به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

Hybrid View

  1. #1
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    308
    Array

    RE: داشتن مهارت زندگی یعنی چی؟

    تفکر و بازنگري: دو راه افزايش خودآگاهي
    براي افزايش خودآگاهي بايد بيشتر در مورد اعمال و کارهاي خود بينديشيم. در واقع بايد بکوشيم مسائلي که به ناخودآگاه مي‌رود، مسائل حل شده باشد و به صورت عقده در انسان در نيايد.
    «بايد انسان عميقاً فکر کند که از چه آفريده شده است.»
    [1] خودشناسي رابطه مستقيم با تصوير ذهني دارد. تصويري که انسان از خود در ذهن مي‌پروراند،
    [2] ريشه بيشتر رفتارهاي وي را تشکيل مي‌دهد؛
    زيرا علت اينکه هر يک از ما از خود تصويري غيرواقع‌بينانه مي‌سازيم، در حقيقت محصول چيزهايي است که ديگر مردم، خواه به درست يا غلط، درباره ما به ما گفته‌اند، و ما را آن‌طور بيان و توصيف نموده‌اند.

    جهل به «خود»، بزرگ‌ترين جهالت براي انسان است؛ زيرا همان‌گونه که خودشناسي از شريف‌ترين معارف بشري است، ناداني به خود از دردناک‌ترين ناداني‌هاست.

    بنابراين، کسي که براي رسيدن به خودشناسي گامي برندارد و توجهي به آن نداشته باشد، براي خويش ارزشي قائل نشده و به گفته ملاي رومي، خود را ارزان فروخته است:
    خويشتن نشناخت مسکين آدمي
    از فزوني آمد و شد در کمي
    خويشتن را آدمي ارزان فروخت
    بود اطلس، خويش بر دلقي بدوخت
    حضرت امير(ع) شگفتي خود را از کسي که دنبال خودشناسي نمي‌رود، چنين ابراز مي‌دارد:
    «درشگفتم از کسي که گمشده‌اش را مي‌جويد، در حالي که نفس خود را گم کرده و در جست‌وجوي آن نيست»
    و نيز مي‌فرمايد: «شگفتا کسي که خود را نمي‌شناسد، چگونه پروردگار خويش را مي‌شناسد».

    انساني که از خود تصويري پنداري و غيرواقعي دارد، در اثر غرق شدن در شهوات، غفلت‌ها و آمال و آرزوهاي دنيوي، از آن تصوير زيبا و پرمعناي خود دور مي‌شود، تا آنجا که از صراط مستقيم منحرف مي‌گردد و براساس همين غفلت از خود واقعي، دست به خودکشي و ... مي‌زند؛
    زيرا نمي‌تواند پاسخ‌گوي وجدان خود باشد. چنين انساني، اين‌طور نيست که همواره به دنبال گمشده خود باشد، بلکه گوهر تابناک خود اصلي را به بهاي ناچيزي مي‌فروشد.
    البته انسان بايد خود اصلي را درست بشناسد. اگر تصوير انسان از خود يک تصوير وهمي و پنداري و غيرواقعي باشد، مبناي حياتش هم پنداري مي‌شود و انتظاري غيرواقع‌بينانه از خود و جامعه پيدا خواهد کرد؛ زيرا احساس خلأ و کمبود در زندگي مي‌کند و براي جبران آن به هر چيزي تمسک مي‌جويد. گاهي به آرايش و زيبايي به نحو افراط مي‌پردازد و زماني هم به روابط ناسالم و مدپرستي و ...، که مي‌تواند آثار و عواقب بسيار سوئي براي خود و جامعه داشته باشد.

    راه ديگر دست‌يابي انسان به تصوير واقعي از خود، بازنگري اعمال، اخلاق و افکار است.

    خداوند مي‌فرمايد: «و مانند کساني نباشيد که خدا را فراموش کردند و خدا هم آنها را از خود بيگانه کرد، تا آنجا که خود را فراموش نمودند»
    و در جاي ديگر: «اي انسان! چه چيز تو را در برابر پروردگار کريمت مغرور ساخته است؟»

    محاسبه نفس، انسان را با خود و استعدادها و سرمايه‌هاي وجودي‌اش آشنا مي‌سازد.
    خودخواهي، خودفراموشي و گرفتار شدن در دام «خودپنداري»، مانع ارتباط انسان با خدا مي‌گردد. به تعبيري ديگر، هر آنچه انسان را از «خود واقعي» دور کند و به «خودپنداري» مبتلا سازد، مانع اين ارتباط خواهد بود.





    برچسب‌هاي مزاحم

    براي دست‌رسي به خود واقعي، بايد به جنگ برچسب‌هاي مزاحم برويم و با ديدي واقع‌گرايانه به خود بنگريم. تمامي «من هستم»‌هايي که شخصيت ما را خرد و نابود مي‌کنند، از چهار جمله زير ناشي مي‌شوند:
    1. من چنين هستم.
    2. هميشه اين‌طور بوده‌ام.
    3. دست خودم نيست.
    4. طبيعتم اين‌طور است.

    اين چهار جمله، در واقع توجيهي براي شخصيت تغييرناپذير ما هستند و مانع تغيير در زندگي ما مي‌شوند. در واقع سدهايي را مي‌مانند که مانع رشد و پيشرفت ما هستند.
    البته اگر ما با استفاده از اين برچسب‌ها، به رضايت خاطر برسيم و تأثيري بر تعادل رواني ما نداشته باشند، مي‌توان گفت تقريباً اشکالي ندارند، اما اگر قبول داشته باشيم که برخي از اين برچسب‌ها مانع رشد ما مي‌شوند، بايد تغييراتي در خود ايجاد کنيم.


    چگونه اين «من هستم»‌ها به وجود آمده‌اند؟


    1. از طرف ديگران

    اغلب اوقات اطرافيان ما به ما اين‌گونه برچسب مي‌زنند: شما راننده خوبي نيستيد؛ شما نقاشي‌تان خراب است؛ ذات شما براي پيشرفت در اين کار نيست و ... . بعضي از اوقات نيز اشخاص با استفاده از همدلي منفي‌اي که با ما مي‌کنند، برچسب‌هاي ناشايست خود را انتقال مي‌دهند: شما هم مثل من راننده خوبي نيستيد؛ نقاشي شما هم مثل من خراب است؛ استعداد شما هم مثل من در اين زمينه کور است و ... .
    در نهايت، بدترين برچسب‌هايي که به ما مي‌زنند اين‌گونه‌اند: شما هم مثل پدرتان راننده خوبي نيستيد؛ نقاشي شما هم مثل برادرتان خراب است؛ شما هم فرزند همان پدر هستيد و کاملاً بي‌استعداديد.
    در اين حالت، جملات بالا اين احساس را در فرد ايجاد مي‌کنند که ناتوانايي‌اش ارثي است. در واقع با استفاده از اين جملات، به فرد مي‌گويند نگران نباش، ناتواني شما ارثي است و تو هر کاري بکني، نمي‌تواني تغيير کني؛ چون گِل شما را اين‌گونه سرشته‌اند.

    2. توسط خودمان

    تجربه نشان داده است که فرد با ارائه دليل و مدرک، خود را از انجام کار يا فعاليت بازمي‌دارد و رفته رفته شخصيت خود را منزوي‌تر مي‌کند.
    براي مثال، مادر خانواده: سيم اتو اتصالي پيدا کرده است. پدر خانواده: من اين کاره نيستم. مگر فاجعه‌اي را که هنگام تعمير زنگ به بار آوردم، فراموش کرده‌ايد.
    در اين مثال، پدر خانواده به جاي اينکه اعتماد به نفس داشته باشد و فاجعه خرابي زنگ را به پاي ناآگاهي و عدم مهارت خود بگذارد، سريعاً با برچسب منفي‌اي که به خود مي‌زند، دليلي براي تبرئه خود از تعمير اتو ارائه مي‌دهد.
    البته در ظاهر هميشه اين برچسب‌ها بد نيستند و بسياري از افراد از آن سوء‌استفاده مي‌کنند و انجام ناقص کارها را با اين برچسب‌ها مي‌پوشانند.

    چه کار کنيم تا از اين برچسب‌ها رها شويم؟


    1. به دوستان و نزديکان خود بگوييم مي‌خواهيم برخي از اين «من هستم‌ها» را از زندگي خود حذف کنيم.

    2. براي خود هدف‌هاي رفتاري تعيين کنيم که با رفتار گذشته‌مان فرق داشته باشد.

    3. چهار جمله عصبي زير را اين‌گونه اصلاح کنيم:

    من چنين هستم من اين‌طور بودم.
    هميشه اين‌طور بوده‌ام من تغيير خواهم کرد.
    دست خودم نيست اگر سعي کنم مي‌توانم طور ديگري عمل کنم.
    طبيعتم اين‌طور است من باور داشتم که طبيعتم اين‌گونه بوده است.

    منبع

  2. 7 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    Eram (سه شنبه 19 خرداد 94), sara1394 (جمعه 18 دی 94), اقای نجار (پنجشنبه 31 اردیبهشت 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. مثل داداشم میمونی یعنی چی؟
    توسط mohamad.ali99 در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 25
    آخرين نوشته: دوشنبه 22 دی 93, 08:05
  2. ادم با عرضه یعنی کی؟ چطور می توانم آدم با عرضه ای باشم؟
    توسط salman111 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: چهارشنبه 29 آذر 91, 01:10
  3. سازگاری مثبت یعنی چی؟
    توسط بالهای صداقت در انجمن اعتماد به نفس
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه 30 آبان 89, 10:41
  4. پختگی لازم برای ازدواج یعنی چی؟
    توسط vahid1234 در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: پنجشنبه 18 مهر 87, 22:19

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:17 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.