مرسی دوستان ولی من خودمم نمیدونم دردم چیه من بهش گفتم من دیگه نمیتونم طاقت بیارم ازت خسته شدم ولی باز به من میگه تو باید به من زنگ بزنی نمیدونم نیتش چیه باز دوباره که بهش زنگ زدم مثلا دیگه باهام خوب شده بود ولی باز انگار حرفهاش یادش رفت البته وقتی زنگ میزنم بد صحبت نمیکنه ولی اون اصلا به من زنگ نمیزنه سرش خیلی شلوغه دوستان به خدا منم دوست دارم به حرف شما کنم دوست دارم از دستش راحت شم ولی نمیدونم این چه حسیه منو میکشونه طرفه اون من همش تو فکر اون اون اصلا به من فکر نمیکنه میدونم اگه با این ادم باشم خرم ولی نمیدونم همش تو فکرشم شما نمیدونید چه حالی دارم همش بی قرارم بعدشم بعضی از این دوستانه ما به جای همدردی مارو مسخره میکنن ممنونم ازتون اگه میبینین مشکلم مسخره است جواب ندین ولی توهین نکنید









علاقه مندی ها (Bookmarks)