مامانم و جمله ای که بهم گفت می آد تو ذهنم که سرمو میزارم رو میز گریه می کنم
    الآن حتما تو دلت به من میگی تو که لالایی بلدی چرا خوابت ...:D

  15. 3 کاربر از پست مفید elnaz_88 تشکرکرده اند .

    elnaz_88 (جمعه 13 خرداد 90)

  16. #19
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 27 بهمن 04 [ 07:55]
    تاریخ عضویت
    1389-9-14
    نوشته ها
    430
    امتیاز
    15,799
    سطح
    80
    Points: 15,799, Level: 80
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    2,069

    تشکرشده 2,080 در 437 پست

    Rep Power
    59
    Array

    RE: خجالت از ابراز عقيده

    خطاب به آقاي tesoke:
    واقعا كه از عصبانيت خون جلوي چشمام رو گرفته
    من گفتم خيلي سياسيم؟؟؟؟؟؟؟
    چه خوبه من گفتم اين مسائل اصلا واسم مهم نيست خوبه گفتم خواستگار خودش از من درباره ي نماز جمعه پرسيد و من جوابمو دادم اون ناراحت شدشما كه اصلا جو خانواده ي منو نمي دوني يه چيزايي رو رديف كردي پشت سر هم تازه يه عده اي هم ازت تشكر كردند [size=medium]اينكه من گفتم (درست يا غلط) به خاطر اينه كه من هيچ وقت نسبت به هيچ اعتقادي در خودم مطمئن نيستم و هميشه با خودم ميگم "شايد يه چيزهايي هست كه من ازشون بي خبرم" مثلا من در مورد آهنگ شاد اصلا اعتقاد ندارم كه حرومه و خدا با شادي انسانها مخالفه دلايل زيادي هم براي خودم دارم اما ابدا نميگم نظر من كاملا درسته و هميشه از خدا ميخوام كمكم كنه و حركت در مسير اعتدال رو به من بياموزه.

    چه خوبه من خودم گفتم گور باباي همه و خودم گفتم اصلا هيچكس رو نه بهش توهين مي كنم نه اونو "بت" مي دونم حالا شما داريد حرفاي منو تحويل خودم ميديد؟؟؟؟
    اتفاقا من اصلا احساسي برخورد نمي كنم اما براي اطلاع عزيزاني مثل شما كه از روي هوا نظر ميدن بايد عرض كنم كه اتفاقا اين خانواده و خواستگاراي منند كه خيلي سياسين و براشون خيلي اين چيزا مهمه و اعتقاد دارند كسي كه نظراتش با ما اندكي متفاوت باشه اصلا مسلمون نيست و عباداتش مورد قبول حق واقع نميشه
    واقعا كه اصلا از بعضيها به خصوص blue sky كه نظرات[/size] قبليشون اينقدر منطقي بود انتظار نداشتم

    و اما خطاب به 'sisili عزيز:
    اولا خواهر شوهر شما با من فرق داره من فكر نكنم زياد قابل تغيير باشم همانطور كه داخل يك خانواده ي سنتي بزرگ شدم اما مثل اونا نيستم
    دوم: من براي عقايد خودم استدلال دارم و احساسي حرف نمي زنم مثلا در مورد يك مسئله ي مذهبي 4 ساعت با يك روحاني بحث كردم و چون ديد من دلايلم تا حدي درسته در نهايت چيزي نگفت و فقط با لبخند سرشو تكون داد و گفت: منم نمي دونم .البته گفتم مطمئن هم نيستم اما تا زماني كه معرفت بيشتر نسبت به چيزي نظر منو تغيير نده من تغيير نمي كنم
    سوم: اين بحث البته يه كم تخصصي ميشه اگه بخوام بازش كنم اما خواهش مي كنم هيچ كس رو با كسي مقايسه نكنيد مخصوصا در مورد اعتقادات! تفاوت زيادي بين انسانهاي تربيت پذير و هدايت پذير وجود داره بعضي آدما تربيت پذيرن متاسفانه خانمها اكثرا در اين دسته اند يعني "جوگير" ميشوندو اين دسته از آدما اگر در جوي مذهبي باشند مثلا شوهرشون مذهبي باشه دقيقا شبيه شوهر ميشن به خاطر همين هم هست كه تعداد زيادي از خانمها بعد از ازدواج شبيه شوهرانشون ميشن اما با اطمينان خدمتتون عرض كنم كه اين ايمان و اين نحوه ي مذهبي شدن از نظر اسلام مردوده و ارزشي نداره اسلام با هدايت انسانها موافقه نه تربيت! امام علي (ع) تربيت رو فقط مختص بچه هاي كمتر از 6 سال مي دونه .
    چهارم :از اين كه فرموديد شايد بزرگ بشي و ديگه همين آدماهم گيرت نياد بايد عرض كنم: "به درك" دوست ندارم تحت فشار اينكه "شايد ديگه بعدا خواستگار گيرت نياد پس با يه آدمي كه اصلا تفاهم نداري ازدواج كن" قرار بگيرم.
    سرتونو درد نيارم فقط مي خوام اينو بگم كه بابا من فقط مشكلم رو مطرح كردم نگفتم شخصيت منو روانكاوي كنيد يا تحليل كنيد و در نهايت منو با آدماي دمدمي مزاج بي منطق احساسي برابر بدونيد و يك نسخه بپيچيد كه تو فلاني و بساري

    خطاب به دوستان عزيز و بويژه جناب tesoke :
    خواهش ميكنم اگر كمي زياده روي كردم ببخشيد اين كه شما وقت ميذاريد و نظرات منو مي خونيد و جواب ميديد برام يك دنيا ارزش داره اما مي خواستم فقط بگم از روي يك جمله لطفا مچگيري نكنيد يا تحليل شخصيت نكنيد!!
    [size=medium][align=center]بازيچه دست يار بودن عشق است
    در پنجه غم شکار بودن عشق است
    در محکمه اي که يار باشد قاضي
    محکوم طناب دار بودن عشق است[/align]
    [/size]

  17. کاربر روبرو از پست مفید yasa تشکرکرده است .

    yasa (جمعه 13 خرداد 90)

  18. #20
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 دی 91 [ 15:50]
    تاریخ عضویت
    1389-3-20
    نوشته ها
    614
    امتیاز
    10,182
    سطح
    67
    Points: 10,182, Level: 67
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 268
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    2,396

    تشکرشده 2,459 در 516 پست

    Rep Power
    79
    Array

    RE: خجالت از ابراز عقيده

    نقل قول نوشته اصلی توسط yasa
    [size=large]واقعا كه از عصبانيت خون جلوي چشمام رو گرفته
    رلکس، رلکس، رلکس تر.

    نقل قول نوشته اصلی توسط yasa
    شما كه اصلا جو خانواده ي منو نمي دوني يه چيزايي رو رديف كردي پشت سر هم تازه يه عده اي هم ازت تشكر كردند
    خب معلومه که توی چند تا نوشته نمیشه جو خانواده ی شما را فهمید. در ضمن وقتی میگی که یه چیزایی را ردیف کردی، فکر می کنم منظورت از چیزا اینه که بگی، یه سری چرت و پرت را ردیف کرده ام. در هر حال درست یا غلط، من کلی برات وقت گذاشتم تا بدون چشم داشت کمکت کنم و کسانی هم که منو تایید و تشکر کردن هم آدمای باتجربه و موجهی در تالار هستند. حتما یه چیزی تو نوشته ی من دیدن که تاییدش کردن.

    نقل قول نوشته اصلی توسط yasa
    واقعا كه اصلا از بعضيها به خصوص blue sky كه نظرات قبليشون اينقدر منطقي بود انتظار نداشتم.
    از کجا معلوم، شاید این نظرش هم درست باشه، بالاخره تو که میگی در مورد هیچ چیز صد در صد نظر نمیدی، در مورد این هم یه احتمای بده.

    نقل قول نوشته اصلی توسط yasa
    اما با اطمينان خدمتتون عرض كنم كه اين ايمان و اين نحوه ي مذهبي شدن از نظر اسلام مردوده و ارزشي نداره.
    حرف شما را قبول دارم، اما زن ها وقتی شوهرشون را دوست داشته باشند، توی خیلی از مسایل خودشون را با خواست شوهرشون تطبیق میدن و این چیزی نیست که بد باشه، این از آفرینش زن است. مثلا برادرم از خانومش خواسته بود که چادری بشه و اون قبول نمی کرد. یه ماه توی بیمارستان خوابید و برادرم تو اون یه ماه کلی بهش میرسید. بعد از بیمارستان چادری شد، پرسیدم چرا؟ گفت، وقتی شوهرم این قدر دوستم داره که این قدر برام وقت گذاشت، منم کاری را که اون دوست داره انجام میدم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط yasa
    هيچكس رو نه بهش توهين مي كنم نه اونو "بت" مي دونم.
    تابلوئه که منظورت از "بت" کیه.

    نقل قول نوشته اصلی توسط yasa
    اتفاقا من اصلا احساسي برخورد نمي كنم.
    چند تا دلیل میارم که تو احسایس برخورد میکنی.
    1) چون زن هستی و خانوم ها در هر تصمیمی و هر حرفی کمی احساسات را دخالت میدن.

    2) بالای یادداشتت این جوری نوشته: امروز, ۱۶:۲۲ عصر (آخرین تغییر در این ارسال: امروز ۱۷:۱۸ عصر توسط yasa.)
    یعنی شما در ساعت 16:22 به من جواب دادی و کلی به من توپیدی. بعد که آروم شدی، یه ساعت بعد در 17:18 با خودت گفتی، اون بنده خدا که چیزی نگفت و اومدی در انتهای نوشته ات گفتی:
    نقل قول نوشته اصلی توسط yasa
    خواهش ميكنم اگر كمي زياده روي كردم ببخشيد.
    3) میگی نظر مخالف را قبول دارم و بعد اونها را این جوری خطاب میکنی:
    نقل قول نوشته اصلی توسط yasa
    آدماي دمدمي مزاج بي منطق احساسي.
    4) منو متهم میکنی که از روی هوا نظر میدم و خودت از روی عقل.
    نقل قول نوشته اصلی توسط yasa' pid='128329' dateline='1291981947'quote='yasa
    براي اطلاع عزيزاني مثل شما كه از روي هوا نظر ميدن بايد عرض كنم
    حالا بی خیال همه ی این حرف ها، این که برات وقت می گذارم نه می خوام شخصیتت را تحلیل کنم و نه ادای آدم بزرگا رو درآرم.

    اما اگه باز عصبانی نمیشی، بهت توصیه می کنم، یه مشاوره برو. ما هر دو در یک جناح هستیم، بنابراین من قصد آسیب رسانی به شما را ندارم.

    مشاوره رفتن به معنای مشکل داشتن نیست، من خودم با 25 سال سن و تحصیلات فوق لیسانس، کلی مشاوره میرم و تازه فهمیده ام اگه از مشاور برای تصمیماتم استفاده کنم، پیشرفتم دو برابر میشه. حالا واسه هر تصمیمم با ده نفر مشورت می کنم. ای کاش زودتر از این حرفا خودم را به استفاده از مشاور عادت میدادم. آبجی، حرفمو گوش کن و یه مشاوره برو.


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:01 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.