دوست عزیز شما اگه خودتون از ادامه این ارتباط کاملا و 100% راضی بودین هیچ وقت خوتون رو با الفاظ شیطان و...خطاب نمیکردین....پس یه جورایی به این نتیجه رسیدین که نباید این رابطه ادامه پیدا کنه...وجود و حضور این آقا توی زندگیتون بهتون کمک کرده درست اما فکرمیکنید تا کی ادامه این رابطه سودمنده؟؟؟....اگه خدای نکرده همسرتون از این قضیه مطلع بشه چی؟؟؟ فکر کردین سر زندگی زناشوییتونو اون دوتا فرشته کوچولو چه بلایی میاد؟؟؟حتی اگه شما بچه هم نداشتین یا بهتره بگم اصلا متاهل هم نبودین باز ادامه این رابطه غیر ممکن بود چرا که اون آقا متاهله و دیر یا زود خانمش یه بوهایی میبره...فکر کردین اگه خدای نکرده این اتفاق بیوفته چی میشه؟؟؟اصلا چی دارین برای گفتن!!!؟؟؟!!! به اون... به خونوادتون واز همه مهمتر به همسرتون وبچه هایی که اگرم الان متوجه نیستن اما یه روز میفهمن... و اونوقت چه احساسی نسبت به مادرشون پیدا میکنن
دوست عزیز بهتره به جای اینکه دنبال یه جایگزین برای همسرت بگردی مشکلاتتون رو با هم حل کنید...نگو نمیشه که کار نشد نداره...فقط بخواه...از خدا بخواه...ببین چه جوری خودش کارهارو اون طورکه باید پیش میبره...ببین چه کاری به آینده خودت و بچه ها بیشتر کمک میکنه...از هم پاشیدن زندگیت و رفتن با یه مرد دیگه(حالا همون آقا یا یکی دیگه) وافتادن توی مسیری که هیچ کدوم از اتفاقاتش برات قابل پیش بینی نیست وممکنه حتی خوشایند هم نباشه یا تلاش برای زندگی ای که مال توئه مال بچه هاته ولی خیلی راحت داری این حق رو از خودت و اونا میگیری....همسرشما اگه بدترین آدم روی کره زمین هم باشه این حق رو داره که بهش فرصت بدین تا خودش رو اصلاح کنه یا سعی در بهبود روابطتون کنه....این حق رو به بچه هاتون بدین که درکنارو زیر سایه هردوتاییتون بزرگ بشن رشد کنن و وارد دریای زندگی بشن....خلاء زندگیتون رو پرکنید اما نه بایه مرد دیگه بلکه با راهکارهایی که شما دوتا رو روز به روز بهم نزدیک تر کنه و چاره اینکار اینکه هردتون پیش مشاور برین و از خواسته ها و نخواسته های همدیگه مطلع بشین
دوست خوبم فراموش کردن اون اقا هرچه قدرم سخت باشه از فراموش کردن بچه هاتون سخت تر نیست








علاقه مندی ها (Bookmarks)