به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 16 , از مجموع 16
  1. #11
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 مرداد 93 [ 23:42]
    تاریخ عضویت
    1387-12-04
    نوشته ها
    218
    امتیاز
    6,080
    سطح
    50
    Points: 6,080, Level: 50
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    743

    تشکرشده 743 در 213 پست

    Rep Power
    39
    Array

    RE: ديگه خسته ام ؟

    يكي از مشكلاتي كه شوهرم هميشه در رابطه باهاش با من صحبت مي كنه اينه كه مي گه تو چرا نظري نمي دي ؟ چرا حرف من رو تاييد مي كني . بعد اين در صورتيه كه زماني كه باهاش مخالفت مي كنم اونقدر عصباني ميشه انگار كه قران خدا غلط شده .

    هميشه مي گه تو هيچ حرفي تو اين زندگي نداري . تو هيچ نظري نداري تو خنثي هستي . تو هم يه چيزي بگو ! من واقعا متوجه حرفش نمي شم . اون هيچ وقت به حرفهاي من بها نمي ده . مي گه تو بايد قاطع باشي تو تصميماتت . تو اونقدر قاطع نيستي كه بچه تو هم ازت حساب نمي بره . هر حرفي كه مي زنم هر نظري كه مي دم ميگه حالا عجله نكن . فقط مسائلي رو قبول مي كنه كه توش پول خرج كردن نباشه . حرف مهموني رفتن و مهموني اومدن كه بياد مخالفه . ولي يه مدت كه مهمون نداشته باشيم ميگه شماها همتون سردين . اصلا حال همديگه رو نمي پرسين . نمي دونم يه جورايي حرفهاش و عملش با هم نمي خونه . يا شايد من نمي فهمم . يا اصلا شايد اشتباه مي كنم كه مي خوام هميشه اونو راضي نگهدارم .

    خوب به قول خودش غرورش شكسته مي شه اگه حرفش زمين بيافته و من حرفش و زير پا بذارم . غرور مرد هم ديگه همه چيزشه . يه وقتهايي فكر مي كنم بيش از حد بهش بها دادم .

    حتما بيكاريش هم تو اين مدت به خاطر همين بوده كه خواستم هميشه راضيش كرده باشم . هميشه سعي كردم همه كارهاي سختو خودم انجام بدم و اون اذيت نشه . البته يه چند روزه كه شروع كردم يه سري مسئوليتها و كارهاي سختو با ارامش بهش واگذار كنم و اون يه جورايي احساس خوبي مي كنه .

  2. #12
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 14:38]
    تاریخ عضویت
    1387-6-12
    محل سکونت
    همدردی
    نوشته ها
    2,297
    امتیاز
    31,060
    سطح
    100
    Points: 31,060, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    11,614

    تشکرشده 12,544 در 2,270 پست

    Rep Power
    258
    Array

    RE: ديگه خسته ام ؟

    پریوش عزیز
    بنظر من مشکل شما در نحوه ارتباطات کلامیه.
    برای ابراز نظر خیلی با احتیاط حرکت کن.
    مثلا
    در موضوعات معمولی (که نظر مثبت یا منفی شما تاثیری رو زندگیتون نمی ذاره) مثل مدل یه ماشین ، باخت و برد یه بازی فوتبال ، قشنگی یا زشتی لباس یه بچه و .... شما نظر خودت رو بیان کن و با هم صحبت و تبادل نظر کنید.

    در زمینه های دیگه که بطور مستقیم به شما مربوطه مثل غذا و آشپزی و تغذیه ، نظر بده و نظر اون رو هم بخواه ، باهاش صحبت کن و ...

    در زمینه هائی که به پول و .... (که بیان می کنی همسرتون روش حساسه) فعلا اظهار نظر نکن.

    با این رویه اون احساس نمی کنه که شما خنثی هستید . احتمالا اون دوس داره تو زمینه هائی با هم تبادل نظر کنید و بعضی مسائل رو تجزیه تحلیل کنید.

    برا تمرین نظر دادن هم پیشنهاد می کنم در همین تالار امتحان کنی. در تاپیکهای مختلف برو و اونچه به ذهنتان می رسه اظهار نظر کن. (البته نه اون تاپیکهای خاص ، خودکشی و یا مسائل پیچیده ، خودتون حتما تمایز میدید )

    «خدا گوید:تو ای زیباتر از خورشید زیبایم،
    تو ای والاترین مهمان دنیایم،
    بدان آغوش من باز است،
    شروع کن، یک قدم با تو،
    تمام گامهای مانده اش با من…»

  3. کاربر روبرو از پست مفید baby تشکرکرده است .

    baby (شنبه 15 آبان 89)

  4. #13
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 مرداد 93 [ 23:42]
    تاریخ عضویت
    1387-12-04
    نوشته ها
    218
    امتیاز
    6,080
    سطح
    50
    Points: 6,080, Level: 50
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    743

    تشکرشده 743 در 213 پست

    Rep Power
    39
    Array

    RE: ديگه خسته ام ؟

    ممنونم بي بي عزيز و گرامي

    منظورتون اينه كه اگه من تو ارتباطات كلامي قوي باشم مي تونم رابطه بهتر و صميمانه تري با همسرم داشته باشم . خوب لازمش اينه كه من به خودم توجه كنم نقاط ضعف خودم رو بشناسم و براي برطرف كردنشون دست به كار بشم خوب يكي از اونها هم همين مشكل در صحبت كردن هست .

    مقاله اي رو كه جديدا مطالعه كردم در خصوص رهايي از وابستگي به اين موضوع اشاره داره
    خودتان را دوست بداريد

    مشكل اغلب افراد وابسته اين است كه معمولا خود را دست‌كم مي گيرند و به خود توجهي نشان نمي‌دهند. ما درباره خود احساس خوبي نداشته و خود را دوست نداريم به همين علت به خود فرصت نمي‌دهيم كه به اهداف بزرگ خود برسيم زيرا احساس مي‌كنيم استحقاق آنها را نداريم. بعضي از ما اينگونه رفتارها را از محيط خانواده آموخته‌ايم. اما مهم نيست كه علت آن چيست بلكه مهم آن است كه بايد از همين حالا آن را متوقف كنيم.
    من واقعا تصميم دارم به خودم بيشتر توجه كنم . نقاط ضعف خودم رو روش كار كنم ولي احساس مي كنم بعد از يه مدت دوباره به حالت اول برمي گردم .

    اگه فكر مي كنيد مي تونيد تو شناساندن نقاط ضعف و قوت من رو راهنمايي كنيد حتما اينكار رو بكنيد .من منتظرم

  5. #14
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 14:38]
    تاریخ عضویت
    1387-6-12
    محل سکونت
    همدردی
    نوشته ها
    2,297
    امتیاز
    31,060
    سطح
    100
    Points: 31,060, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    11,614

    تشکرشده 12,544 در 2,270 پست

    Rep Power
    258
    Array

    RE: ديگه خسته ام ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط پريوش
    [color=#0000CD].
    ديگر نمي خوام راهي را بروم كه ديگران مي خواهند .

    من طرز فكر هيچكس رو قبول ندارم .
    من از ديگراني كه براي من تعيين تكليف مي كنند بدم مياد .

    من به دنيا نيومدم تا ديگران از بودن با من لذت ببرند .

    از تحت كنترل بودن متنفرم .

    نمي خوام ديگران از من راضي باشند .
    [size=large]بر اساس "راز"
    http://www.hamdardi.net/thread-13862-post-124127.html#pid124127

    داری پیامهای بدی رو برا خودت می فرستی و انرژی منفی رو جذب می کنی
    :

    “ديگر نمي خوام راهي را بروم كه ديگران مي خواهند. "
    مي خوام راهي را بروم كه ديگران مي خواهند .

    "من طرز فكر هيچكس رو قبول ندارم ."
    من طرز فكر همه به جز خودمو رو قبول دارم .

    "من از ديگراني كه براي من تعيين تكليف مي كنند بدم مياد "
    من از کسانی كه براي من تعيين تكليف مي كنند خیلی خوشم مياد

    من به دنيا نيومدم تا ديگران از بودن با من لذت ببرند .
    ....
    از تحت كنترل بودن متنفرم .
    ....
    نمي خوام ديگران از من راضي باشند .
    ....

    بنابراین آموخته هات رو کاربردی کن و صورت عملی بهشون بده.

  6. 2 کاربر از پست مفید baby تشکرکرده اند .

    baby (دوشنبه 24 آبان 89)

  7. #15
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 دی 91 [ 15:50]
    تاریخ عضویت
    1389-3-20
    نوشته ها
    614
    امتیاز
    10,182
    سطح
    67
    Points: 10,182, Level: 67
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 268
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    2,396

    تشکرشده 2,459 در 516 پست

    Rep Power
    79
    Array

    RE: ديگه خسته ام ؟

    ببین من خودم تا 3 یا 4 سال پیش از خودم و زندگی ام و شرایطم کلی ناراحت بودم. اما توی این 4 سال با زحمت و کار و ... اوضاع روحی و اعتماد به نفسم عالی شده و حالا کلی واسه خودم نوشابه باز می کنم و میگم هی پسر چقدر خفن شدی.
    اما اول باید بدونی ترک عادت به این راحتی نیست. این جوری نیست که صبح از خواب پا شی و یه پریوش جدید بشی. عمرا نمی تونی. هیچ کی نمی تونه. اما به تدریج میشه خیلی از عادات ناخوشایند را رها کرد. اما چاره ی کار اینه که اون عاداتی را که می خواهی درون خودت از بین ببری، روی کاغذ بنویسی و برنامه بریزی. مثلا قراره از امروز توی کارهای خانه نظر بدی. خب بگو من تا آخر امسال (توی این 4.5 ماه باقی مانده) می خوام تو زندگی نظر بدم. هر وقت که نظری دادی و خوشت اومد، اونو روی کاغذ بنویس. یه دغترچه کوچولو درست کن و موارد را یادداشت کن.
    مثلا: در تاریخ فلان شوهرم در مورد فلان از من پرسید و من نظر خوبی دادم.
    در تاریخ فلان همکارم در مورد فلان چیز نظر داد و من نظر او را رد کردم و نظر خودم را گفتم. (آخ جون)
    کم کم می بینی یه دفترچه داری و به مرور زمان تا پایا نامسال این عیب از و بیرون میره.
    حالا که تونستی این عیب را از خودت بیرون کنی، یه سری از عیب های دیگه خود به خود از بین میرن. (من این را در این 4 سال تجربه کردم و وقتی یه پیشرفتی در خودت میبینی، خیلی از جاهای دیگه خود به خود خوب میشه.) اما حالا با یه اعتماد به نفس بیشتر با خودت میگی: من هنوز به مطلوبم نرسیدم و میری دنبال عیب دوم تا برطرف کنی.
    اینا بین خودمون بمونه، اما خودم تا 4 سال پیش خیلی از خودم ناراضی بودم. خودم را با هر کی مقایسه می کردم نمره ی منفی را به خودم می دادم. فکر می کردم هیچ کی منو دوست نداره. اعتماد به نفسم هم اگه منفی نبود، صفر بود. اما حالا خیلی عوض شدم. اینو آدمای دور و برم هم میگن. حالا وقتی به 4 سال قبلم میاندیشم خندم میگیره که چرا زودتر اقدام نکردم.
    حالا تو هم اقدام کن و بگو اول می خوای چی را تمرین کنی تا ما هم کمکت کنیم.

  8. 2 کاربر از پست مفید tesoke تشکرکرده اند .

    tesoke (دوشنبه 24 آبان 89)

  9. #16
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 مرداد 93 [ 23:42]
    تاریخ عضویت
    1387-12-04
    نوشته ها
    218
    امتیاز
    6,080
    سطح
    50
    Points: 6,080, Level: 50
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    743

    تشکرشده 743 در 213 پست

    Rep Power
    39
    Array

    RE: ديگه خسته ام ؟

    ممنون دوست عزيز

    خيلي با حرفهاتون موافقم مخصوصا اين يكي :

    ببین من خودم تا 3 یا 4 سال پیش از خودم و زندگی ام و شرایطم کلی ناراحت بودم. اما توی این 4 سال با زحمت و کار و ... اوضاع روحی و اعتماد به نفسم عالی شده و حالا کلی واسه خودم نوشابه باز می کنم و میگم هی پسر چقدر خفن شدی
    من اول از همه بايد روي اعتماد به نفسم كار كنم . من تازه مشكلم رو شناسايي كردم . هنوز يكسال نشده كه فهميدم زندگي من مشكلي داره . تا قبل از اين نمي خواستم باور كن كه مشكلي وجود داره . كلا منكر هر مشكلي مي شدم و همه چيز رو تحمل مي كردم و فكر مي كردم كه خيلي طبيعيه كه ادم تو زندگيش ديگران و رفتارهاشونو تحمل كنه من تازه فهميدم كه قرار نيست ادم تو زندگيش تحمل كنه . صبوري خوبه ولي تحمل نه .

    خوب اول از همه بايد نقايص رو مشخص كنيم .

    1- من اعتماد به نفسم پايينه .
    2-به دنبال گرفتن تاييد از ديگرانم
    3- يا بيش از حد نرم و ملايمم يا اينكه رفتار پرخاشگرانه دارم
    4- به قول اني عزيزم كودك درونم ازرده هست . و تصميم ها و رفتارهام بيشتر كودكانه است تا اينكه از جايگاه بالغ صورت بگيره
    5-در رفتارهام قاطعيت ندارم .

    مي دونيد من تو زندگي نظر مي دم . مخالفت مي كنم ولي اينكارم يا با پرخاشگري صورت مي گيره يا اينكه خيلي ملايم و نرم برخورد مي كنم . نمي دونم مثلا چجوري به شوهرم بايد بگم تو مسئول خرجي خونه هستي و من نبايد كرايه خونه و خرج خونه بدم . چون قاطعيت ندارم از عكس العمل اون در صورت مخالفت با من مي ترسم .

    و اين اصلا خوب نيست . چون اون از اين كار سوء استفاده مي كنه همينطور كه تا الان كرده . من نمي دونم كجا بايد صبوري كنم كجا بايد عكس العمل نشون بدم و ساكت نمونم
    .


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:53 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.