Mahta[/quote][/code] جان نوشته:
ببینم،نکنه فقط از سر احساس تنهاییه؟
سلام. در جوابت باید بگویم که من کسی نیستم که به خاطر تنهایی کسی را دوست داشته باشم. من واقعا اون را دوست دارم ولی نمی توانیم با هم باشیم به خاطر شرایط متفاوت زندگیمان و با اینکه من پشیمان شدم اما حالا اون نمی خواهد که با هم باشیم. من می دانم که باید فراموشش کنم ولی نمی دانم چطور؟! اون خواه نا خواه تغییراتی را در زندگی ام آورده است که نمی گویم که نمی توانم اما نمی خواهم فراموشش کنم. من نمی خواهم کسی را فراموش کنم که من را به خدا نزدیک تر کرده است. همه زندگی ام فلج شده است.








علاقه مندی ها (Bookmarks)