[align=justify]سلام دوست عزیز
فکر می کنم از علاقه زیاد به شوهرتونه که این حس رو نسبت بهش دارید. جالبه بدونید که من هم این مشکل رو دارم منتها در مورد پدرم و خیلی از این قضیه اذیت میشم.
من پدرم رو عاشقانه دوست دارم. مادر، برادر و شوهرم رو هم خیلی خیلی دوست دارم ولی بیشتر در مورد پدرم این افکار آزاردهنده به سراغم میان. پدرم سن بالایی نداره. 50 سالشه ولی فشار خونش بالاس. مادربزرگم چند سال پیش در اثر سکته ناشی از فشار خون بالا به رحمت خدا رفت و برای من که به شدت دوستش داشتم، این حادثه خیلی عذاب آور بود. حالا همیشه نگرانم که نکنه پدرم رو از دست بدم. از خدا می خوام که من قبل از مادر، پدر و شوهر و تنها برادرم بمیرم.
دوست عزیز، از اونجایی که منم مشکل شما رو دارم. سعی می کنم تمامی نظرات دوستان رو که برای شما می نویسند بخونم، تا انشاالله هر دومون با به کار گیری راهنمایی های دوستان از شر این افکار ناراحت کننده خلاص شیم.[/align]









علاقه مندی ها (Bookmarks)