به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 38
  1. #11
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 14:38]
    تاریخ عضویت
    1387-6-12
    محل سکونت
    همدردی
    نوشته ها
    2,297
    امتیاز
    31,060
    سطح
    100
    Points: 31,060, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    11,614

    تشکرشده 12,544 در 2,270 پست

    Rep Power
    258
    Array

    RE: احساس شکست می کنم...

    اسمان آبی عزیز
    قبل از هر چیز میخوام یه تشکر ویژه ازتون داشته باشم بخاطر اینکه در صدد راهنمائی سایرین براومدید و همین که یه کتاب رو دیدید که بدرد خودتون خورده ، مطالب مفیدش رو در اختیار سایرین قرار میدید ، آفرین

    اما در خصوص مساله پیش آمده پیشنهاد می کنم تو مدت زمان مرخصی ای که گرفتید ، بدنبال یه کار بهتر باشید و از این فرصت برای آشنا شدن با محیطهای دیگر کاری بهره گیرید.
    اگه کاری رو یافتید (با این شرایط وخیم اقتصادی) که از جای سابقتون بهتر بود ، تغییر شغل بدید، و با این تجربه موفقیت های بیشتری رو در آغوش بگیرید. تغیر شغل = انگیزه بیشتر

    اگه کاری رو نیافتید و یا شرایط مورد نظر شما رو نداشت ، بعد از پایان مرخصی تون قدر شغل فعلی ، شرکت و همکارانتون رو بیشتر خواهید دانست.
    به امید موفقیت بیشتر شما:72
    :


  2. 3 کاربر از پست مفید baby تشکرکرده اند .

    baby (شنبه 10 مهر 89)

  3. #12
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 25 مهر 92 [ 09:18]
    تاریخ عضویت
    1388-10-19
    نوشته ها
    1,262
    امتیاز
    11,056
    سطح
    69
    Points: 11,056, Level: 69
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    4,891

    تشکرشده 4,928 در 1,071 پست

    Rep Power
    144
    Array

    RE: احساس شکست می کنم...

    نقل قول نوشته اصلی توسط BABY
    اگه کاری رو یافتید (با این شرایط وخیم اقتصادی) که از جای سابقتون بهتر بود ، تغییر شغل بدید، و با این تجربه موفقیت های بیشتری رو در آغوش بگیرید. تغیر شغل = انگیزه بیشتر

    اگه کاری رو نیافتید و یا شرایط مورد نظر شما رو نداشت ، بعد از پایان مرخصی تون قدر شغل فعلی ، شرکت و همکارانتون رو بیشتر خواهید دانست.
    ممنونم آقای BABY
    حقیقتش خودم هم به این گزینه جستجو برای کار جدید فکر کرده ام.
    خدا شاهد است همین کارم را سالها پیش در یک آگهی روزنامه متوجه آزمون ورودی اش شدم، در آن شرکت کردم و قبول شدم و بعد از کلی مصاحبه علمی و گزینش استخدام شدم.

    اما آنچه من را آزار می دهد اینست که چنانچه شرایط اقتصادی و یافتن شغل مناسب در یک کشور دشوار شود، آیا باید برای پیدا کردن شغل انسانها مثل گرگ به جان هم بیفتند و از هر حربه کثیفی استفاده کنند که دیگران را از صحنه به در کنند و خودشان جای آنها را بگیرند؟
    در این جنگ مجازند هر نوع سلاح بی حرمتی و ناجوانمردانه را بکار گیرند؟
    مطمئنا هرکس بیشتر مبادی آداب بود در این جنگ شکست می خورد و بخاطر حفظ حریم و حرمتش کنار می کشد.
    اما آیا پیروز شدگان این نبرد کثیف که دلشان به حال همنوع خود نسوخت، آیا بحال نحوه انجام کار و کیفیت آن و رضایت مردم و مشتری می سوزد؟
    چرا مدیران ما که این سوء رقابت را می بینند به آن دامن هم می زنند؟
    آیا بخاطر سرپوش گذاشتن روی ناکارآمدی هایشان است؟
    یا شاید دنبال استخدام اقوام و خویشان و آشنایان خود بجای نیروهای ماهر و توانمند و آموزش دیده قبلی هستند که سپاسگزاری از پدران آقازاده ها به واسطه حفظ مسندشان باشد؟
    از این چراها و شایدها و سوالها زیاد در ذهن من است که تاکنون هیچ پاسخ قطعی برای هیچ کدامشان پیدا نکردم و فقط تمام وجودم در آتشی شعله ور می سوزد.
    فقط پاسخ یک سوال را پیدا کردم و آن اینکه چرا یک کشور "جهان سوم" هستیم.
    حقیقتا "از ماست که بر ماست."


  4. 2 کاربر از پست مفید هستی تشکرکرده اند .

    هستی (یکشنبه 11 مهر 89)

  5. #13
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 15 آذر 89 [ 04:50]
    تاریخ عضویت
    1389-8-05
    نوشته ها
    74
    امتیاز
    1,859
    سطح
    25
    Points: 1,859, Level: 25
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    240

    تشکرشده 240 در 63 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: احساس شکست می کنم...

    خوشبختی چست؟
    خوشبختی احساس رضایت است از لحظه لحظه های زندگی.
    پس اگه قراره یک کار یا محیط کاری امنیت و ارامش فکری را از ادم بگیره
    عقل حکم میکنه انسان در صدد تغییر شغل بر بیاد.نه منظورم عقب نشینی یا پاک کردن صورت مساله نیست.
    منظورم اینه که کاری که روان ادم را (بسته به ظرفیت فرد)بریزه به هم ارزش نداره.
    یکم روابط عمومی و ظرفیت ات را ببر بالا.حساسیت ات نسبت به مسائل را بیار پایین.سخته ولی با تمرین ممکنه..
    و بدان از بین تمامی موجودات زنده انسان تنها موجودی است که می تونه در برابر بدی دیگران خوبی کنه
    و در این صورت هل جزاء الاحسان الا الاحسان ایا پاداش خوبی چیزی جز خوبیه.
    فکرت را با چراهای بیهوده مشغول نکن.غیر از این که انرژی ات را می گیره و تو زندگی شخصی ات هم اثر میزاره فایده دیگه ای نداره
    اگه می تونی برای کسانیکه که باعث ازار روحی ات شدند دعا کن و از خدا بخواه تا دیر نشده هدایتشون کنه.
    رزق و روزی دست خداست فقط کافیه از خودش بخواهی و تو هر کاری قدم اول را برداری.
    تو زندگیت دقیق شو بدان بسیاری از فرصت هایی که از انها بهره نمی بری ارزوی دیگران است.
    برای خوشبخت زیستن باید موقیت های مناسب را ایجاد کنی نه اینکه در انتظار انها بنشینی.

  6. 3 کاربر از پست مفید kashmar تشکرکرده اند .

    kashmar (سه شنبه 28 دی 89)

  7. #14
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 18 اردیبهشت 92 [ 16:23]
    تاریخ عضویت
    1389-4-01
    نوشته ها
    697
    امتیاز
    4,956
    سطح
    45
    Points: 4,956, Level: 45
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2,162

    تشکرشده 2,174 در 573 پست

    Rep Power
    86
    Array

    RE: احساس شکست می کنم...

    blue sky عزیز سلام
    شرایطت درک می کنم چون تقریبا برای همه ماها بوجود اومده خود من هم این شرایط و گذروندم و می دونم خیلی سخته منتها به قول دوستان دیگه شما بهترین کار و کردی که مرخصی طولانی گرفتی. بازم به قول دوستان هم می تونی دنبال کار جدید باشی و یا یک تجدید قوا و فکری و دوباره با انرزی به محیط کارت برگردی.
    حرف من اینه:
    بعضی از ادما وقتی به قطار در حال حرکتی نمی رسن شروع می کنن به شیشیه های اون سنگ زدن. یعنی برخی ادما وقتی می بینن که کسی در حال پیشرفته جلو پاش سنگ می اندازند تا مانع پیشرفت بشن.
    بهترین کار اینه که بی خیال رد بشی و فقط مراقب باشی که پیش نفر اولی که رو کارت نظارت داره خراب نشی باقی مهم نیستن. در طولانی مدت به همه ثابت خواهد شد که شما سرت به کار خودت گرمه.
    و بد ترین کار اینه که در مقابلشون بایستی و در مقام توجیه و توضیح کارت برای اثبات درست بودن خودت بر بیای.
    نمی دونم شما کدوم کار و کردی به هر حال بعد از یک کم استراحت به کارت برگرد.
    خودت و بزرگ و حرف دیگران و کوچیکتر از اونی ببین که بخواد شمارو از محیط کارت و همچنین نظر مثبت افردای چون همسرت و خانوادت دور کنه.
    موفق باشی
    [size=medium][size=small]اگر قلوه سنگ های ته جوی نبود ، ترنّم زیبای آب را چگونه می شنیدیم و اگر سختیها ی زندگی نبود ، چگونه خوبیهای آنرا حس می کردیم [/size][/size]

  8. 3 کاربر از پست مفید sisili تشکرکرده اند .

    sisili (سه شنبه 28 دی 89)

  9. #15
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 25 مهر 92 [ 09:18]
    تاریخ عضویت
    1388-10-19
    نوشته ها
    1,262
    امتیاز
    11,056
    سطح
    69
    Points: 11,056, Level: 69
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    4,891

    تشکرشده 4,928 در 1,071 پست

    Rep Power
    144
    Array

    RE: احساس شکست می کنم...

    سلام دوستای گلم

    امروز بعد از مدتها دوباره رفتم کلاس ورزش ثبت نام کردم و شروع به ورزش کردم.
    خیلی احساس خوبی دارم.
    کم کم دارم ناراحتی هام رو فراموش می کنم. درسته که در حقم نامردی کردند و تو این مدت مرخصی ام از نظر کاری و مالی خیلی عقب می افتم ولی خوب مهم اینه که الان تو اون محیط عذاب آور نیستم. امیدوارم وقتی برگشتم دیگه از اون نامردی ها و عذابها خبری نباشه.

    خدایا این حس خوبی که امروز دارم رو هیچ وقت ازم نگیر و همچنین نصیب همه اونایی که دوستشون دارم و دوستای عزیزم تو کلبه همدردی بکن.

  10. 6 کاربر از پست مفید هستی تشکرکرده اند .

    هستی (سه شنبه 18 آبان 89)

  11. #16
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 21 دی 91 [ 11:29]
    تاریخ عضویت
    1389-4-19
    نوشته ها
    302
    امتیاز
    4,259
    سطح
    41
    Points: 4,259, Level: 41
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 91
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    299

    تشکرشده 302 در 134 پست

    Rep Power
    47
    Array

    RE: احساس شکست می کنم...

    جنگجوی بی هیاهوی مغرور
    توهین های عظیمی را تحمل می کند ، وی نیروی مشت و بازوی خویش را میشناسد ،
    او نیروی عظیم اراده ی خویش را می شناسد
    اما ؛ هرگز
    با کسی که سزاوار نبرد نیست ، نمیجنگد ....

    این قراره امضای من بشه اگه قسمت شد
    موفق باشی

  12. 3 کاربر از پست مفید hektor تشکرکرده اند .

    hektor (چهارشنبه 19 آبان 89)

  13. #17
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 21 دی 91 [ 11:29]
    تاریخ عضویت
    1389-4-19
    نوشته ها
    302
    امتیاز
    4,259
    سطح
    41
    Points: 4,259, Level: 41
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 91
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    299

    تشکرشده 302 در 134 پست

    Rep Power
    47
    Array

    RE: احساس شکست می کنم...

    سلام بلو جان عزیز
    یه سوال دارم
    فکر می کنی تو چقدر نقش داشتی تو این ماجرا
    سهم تو چقدر بود؟
    واکاوی کردی؟
    البته هر کجا رویم تو این مملکت فکر کنم آسمان همین رنگه
    من امیدوارم این شکست برات تجربه ای باشه واسه پیروزی توی یک محیط پر ارزش تر و مهم تر و موفق تر باشی
    و اونجا هم بتونی خودتو ثابت کنی هم منعطف باشی و هم پر صلابت
    که کسی جچرات نکنه بی احترامی کنه
    فکر کنم خودتم بهتر می دونی که اگه فقط از اینجا بیرون بری همه چیز تموم نمیشه
    و جا های دیگه بهشت نیست
    و باید خودتو آماده جاهای دیگه کنی و موقعیتهای دیگه
    می دونم خیلی سخته و آدم حس می کنه بعضی وقتا که توهم زده و .... و هر چی فکر می کنی که چرا این کارا باهات شد ....... افکارت آشفته تر میشه و اینکه آخه تو که کاری با بقیه نداشتی و ........
    من فکر می کنم البته من فکر می کنم چون اونها نقاط ضعف و .... تو رو شناختن برگشت صحیخ نیست و....
    تا باشه به اینکه تو چی بگی عزیز
    منتظر جوابم

  14. کاربر روبرو از پست مفید hektor تشکرکرده است .

    hektor (جمعه 05 آذر 89)

  15. #18
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 25 مهر 92 [ 09:18]
    تاریخ عضویت
    1388-10-19
    نوشته ها
    1,262
    امتیاز
    11,056
    سطح
    69
    Points: 11,056, Level: 69
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    4,891

    تشکرشده 4,928 در 1,071 پست

    Rep Power
    144
    Array

    RE: احساس شکست می کنم...

    سلام ali_matin گرامی
    ازاینکه دیر پاسخ شما رو دادم، معذرت می خوام چون چند روزی سفر بودم.


    که کسی جرات نکنه بی احترامی کنه
    راستش خیلی دلم می خواد که این حالت پیش بیاد ولی واقعا نمی دونم که چطور باید رفتار کنم.
    من سالها بود که تو اون شرکت کار می کردم ولی رفتارهای زننده شون برام تازگی داشت و هم غیرقابل تحمل!!!
    قبل ترها کسی بهم بی احترامی نمی کرد.

    می دونم خیلی سخته و آدم حس می کنه بعضی وقتا که توهم زده و .... و هر چی فکر می کنی که چرا این کارا باهات شد ....... افکارت آشفته تر میشه و اینکه آخه تو که کاری با بقیه نداشتی و ........
    این قسمت رو واقعا راست می گی و دقیقا من هم همین حس رو دارم. خیلی سعی کردم حتی شده با پرسیدن دلیلشو بفهمم اما نتیجه نگرفتم!
    چند وقت پیش یه کتاب می خوندم با عنوان "رفتار سازمانی"، مطلبی درش نوشته بود با این مظمون که؛ "در سازمانها گروههای غیر رسمی بوجود میاد که رفتار سایرین رو تحت تاثیر خودش قرار میده. این گروه معمولا دلش نمی خواد که کارکنان از یه حدی بیشتر بهره وری داشته باشند و سطح تولید و بهره وری رو در حد متوسط نگه می داره. مثالی زده بود که فرضا اگه یکی از کارکنان به دلیل انگیزه های فردی و داشتن حس رقابت طلبی، بهره وری بیشتری نسبت به سایرین داشته باشه، دیگران اونقدر مسخره ش می کنن که اون هم بهره وریش به اندازه بقیه بشه!
    نمی دونم شاید علت تمام اون رفتارها این بوده باشه!!

    من فکر می کنم البته من فکر می کنم چون اونها نقاط ضعف و .... تو رو شناختن برگشت صحیخ نیست و....
    هنوز مدت زیادی از مرخصی من باقی مونده و من فعلا همه چیز رو به زمان واگذار کردم.
    من کارمند رسمی هستم و تا بحال از مزایای رسمی بودنم استفاده نکردم.
    در شرایط کاری مزخرف مملکت ما، شغل من نسبتا مناسب بود. از طرفی من خانم هستم و دغدغه های داشتن فرزند و مراقبت از او رو دارم و نمی تونم مثل یه مرد برم سراغ کارهایی که بتونم تمام وقت زندگیم رو وقف کارم کنم. شاید اگه مرد بودم و می تونستم روزی ده دوازده ساعت وقت برای کارم بزارم، به فکر ایجاد یه شرکت یا ... می بودم ولی من زنم و باید به فکر داشتن فرزند و نگهداری از او هم باشم.

  16. کاربر روبرو از پست مفید هستی تشکرکرده است .

    هستی (شنبه 06 آذر 89)

  17. #19
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 21 دی 91 [ 11:29]
    تاریخ عضویت
    1389-4-19
    نوشته ها
    302
    امتیاز
    4,259
    سطح
    41
    Points: 4,259, Level: 41
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 91
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    299

    تشکرشده 302 در 134 پست

    Rep Power
    47
    Array

    RE: احساس شکست می کنم...

    سلام بلو اسکای گرانقدر
    اولا ممنون چون این تاپیک شما خیلی کمکم کرد
    یادش بخیر اون زمان که من عضو تالار شدم مخلوطی از مشکلات رو داشتم و هیشکی نبود کمکم کنه
    نمی دونستم از نامردی دوستان بگم یا......
    خدا رو شاکرم
    خوب شما بهره وریت زیاد بود یا حالا یه چیزی داشتی که بقیه نداشتنو اون رفتار ها رو باهات کردن
    ولی دلرحم بودی یا ضعیف و .... که جرات کردن بهت توهین علنی کنن
    ولی الان هم با فهم شدی و هم فکر کنم با صلابت
    البته من قصد ندارم وارد مسائل زندگیت بشم
    امیدوارم همیشه رابطت با همسرت بهتر و بهتر بشه
    تو جایی گفتی که ایشونم بهت سر کوفت میزنه
    شاید ایشون درک نمی کنه؟ یا نمی فهمه که این کار هارو باهات می کنن
    خوب شما که استادید خودتون
    با مهارت خاصی رفتار کنید تا هم حسی بکنه
    یا اگه می بینید زندگیتونو بهم می زنه مسائل اداره رو بیرون در جا بزارید و توی خونه نقش یه همسر مهربان و خانه دار رو ادا کنید
    مگه اینکه شوهرتون از اون دسته آدمها باشه که دوست نداشته باشه خانومش از اون بالاتر باشه
    که اینو خودتون بهتر قضاوت می کنیدو من فقط احتمالشو گفتم
    خوب دوستان مثل همیشه خیلی کمک کردن
    بازم شما اینقدر قوی هستید که فهمیدید حسودی می کنن و ...
    من وقتی اینجا اومدم اینقدر اعتماد بنفسم کشته شده بود که ............
    موفق باشید

  18. #20
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 25 مهر 92 [ 09:18]
    تاریخ عضویت
    1388-10-19
    نوشته ها
    1,262
    امتیاز
    11,056
    سطح
    69
    Points: 11,056, Level: 69
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    4,891

    تشکرشده 4,928 در 1,071 پست

    Rep Power
    144
    Array

    RE: احساس شکست می کنم...

    hektor عزیز، ابتدا نام کاربری جدیدتون رو تبریک می گم.

    خیلی خوشحالم که تاپیک این حقیر تونسته کمکی به شما بکنه. امید.ارم مشکلاتتان به زودی زود مرتفع شوند.
    فکر کنم من و شما بتونیم همدردهای خوبی برای هم باشیم چراکه مشکلمون تقریبا بهم شبیه و از اونجایی که هر دو در صدد رفع مشکلمون هستیم، می تونیم تو این جهت همدیگه رو پوشش بدیم.

    ولی دلرحم بودی یا ضعیف و .... که جرات کردن بهت توهین علنی کنن
    ولی الان هم با فهم شدی و هم فکر کنم با صلابت
    راستش فکر نمی کنم اینطور باشه و متاسفانه همین الان هم اگه تو اون شرایط قرار بگیرم نمی دونم باید چه عکس العملی نشون بدم!
    از طرفی مقابله به مثل درست نیست. چون فکر می کنم کسی که به دیگری بی حرمتی می کنه اول شخصیت خودش رو زیر پا می گذاره. و اگه مقابله به مثل نکنم، نمی دونم چی کار کنم...
    فعلا تصمیم گرفتم نگاهم رو به قضیه عوض کنم و اینطور تفسیر کنم که یا واقعا بهم حسودی می کردن یا در موردم دچار سوء تفاهم شده بودند که این مرخصی حتما حلش می کنه. (البته من به این دلیل مرخصی نگرفتم.)
    تو دلم خیلی حرفهای ناگفته ست که نمی دونم چطور و به کی می شه گفت....

    یکی از محاسن این مرخصی من اینه که تونستم بیشتر رو زندگی شخصی ام تمرکز کنم و لااقل از پاشیدن اون جلوگیری کنم.
    به این نتیجه رسیدم که اگه با کسی مشکل پیدا کنم نباید به شوهرم بگم چون از من جانبداری نمی کنه و باید اونو تو این زمینه همیجوری قبولش کنم.
    در اینباره که مشکلات بیرون رو بیرون خونه باید رها کرد، درسته و ایده ال ولی هر ایده الی تو عمل قابل پیاده سازی نیست. یادمه گاهی اونقدر بهم فشار میومد که بی جهت توخونه از دست مشکلات کاریم (همکارانم و طرز برخودشون و نه خود کارم) گریه می کردم و وقتی شوهرم علتشو می پرسید، لاجرم بهش می گفتم که فکر نکنه مشکل از زندگیمونه.
    و از طرف دیگه یکی از آشناهای شوهرم تو محل کارم مشغول کار بود و این یه مشغله فکری دیگه برام بود که تفسیرش از این جریانات چی می تونه باشه و آیا اونها رو به شوهرم یا خانوادش می رسونه یا نه...

    خوب شما که استادید خودتون
    این حرفتون برام خیلی جالب اومد


 
صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. درخواست حذف کاربری، خواهشمند است مدیران سایت توجه فرمایند
    توسط ترنم1 در انجمن پیشنهادات ،انتقادات و مشکلات تالار
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 11 آبان 95, 17:13
  2. پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 شهریور 91, 23:34
  3. پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: شنبه 20 خرداد 91, 14:03
  4. پسری که دنبال تصاویر جنسی تو نت هست ممکنه مشکل درست کنه برای اطرافیانش؟
    توسط بهار.زندگی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: جمعه 12 اسفند 90, 15:20

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:21 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.