[b]مگر میشود روزی دوست بداری و روزی لبریز از نفرت شوی؟ مگر میشود روزی تمام وجودت یک چیز را فریاد کند و روز دیگر حتی نخواهی لحظه ای به ان فکرکنی؟گمان میکنی این همان عشق است ؟ همان رویای افسانه ای ؟؟ یا احساسی زود گذر که آمده است و اینک با تناقضهایی رنگ عوض میکند؟ یا شاید هم این عشق تنها به حس دل نیست و هزاران چیز دیگر درآن مداخله است ؟ مثل همان هماهنگی روحها فکرها سلیقه ها و حتی رفتارها؟؟؟ میشود احساسی قوی و واقعی در اثر رفتارهای متفاوت و اختلاف فکرها تغییر کند وشدتش کم شود؟ یا عشق واقعی جنگجویانه در برابر تمام تغییرها تفاوتها و مشکلات می ایستد و خم نمیشود؟ ایا این ایستادگی زمان دارد؟ یا همیشه چونان روز اول پابرجا میماند؟ آیا عشق هم محتاج بازسازی و تقویت است؟ و نیازمند مراقبت و پاسداری؟ احساسهای واقعی و دلواپسیهای ممتد میتواند دلیلی برحضور عشق باشد یا باید امتحان خودرا بارها پس دهد ؟ یا عشق همیشه سربلند است بی هیچ ازمون و خطایی ؟؟ خستگیهای همیشگی در عشق راه ندارد؟ طمع و منفعت خواهی که خصائل لاینفک انسانی است ،پایه های عشق را متزلزل نمیکند؟
عشق فلسفه پیچیده ای دارد .....مکاشفات زیادی میخواهد....[/b
سلام بر دوستان مهربان این مطلب را امروز در یک وبلاگ خواندم ..بی مناسبت ندیدم اینجا بگذارم ...ما انسانها پر از تناقضات در وجودمان هستیم .................شاد باشید








علاقه مندی ها (Bookmarks)