با سلام مجدد
لارج گرامی...برادر من اینجور که پیداست اون روز سرنوشت ساز هنوز فرا نرسیده.
(منظورم روز خواستگاریه )
ببینیم بالاخره ما میتونیم یه شیرینی از شما بگیریم.من که برای اون روز لحظه شماری میکنم.
و اما راجع به مسئله ای که برام پیش اومده بود :
تا همین چند روز پیش فکر می کردم دنیا برام تموم شده وسراسر غم واندوه بودم وخدا رو هزاران مرتبه شکر الان تمام اونها رو پشت سر گذاشتم وتونستم اون آرامش وروحیه سابق رو بدست بیارم و تمام اینها رو مدیون لطف خدا و دعای خیر شما و بی نهایت محبت های دلسوزانه و خواهرانه سارا بانوی عزیز هستم .که انشاءالله همیشه سالم و موفق باشند.و خوشحالم که تصمیم گرفتم بمونم. چون دوستان خوبی در این تالار دارم و می توانم از تجربیات وراهنماییها ولطف انها بهره مند بشم......
و بقولی امر خیری بود که ختم به خیر شد.
انشاءالله موفق باشید .









علاقه مندی ها (Bookmarks)