نیلوفر خانم
چرا یه مساله ساده را اینقدر پیچیدش میکنی.اینطور که شما اشفته شدی طرف مقابل حق داره 1001 فکر بکنه.
احتمالا دلیل زیاد پرسیدنش هم همین اشفتگی شما در جواب به این پرسشه.
حالا یه رابطه ای بوده.اینطور که می گویی در حد حرف زدن.و الان هم چند ساله این رابطه قطع شده.پس دیگه فکر چی را می کنی!
به نظر من اگه تماس جنسی نبوده به هیچ عنوان نگو.در غیر اینصورت فقط طرف مقابلت را بدبین می کنی.
و تازه کنجکاوتر که خوب مثلا کی بود.چه جوری باش اشنا شدی.چی گفت و ....
و سر انجام هم شک مثل خوره می افته به جونش.چه ازدواج کنه چه نکنه.
اما مورد اصلی که باعث شد من این پست را بزنم این بود که بگم عزیزم تو که خودت اینقدر حساسی و عذاب وجدان داری و می دانی اکثر پسرها موقع ازدواج این مسائل براشون مهمه چرا دوباره خودت را وارد یه رابطه دیگه
میکنی.حالا امدیم به هر دلیلی (مثلا ازمایش خونتون به هم نخورد)ازدواج صورت نگرفت.
دوباره با نفر سوم همین اش و همین کاسه.هی بگم هی نگم.
پس رابطه را دیگه تموم کن.و ازش بخواه به این رابطه جنبه رسمی بده و با خانوادش بیاد جلو.
در اینصورت حتی اگه ازدواجی صورت نگیره در مقابل خاستگارهای بعدی با کمال افتخار سرت را میگیری بالا و در جوابشان می تونی بگی مثل همه دخترها چند تا خواستگار داشتم که بعد از برسی جمیع جهات به این نتیجه رسیدیم که به درد هم نمی خوردیم.
اگه هم گفت نمی تونم و شرایطش را ندارم و ....
باهاش خداحافظی کن و بسپارش به تاریخ.







خواهر شوهرم گفت ؟؟؟؟(اسم شوهرم) از همه برادرهام سنگینتر بود و قبل از تو(خودم) فقط ؟؟؟؟(اسم یه دختر) وارد زندگیش شد
ولی رابطه شون خیلی زود به هم خورد.
ولی چیزی به روی خودم نیاوردم. دلم طاقت نیاورد و از شوهرم قضیه رو پرسیدم. اونم گفت که اون دختره، دختر یکی از آشنایان بود که بعد از چند بار تماس تلفنی، (رابطه شون فقط در همین حد بود.) از ازدواج با او منصرف شدم. چون از لحنش و از اخلاقش خوشم نیومد. گستاخ و... بود. شوهرم گفت قبل از اینکه علاقه ای به وجود بیاد همه چیز تموم شد.
با خودم فکر می کردم پشت تلفن چیا به هم گفتن؟!؟! چرا از اول بهم نگفت؟ چرا گفته بود تو اولین دختری هستی که عاشقت شدم و چرا؟ چرا؟ چرا؟

علاقه مندی ها (Bookmarks)