از همه عزيزاني كه به سئوال من پاسخ دادهاند خيلي متشكر و ممنونم
الينا خانم و خانم هنرمند و آرزو خانم اگه بگم شايد باور نكيند ولي به خدا تا به حال تحصيل شوهرم رو معيار زندگي قرارندادهام براي من مهم كارش بود كه يك كار دائمي داره و خيلي خيلي هم از كارش راضيم چون نداشتن تحصيلي لطمه اي براي گذران زندگيم نداشته من اونارو گفتم كه شوهرم يا خودم رو معرفي كردهباشم و گرنه قصدي نداشتم منظور من از خراب كردن مثلاً توي جمع كاري و حرفي ميزنه كه من به جاي اون خجالت مي كشم اين كه نميدونه كجا و كي چه حرفي رو بزنه يا كاري رو بكنه اين اذيتم مي كنه اينم واسه خاطر خودش كه اونو دستكم نگيرند حرف يا كارش رو يه نقطه ضعف نگيرن و براش بازار نكن كه هر وقت ديدن با مسخره بگن در مورد تحصيلش خودش هم بعضي موقع خيلي ناراحت ميشه و ميگه كه كاش سواد داشتم منهم به خاطر اينكه زياد به خاطر اين موضوع غذاب نكشه اول بهش ميگم كه زياد خودشو در مورد اين موضوع ناراحت نكنه چون مهم كارته كه يه كار دائمي داري و مهم منم كه قبولت كردم به اين زندگي با تو خيلي راحتم هيچي برام كم نذاشته و در آخر نهضت رو بهش پيشنهاد ميكنم خودش هم مخالفتي نداره ولي كارش تمام وقت اصلاً در اين مورد وقت نداره وگرنه خودش هم راضيه . در آخر باز هم از همه شما عزيزاني كه راهنماييم كرديد متشكرم








علاقه مندی ها (Bookmarks)