به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 17

Threaded View

  1. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 09 فروردین 90 [ 17:56]
    تاریخ عضویت
    1389-9-10
    نوشته ها
    50
    امتیاز
    1,870
    سطح
    25
    Points: 1,870, Level: 25
    Level completed: 70%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    60

    تشکرشده 60 در 25 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: کمک کنید به آرامش برسم

    نقل قول نوشته اصلی توسط tabesh
    سلام سیسیلی عزیز ممنون از توجهت
    اجازه بدید بیشتر توضیح بدم
    حدود یکسال پیش باآقایی که جهت ازدواج به هم معرفی شده بودیم آشنا شدم
    ما هر دو تحصیل کرده بودیم و موقعیت اجتماعی خوبی داریم
    بعد از مدتی من به ایشان علاقمند شدم و این علاقه رفته رفته بیشتر شد بیشتر از هر چیز خصوصیات اخلاقی ایشان مرا به خود جذب کرده بود
    ایشان اوایل اشتیاق زیادی برای ادامه این رابطه و ازدواج داشتند ما جلسات زیادی با هم صحبت کردیم و از مشاور هم کمک گرفتیم من میخواستم قبل از اینکه به شناخت کامل برسیم احساسات دخالت پیدا نکنه ولی کم کم احساسات وارد قضیه شد
    خانواده ها را از ابتدا در جریان قرار دادیم و خواستگاری رسمی انجام شد
    هر دو 31 ساله بودیم تحصیلات من دکتری تخصصی و اشان مدرک مهندسی داشتند
    تفاوتهایی بین ما جود داشت و چند بار تا مرز جدیی پیش رفتیم اما هر بار پس از صحبت ورسیدن به تفاهم رابطه ادامه پیدا میکرد تا اینکه هفته گذشته با توافق هر دو این رابطه خاتمه پیدا کرد
    این جدایی برای من که علاقه زیادی به ایشان پیدا کرده بودم بسیار دردناکه گاهی خودمو سرزنش میکنم گاهی احساس خشم میکنم گاهی فکر میکنم دیگه نمیتونم کسی مثل ایشون رو پیدا کنم گاهی فکر میکنم این تفاوتها نباید باعث جدایی ما میشد
    از آینده میترسم لطفا بگید چکار میتونم بکنم؟

    سلام تابش خوب
    من هم چند ماهی میشه که از نامزدم جدا شدم شرایط خیلی سختی بود و هست وادامه دارد اما همیشه با نگاه به اشخاصی که شرایط بدتر از تودارند خود را دلداری بده و خدا را شکر کن که از این بدتر نشده (البته هر کاری هم از دستت میاد اگر اجازه بدهند برای بدتر از خودت انجام بده ) من شرایطم از تو صد پله بدتر است من 9 سال دلبسته بودم قدمت عشق بیشتری است در مقابل تو شما با هم به تفاهم رسیدید که از هم جدا شوید اما فرصت گفتن آخرین حرفها و آرزوها و خداحافظی را نداشتم گر چه حق مسلم من بود و این حق را قانون عشق به من میدادو تو فقط کلافگی داری که امری کاملا طبیعی است از دوران ابتدایی سخت فراموشی است اما من روز به روز به حرفهای نزده ام فکر میکنم و به اینکه صادقانه عاشق بودم اما ظالمانه ترک شدم و بدتر از همه اینکه روز به روز عاشق تر میشوم و با دیدن زوجهای خوشبخت احساس بد عقده ای شدن به من دست می دهد ما حتی رنگ دکوراسیون منزلمان هم انتخاب کرده بودیم و از همه بدتر اینکه نمی دانم اصلا چرا اینطور شد چون ما در تمام 9 سال ارتباطمان حتی یک بار هم با هم بگو مگو نداشتیم با وجود اینکه در خانواده ای شلوغ هستم اما مونس تنهایی ام اشک است کهفقط وقتهایی که همه خوابند آروم آروم میریزه تو گوشم و گاهی با به یاد آوردن خیلی چیزها گلوم از بغض درد می گیره چشمام هم مرتب می زنه و کم سو شده اما من هنوز زنده ام .حالا از شما خواهش دارم اگر راه برگشتی هست و بین شما حرمت دوست داشتن باقی مانده غرور را کنار بگذار و به ندای دلت گوش کن و برای به او رسیدن دوباره سعی کن که زندگی بی عشق هیچ است و انسان با عشق زنده است این دلیل زنده بودن من بی یار .

  2. 3 کاربر از پست مفید sogandpiar تشکرکرده اند .

    sogandpiar (پنجشنبه 11 آذر 89)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:54 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.