[align=justify]
سلام
حدیث جان قبل از هرچیز بخاطر نگرش و برخوردت با موضوع، بهت تبریک می گم.در اینطور مواقع اولین و مهمترین قدم اینه که تشخیص بدیم مشکل داریم.
البته هنوز در ابتدای راه قرار داری و تا به هدف نرسیدی نباید توقف کنی.
اما در مورد مسئله ای که نوشتی، به نظر من هم باید به روانشناس مراجعه کنی.
فرض کن شما تب داشته باشی و اینجا تالار گفتگوی پزشکی باشه. شاید اگه مسئله جزئی باشه، بشه از طریق نوشتار توصیه هایی کرد (به فرض که ما هم متخصص بودیم، که نیستیم!) که شاید سرما خورده باشی، شاید گلوت عفونت کرده باشه، شاید ... شاید... اما مسلما برای تشخیص درست و یه درمان قطعی و دائمی باید حضورا به پزشک مراجعه می کردی.
بنابراین اولین راهکاری که می شه به شما ارائه داد، مراجعه به روانشناسه، بعد می تونی تشخیص ایشون، و درمان پیشنهادیشون رو به ما هم اطلاع بدی تا سعی کنیم با همدیگه طی کردن مسیر درمان رو برات آسون تر کنیم.
فعلا تنها توصیه ای که به نظر من می رسه اینه که:
فرض کن فیلم نامه نویس، کارگردان و بازیگری هستی که قراره زندگی یه حدیث بانوی آرام و مطمئن رو بسازه، حدیثی که عاشق خودشه، همسرش رو دوست داره، از زندگیش راضیه و داره به سمت اهدافش حرکت می کنه.
بعنوان یه فیلم نامه نویس باید به سوالاتی مشابه این پاسخ بدی: این حدیث در رخداد های مختلف چطور ظاهر می شه؟ چه رفتارهایی ازش سر می زنه؟ وقتی با همسرشه، بهش چی می گه؟ و ...
بعنوان کارگردان باید همه ی وقایع رو مدیریت کنی و همیشه "هدف" رو در نظر داشته باشی.
و بعنوان یه بازیگر باید کاملا در نقشت فرو بری.
در روز حداقل یکساعت کار کن. شاید قبل از خواب یا صبح زود بهترین موقع باشه. لازم هم نیست بقیه ی بازیگرها حقیقی باشن، یا بصورت زنده فیلم برداری کنی. مثلا شب که داری می خوابی، می تونی یکی از صحنه های اون روز رو تداعی کنی. و ببینی حدیثی که این مشکل رو حل کرده و دیگه خود آزار و ... نیست، آرام و باشکوهه و ... در اون صحنه چه احساسات و افکاری داشت، چطور رفتار می کرد، چه واکنش هایی از دیگران می دید و ... یا صبح زود ورودت رو به محل کار، یا صحنه ی بازگشت همسر از اداره، یا ... رو کار (تجسم) کن.
این بهت کمک می کنه تا راحت تر از این مرحله عبور کنی.
کاریه که خودم انجام می دم.
وقتی به اخلاقی که باید تغییرش بدم صددرصد آگاه می شم، اون اخلاق رو مثل یه بار سنگین روی شونه هام می بینم، باری که باید با خودم بکشمش و از گذرگاه های مختلف عبورش بدم (رخداد های مختلف زندگی). حالا برای انجام اینکار دو راه دارم. می تونم این بار سنگین رو روی شونه م بگذارم و سعی کنم باهاش بپرم، که در این شرایط احتمال عبورم کمه (و توی اون وقایع همون اخلاق ها رو از خودم بروز می دم). و راه دیگه اینه که بار رو زمین بگذارم، اول خودم عبور کنم، بعد که رد شدم، این بار رو هم بکشم به سمت دیگه، که در این حالت بعد از هر گذری، بارم سبک تر و سبک تر می شه.
واضح ترش این می شه که تا جایی که بتونم، سعی می کنم خودم رو سارایی ببینم که موفق شده این اخلاق رو عوض کنه.
این روش منه اما مطمئنم وقتی به متخصص مراجعه کنی، راهکارهای خیلی بهتری نسبت به اینهایی که من تو زندگی شخصیم اختراع کردم بهت آموزش می ده.
موفق می شی عزیزممن منتظر خبرهای خوب هستم.
[/align]








در اینطور مواقع اولین و مهمترین قدم اینه که تشخیص بدیم مشکل داریم.
من منتظر خبرهای خوب هستم.
[/align]

علاقه مندی ها (Bookmarks)