سلام:
آفرین لارج گرامی خوشحالم که بر گشتید و روحیه خوبی دارید برادر خوبم من منتظرم اون متن سراسر منفی رو به عنوان اولین اقدام برای پرهیز از تیزی احساستون تبدیل به یک پست کاملا مثبت بکنید و ارسال کنید...این تمرین خیلی مهمیه تا شما با تغییر اون ناسزا ها که به خودتون دادید و تبدیل اون به مثبت به ما بگید حقیقتا راجع به خودتون چی فکر می کنید..پس اگر می خواهید ببینید چه کنید اول اون متن که در اوج ناامیدی و فوران احساس نوشتید رو دوبار مثبت کنید همان جمله ها رو و برای ما ارسال کنید ..منتظرم..
لارج عزیزم..من خیلی خودم به خصوص آن زمان یعنی فروردین 88 که عضو تالار شدم آتشین بودم و پر از فوران احساس همین کارهای شما رو می کردم و برخی دوستان مثل کیوان...مدیر..فرشته و ..باقی خوب یادشونه و من با راهکارهای دوستان خیلی خوب شدم و الان تقریبا هیچ اثری از فوران احساس نیست کمی زودرنجی مونده بود که دارم با راهکار دوستان حلش می کنم..نوشته اصلی توسط LARG.62
مهمترین چیز پذیرش شماست که خدا رو شکر خوبه و اینکه توقع دارید بهتر باشید و احساس خود را کنترل کنید...این عالیه..
حرف فیلو سارا تو تاپیکم عالی بود..
تحول نتیجه تهوعه
حالا که شما فهمیدید عنان اختیار احساس رو از دست دادید پس قدرت داردی تغییرش بدید..
دوست من رویا پروری نکن..به آرزوهات بال و پر نده..
فانتزی و خیالات خودت رو کنترل کن و بدون اون خانم نهایت و غایت خوشبختی تو نیست بلکه غایت خوشبختی تو خودت هستی نه هیچکس دیگه...حتی اگر اون روزی زبانم لال شما رو نخواست..
خودت رو برای هر واقع ای چه مثبت چه منفی آماده کن و منتظر باش...
آنقدر به آینده اون فکر نکن..سر خودتو گرم کن حتی شب ها که می خوابی کار دیگه ای بکن تا فکر اون کمرنگ بشه..
بدون که تو فقط اونو در حد دور می شناسی و از نزدیک هنوز ندیدی احساستو مهار کن چون مانع در نظر گرفتن منطق میشه...
خودت و سوالاتت رو برای دو ماه دیگه معلوم کن و همه معیارهاتو بسنج ..به خاطر احساست و اینکه می گن اون خوبه عاشق هیچکس نشو ..الزاما دو آدم خوب به درد هم نمی خورند..
من نمی گم این میشه اتفاقا دلم خیلی روشنه ولی من می گم نتیجه کار رو رها کن..هر وقت تونستی فارغ از نتیجه تنها به هدف خوشبختی به این قضیه نگاه کنی بردی..خوشبختی تو در این خانم نیست خوشبختی هیچ کدام ما در همسران ما نیست ما وقتی خوشبختیم که باور کنیم خوشبختیم و لیاقت اونو داریم و اونو به همسرمون بدیم ...
اون مسئله را غایت ندون...
خودت رو از فاز احساس ...آهنگ های احساسی..تخیلات خارج کن..لارج عزیز صبر کردن رو یاد بگیر..
به خدا صبر یک چیزیه که حد نداره..آدم رو خوشبخت می کنه..صبوری رو یاد بگیر...
برات رسیدن به هدف مهم نباشه چگونگی رسیدن به هدف مهم باشه...
فعلا اینا بسه تا بازم صحبت هاتو بشنوم...
نوشته اصلی توسط LARG.62
خب ..باید بگم شما تا آخر عمرت هم نمی تونی یک انسان رو 100 درصد بشناسی چه برسه شما که کاملا شناختت به صورت شخص ثالث هست...به نظر من با این تفاسیر شما فقط 10 درصد اونو می شناسی و همش احساسی...همش می خوای بله بگیری...مواظب باش لارج عزیز...
خودتو دست کم نگیر ..شما هم با این پست هایی که من ازت دیدم جوان موفقی هستی اونم باید شما رو بخواد پس خودتو دست کم نگیر ..خودتو راضی نکن به هیچی چون دوسش داری..معیارهاتو بسنج..این دو ماه عالیه که سوالاتو تنظیم کنی...اون اطلاعات اطلاعات خیلی مقدماتی..بله ایشان دختر خوب درسخوان ..موفق..آبرودار..پاک...قبوله تو کلاس ما از 60 تا دختر 40 تاش این طوری بودن آیا همه اونها ازدواج کردند؟آیا شوهران اونهایی که ازدواج کردیم مثل هم هستند؟اصلا..همه باهم فرق دارن هرکدام یک ویژگی ..ما خوب های زیادی تو جامعه داریم ولی همه که به در هم نمی خورن..مهم اینه معیارهاتون با هم شبیه باشه...
به هم بخوره..
هدفتون یکی باشه...
و این تنها با شناخت 4 تا 6 ماهه رو در رو اونم نه زبانی ..بلکه عملی دیده میشه..وگرنه حرف که همه ما بلدیم مهم اینه در عرص عمل چطور رفتار کنیم...پس شما اصلا شناخت خوبی ندارید ..پس باید مواظب باشی خوب بشناسیش..ان شا الله همه چیز عالی میشه و باید بیای به ما شیرینی هم بدی..نه بری ما رو یادت بره ها؟
آنقدر وقت می ذاریم راهنماییت کنیم برای همون شیرینی هست ها!!!!!!!!!!!
تبصره:
حالا از اون دو ماه چقدر مونده ..هی ما می گیم دو ماه ....دوماه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟






.






علاقه مندی ها (Bookmarks)