سلام دوست گرامي! قبل از هر چيز بايد بگم وقتي اون خانم شرايط ازدواج رو ندارن و هنوز آمادگي پذيرش اين تعهد رو در خودشون نميبينند، پافشاري شما بي مورده. اجازه بدين گذشته رو فراموش كنن. بايد مهلت بدين اين خانوم تكليفشونو با خودشون روشن كنن بعد!
مسئله ديگه اينكه من احساس ميكنم ايشون چيزي رو از شما پنهون ميكنن و اين حرفا هم بهونشونه. (البته اين نظر شخصي منه.)
حالا بگذريم . اما در مورد خانواده بايد در نظر داشت، رضايت خانواده طرفين شرط لازم ازدواجه. شايد شما مصمم باشيد كه فقط با ايشون ازدواج كنيد اما علاقه قبل از ازدواج يه معضلاتي هم داره. مثلا قبل از ازدواج انسان ها نيمي از علاقشون به خاطر اينه كه ميخوان همديگرو كشف كنن. اما بعد از ازدواج دو حالت پيش مياد. 1. يا علاقشون نسبت به هم عميقتر ميشه و 2. يا واسه هم تكراري ميشن و خسته ميشن. حالت 1 زماني رخ ميده كه شرايط قبل از ازدواج، تابعد از ازدواج هم تداوم داشته باشه كه يكيش رضايت خانوادست. اما حالت 2 زماني رخ ميده كه طرفين بعد از ازدواج همديگرو كشف كردن و تازه متوجه ميشن تو زندگي مشترك در كنار عشق چيزاي ديگه اي هم هست كه نياز به اهميت و توجه داشته باشه. اينجاست كه متوجه ميشن اين ازدواج همونطور كه پيش بيني كرده بودن نيست. البته اينجا هم يكي از عللش ميتونه نارضايتي خانواده طرفين باشه.
همه اينا رو گفتم تا گمان نكنيد با حذف نظر خانواده و استقلال و پنهان كاري و .... ميتونيد شرايط رو ايده آل نگه داريد. اين شرايط ايده آل بعد از ازدواج يه روياست.
پيروز باشين.








علاقه مندی ها (Bookmarks)