به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 7 از 13 نخستنخست 12345678910111213 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 129
  1. #61
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 25 مهر 92 [ 09:18]
    تاریخ عضویت
    1388-10-19
    نوشته ها
    1,262
    امتیاز
    11,056
    سطح
    69
    Points: 11,056, Level: 69
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    4,891

    تشکرشده 4,928 در 1,071 پست

    Rep Power
    144
    Array

    RE: مرددم براي طلاق

    نقل قول نوشته اصلی توسط ستاره1388
    توباید تکلیفتو را با خودت روشن کنی و بعد تکلیفتو با اون آقا مشخص کنی اینطوری بهتر می تونی زندگی کنی من هم شرایط تو را داشتم با خودم فکر کردم که اگر بشینم و برم تو فاز افسردگی کسی دلش برای من نمی سوزه و زندگی ام را نابود کردم و کسی از آدم های ضعیف خوشش نمی یاد و از ترحم مردم هم متنفر بودم پس واقعاً وقت نداشتم که برم تو فاز افسردگی

    مینای عزیز برای من هم مشکلی پیش آمد که بسیار برای خودم ناراحت کننده و شکننده بود. در تاپیک
    احساس شکست می کنم...
    مشکلم رو توضیح دادم و دوستان راهنمایی هایی کردند و خودم هم دوتا کتاب خواندم که بخشی از آنها را در آن تاپیک قرار دادم.
    فکر کنم بد نباشد یه نگاهی هم به آن بیاندازی.

    گاهی ما مجبوریم مشکلات را بپذیریم و عنان زندگی مان را بدست بگیریم، نه اینکه مشکلات عنان ما را در دست بگیرند.
    یادمان باشد هرکس خودش کارگردان فیلم زندگی اش است و گاهی بعضی از بازیگران بدقللی می کنند و حاضر به بازی در فیلم ما نمی شوند یا می خواهند آنرا خراب کنند. یک کارگردان خوب باید یا آن بازیگران را منطقی براه بیاورد یا فیلمش را بدون حضور آنها کارگردانی کند و پیش ببرد. چون فقط خود ما کارگردان فیلنامه زندگیمان هستیم.

  2. 2 کاربر از پست مفید هستی تشکرکرده اند .

    هستی (پنجشنبه 04 آذر 89)

  3. #62
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 20 آبان 90 [ 18:20]
    تاریخ عضویت
    1389-6-25
    نوشته ها
    82
    امتیاز
    2,735
    سطح
    31
    Points: 2,735, Level: 31
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    77

    تشکرشده 79 در 38 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مرددم براي طلاق

    ستاره عزيزم ممنون درسته حق با شماست من نبايد افسرده بشم و خودمو ببازم من فقط 25 سالمه با يه عالمه فرصت خانوادم حمايتم ميكنن حتي به خاطر من خونه رو عوض كردن تا روحيه ام عوض بشه.خودمو با درسو ورزشو كلاساي روانشناسي سرگرم كردم.شرايط روحي ام هم نسبت به اوايل مشكلم خيلي بهتر شده ولي با همه اين وجود وقتي ذهنم ازاد و ياد مشكلم مييفتم مي خوام ديوانه بشم يه جورايي خودمو سرگرم كردم تا از واقعييت دور بشم ولي وقتي يادم مي افته چي شده و قراره چي بشه ديوانه ميشم و دنيا رو سرم خراب ميشه خيلي سعي ميكنم اين احساسو از خودم دور كنم ولي نميشه.بزرگترين ارزوم اينه همسرم درست بشه و به زندگي عادي برگرده اين مدت بيخبري هم دارم به اميد درست شدن اون سپري ميكنم.برا اين اقدامي نميكنم و دادخواست ندادم از طرف اونم هيچ اقدامي نشده نه تماسي با من و نه اقدام قانوني روانشناسم ميگه حد اقل 1 سال زمان لازم بعد اگه به نتيجه نرسي اقدام كني.من الان حود 4 ماه تو اين وضعيتم تو اين مدت ميخوام درس بخونم تا هر جور شده ارشد قبول بشم تا حداقل وقتم هدر نره.مشكلمم گذاشتم برا اينده اگه حل شد كه واقعا از خدا ممنونم ولي اگه حل نشد تصميم گرفتم همون موقع غصه بخورم.ولي اگه حل نشه نميدونم ميتونم كنار بيام يا نه راستش اين بلا تكليفي رو بيشتر دوست دارم تا بخوام كارم به طلاق بكشه و با جدايي تكليفم روشن بشه.من اعتقاد ندارم كه از برزخ بگزرم اما به جهنم برم ترجيح ميدم تو برزخ بمونم ولي به جهنم نرم.حداقل شرايط روحي فعلا نم اينو ميخواد ولي نميدونم 4 ماه ديگه ام نظرم همين باشه يا نه.

    blue sky عزيزم منم اين 2 كتابو خوندم كتاب چه كسي پنير من رو برد هم از همين دسته كتاباست كتابه خوبيه.رسيدن به اين حرف شما يعني اينكه كنار گذاشتن يه بازيگر بد از فيلم خوبه ولي خيلي قدرت مي خواد و منطق زياد بايد ادمه قوي باشي تا بتوني من الان نميتونم ولي دارم همه سعيمو ميكنم تا بشه و اينو از صميم قلبم مي خوام.دوستان راهنماييم كنيد تا بتونم با احساسم و ترسم كنار بيام و شرايطمو بپذيرم من فقط خودمو سرگرم كردم تا يادم بره ولي وقتي به واقعييت وصل ميشم و يادم ميياد چي در انتظارمه ترجيح ميدم بميرم

  4. #63
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 18 اردیبهشت 92 [ 16:23]
    تاریخ عضویت
    1389-4-01
    نوشته ها
    697
    امتیاز
    4,956
    سطح
    45
    Points: 4,956, Level: 45
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2,162

    تشکرشده 2,174 در 573 پست

    Rep Power
    86
    Array

    RE: مرددم براي طلاق

    [color=#C71585]سلام دوست عزیز
    نیومدن ایشون 2 حالت بیشتر نداره 1_یا اصلا به زندگی دوباره به شما فکر نمی کنه و منتظره فرصتیه تا بیاد و تکلیف و معلوم کنه ( طلاق )
    2_ و یا داره به خودش و شما زمان می ده.
    و تا مادامی که شما مثل گذشته در مورد خودتون و اشتباهاتتون فکر کنید زندگیتون هیچ فرقی نخواهد کرد. بهتره متوجه اشتباهات خودتون هم باشید. رویایی فکر نکنید. ببینید اگه همسرتون بر گرده با همون رفتارهای قبلی (پست 1) بخونید دیر بیاد 16 ساعت کار کنه همش با برادرش باشه و از او الگو برداری کنه و.... شما می تونید باهاش زندگی کنید یا دوباره بعد از چند ماهی به همین جا که الان هستید می رسید؟؟
    تو این فرصتی که از هم دورید به اینا فکر کنید نه اینکه همش خوبیهاش و تو ذهنتون بزرگ کنید چون اگه به جدایی برسه ضربه می خورید اگرم بر گردید سر زندگیتون و با همسرتون با همون اخلاقای قبلی مواجه بشید بازم ضربه می خورید. از وابسته بودن در بیاید و منطقی فکر کنید. در ضمن فعلا در زمان حال زندگی کنید نه در گذشته و نه اینده تا زمان همه چی و براتون روشن کنه.
    موفق باشید
    [/color
    [size=medium][size=small]اگر قلوه سنگ های ته جوی نبود ، ترنّم زیبای آب را چگونه می شنیدیم و اگر سختیها ی زندگی نبود ، چگونه خوبیهای آنرا حس می کردیم [/size][/size]

  5. 5 کاربر از پست مفید sisili تشکرکرده اند .

    sisili (چهارشنبه 03 آذر 89)

  6. #64
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 08 آذر 90 [ 12:06]
    تاریخ عضویت
    1389-6-30
    نوشته ها
    56
    امتیاز
    2,305
    سطح
    29
    Points: 2,305, Level: 29
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 145
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    85

    تشکرشده 89 در 33 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مرددم براي طلاق

    سلام مینای عزیز

    کاملا تمام حرفها و احساستو درک می کنم عزیزم میدونم چی میگی
    آره خانمی تلاشتو بکن واسه ارشد و یه وقت دیدی به مرور زمان همه چیز حل شد

    امیدوارم هرچی صلاحته همون اتفاق بیوفته

  7. #65
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 20 آبان 90 [ 18:20]
    تاریخ عضویت
    1389-6-25
    نوشته ها
    82
    امتیاز
    2,735
    سطح
    31
    Points: 2,735, Level: 31
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    77

    تشکرشده 79 در 38 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مرددم براي طلاق

    sisilli عزيزم ممنون از نظرت راستش همسرم پيش دوستامون گفته گذاشتم يكم زمان بگذره و ابا از اسياب بيفته برم دنبال خانومم.نميدونم راست گفته يا نه ولي تا حالا پيش هيچ كس نگفته ميخوام طلاقش بدم.نميدونم واقعيت چيه؟نميدونم ميتونه اون اخلاقشو بگذارد كنار يا نه راستش بزرگترين مشكل من براي برگشتن قضيه مصرف ترياكش خانوادمم بيشتر رو اين مسئله حساسيت دارن وگر نه تا حالا خودم برگشته بودم اگه اين مشكل وجود نداشت.حالا هم مي خوام زمان بگذره اگه دنبال مواد باشه حتما خودشو ميندازه و اگر نه كه هيچي.من به اشتباهاتم پي بردم من خيلي تحقيرش ميكردم و مدام بهش ميگفتم كه من خيلي به اون سرم يا اينكه خانوادش در سطح منو خانوادم نيستن ومدام تكرار ميكردم چه خواستگارايي داشتم ولي به خاطر اون همه رو رد كردم و حالا از ازدواج با اون پشيمونم.بهش ميگفتم اون بزرگترين اشتباه زندگي منه(البته همه تو دعوا از روي لج و در جواب بي توجييهاي اون)ولي الان پشيمونم و ميدونم اشتباه كردم.حالاهم بزرگترين مسئلم اعتيادشه كه من حدس ميزنم اين اواخر كار از تفريحي گذشته بود.صميميتش با برادرش واينكه خيلي از خونه بيرون بودم مربوط به همين مسلئست.اون 12 روزي كه برگشتم بهتر شده بود كمتر بيرون مي رفت و حركت مشكوكي نديدم ازش ولي دخالت برادرش و دعوايي كه با من كرد باعث شد كه برگردم.البته خانوادم اعتقاد دارن كه اون شديدا دنبال اعتياد كه سراغي از من نميگيره و اين طوري راحتره نميدونم واقعا دليلش چيه؟همسرم تحصيل كرده است و تو دانشگاهم تدريس ميكنه من نميتونم بپذيرم يه فرد تحصيل كرده بتونه معتاد بشه.خيلي گيجم.اگه اين مسئله برام ثابت بشه قيدشو ميزنم ولي اگه نه برميگردم به نظرتون اگه كسي ترياك مصرف كنه درست ميشه؟2بار جلوي من كشيد يه بارم اتقاقي اومدم خونه و ديدم به دفعه هم يه مقدار ترياك پيدا كردم كه شديدا منكر شد و گفت مال مستاجر قبلي بوده و جا گذاشته.ميگفت تفريحي و اعتياد نداره و مثلا خونش الوده نيست.پيش مشاورم رفتيم با هم مشاور گفت اعتياد نيست ولي نبايد ادامه بده ميگفت تو دوران دانشجويي ميكشيده يعني حوده 10 ساله و اگه ميخواست معتاد بشه تا حالا شده بود ميگفت روش كنترل دارم و با اين حرفا منو خودشو قانع ميكرد.نظر شما چيه يعني اين اقا معتاده يا نه ميشه بهش اعتماد كرد با اين شرايط ايندش چي ميشه؟

    يه چيزه ديگه همسرم خيلي رو ابروش حساس بود مخصوصا جلوي خانواده من و حالا با برملا شدن اين قضيه ديگه احساس ميكنه ابروش اينجا رفته و از اين قضيه خيلي ناراحته و يكي از دلايلش برا نيامدن اينه.ومدام ميگفت تو ابروي منو بردي من به تو اعتماد كردم و بهت همه چيمو گفتم ولي تو به همه گفتي ميگفت تو هر شرايطي نبايد ميگفتي ميگفت من حرفايي كه در اين باره بهت گفتم بر عليه خودم بكار بردي.ولي من به خاطر خودش گفتم خيلي شديدش كرده بود من بعد يك سال گفتم نه همون لحظه اول 1 سال باهاش جنگيدم نصيحت مشاوره ولي داشت ديونم ميكرد

  8. #66
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 08 آذر 90 [ 12:06]
    تاریخ عضویت
    1389-6-30
    نوشته ها
    56
    امتیاز
    2,305
    سطح
    29
    Points: 2,305, Level: 29
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 145
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    85

    تشکرشده 89 در 33 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مرددم براي طلاق

    مینای عزیز

    متاسفانه ما خانم ها وقتی دور می شیم از روی احساسات فکر می کنیم تمام مشکل از ما بوده ، البته من معتقدم در زندگی مشترک هر دو نفر مقصر هستند اما نه اینکه بیشتر تقصیر رو بندازی به گردن خودت
    سیسیلی عزیز درست می گه این دوری نباید باعث بشه ما بدی های طرف مقابلمون رو فراموش کنیم و فقط به خوبیهاش فکر کنیم و وقتی برگشتیم ببینیم نه بابا این که همون آدمه و افسوس بخوریم که چرا برگشتیم

    مسئله اعتیادش هم خیلی مهمه عزیزم باید خیلی مطمئن باشی

    من خودم دیگه حاضر نیستم به اون زندگی که 1 سال داشتم برگردم

    اگه برگردم م یخوام درست زندگی کنم به شوهرمم گفتم که اگه قرار باشه همون اشتباهات گذشته تکرار بشه بعد یه مدت دوباره به همین نقطه می رسیم

    فعلا که قبول کرده و گفته اون هم می خواد خودشو عوض کنه و اشتباهاتشو بپذیره


    تو هم باید از شوهرت بخوای اگه می خواد زندگی کنه از برخی رفتاراش دست برداره مخصوصا اعتیادش ، و به حرف یه مشاور که گفته نه معتاد نیست نمی شه اعتماد کرد

    صبور باش عزیزم و امیدوارم بهترین چیز برات اتفاق بیوفته

  9. کاربر روبرو از پست مفید negaar تشکرکرده است .

    negaar (سه شنبه 11 آبان 89)

  10. #67
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 18 اردیبهشت 92 [ 16:23]
    تاریخ عضویت
    1389-4-01
    نوشته ها
    697
    امتیاز
    4,956
    سطح
    45
    Points: 4,956, Level: 45
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2,162

    تشکرشده 2,174 در 573 پست

    Rep Power
    86
    Array

    RE: مرددم براي طلاق

    خب دوست عزیز شما بهتر از ماها می دونید علت رفتنش و علت دنبال شما نیومدنشو . اما اینکه ایا بر می گرده یا نه خدا می دونه. فقط بهتره اگه روزی برگشت و خواستید به زندگی سابقتون بر گردید یه ازمایش تست اعتیاد بدید که خیالتون راحت باشه.
    و ازش بخواید که رابطش با برادرش بهتره یه کم کمتر بشه تا او از زندگیش خیلی دور نشه.
    موفق باشید
    [size=medium][size=small]اگر قلوه سنگ های ته جوی نبود ، ترنّم زیبای آب را چگونه می شنیدیم و اگر سختیها ی زندگی نبود ، چگونه خوبیهای آنرا حس می کردیم [/size][/size]

  11. #68
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 03 بهمن 92 [ 20:26]
    تاریخ عضویت
    1387-12-17
    نوشته ها
    111
    امتیاز
    6,260
    سطح
    51
    Points: 6,260, Level: 51
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 90
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    259

    تشکرشده 267 در 64 پست

    Rep Power
    29
    Array

    RE: مرددم براي طلاق

    ميناي عزیز واقعا متاسف شدم اما امیدوارم مشکلت به بهترین شکل حل بشه...

    عزیزم نمیتونی یه جوری از طریق کسی بدونی الان چی کار میکنه و کجاست؟؟؟ اینکه اصلا ازش خبر نداری واسه من قابل حل نیست... به هر حال شما هنوز زن و شوهر هستین و حتما این وسط دوست مشترکی،فامیلی،کسی و... هست که بدونه الان در چه حاله... شاید آرومت کنه و واسه تصمیم گیری بهت کمکت کنه...

    امیدوارم موفق باشی.

  12. #69
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 20 آبان 90 [ 18:20]
    تاریخ عضویت
    1389-6-25
    نوشته ها
    82
    امتیاز
    2,735
    سطح
    31
    Points: 2,735, Level: 31
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    77

    تشکرشده 79 در 38 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مرددم براي طلاق

    درسا جان اخرين خبري كه ازش دارم اينه كه خونه رو عوض كرده و به يه خونه ديگه رفته پدرشم مي خواد قلبشو عمل كنه.به دوستمون گفته درگير اين مسايل بودم وقت نكردم برم دنبال خانومم.بهانه جالبي؟مهم اينه كه جاي خالي منو حس نميكنه و نيازي به وجودم نداره بهر حال جاي من يه جوري براش پر شده كه حتا يه سراغم ازم نميگيره.نميدونم شايدم به قول مشاورم اونم در حال خود سازي ولي من شك دارم.

  13. #70
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 03 بهمن 92 [ 20:26]
    تاریخ عضویت
    1387-12-17
    نوشته ها
    111
    امتیاز
    6,260
    سطح
    51
    Points: 6,260, Level: 51
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 90
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    259

    تشکرشده 267 در 64 پست

    Rep Power
    29
    Array

    RE: مرددم براي طلاق

    ميناي عزیزم نظرات دوستان ،sisili و negaar به جا و قابل احترام اما این راهکارها واسه وقتیه که تو تکلیفت مشخص شده باشه و بدونی باید به چی فکر کنی؟ به ادامه یا پایان ؟ و به نظر من تا تکلیفت مشخص نشده به زندگی مشترکتون فکر نکن و واسه خودت قصری از رویاها نساز که اگه خدایی نکرده نشد بدجور خودتو ببازی...
    اما چیزی که به وضوح قابل لمسه اینه که هنوز دوستت داره و نمیخواد تو رو از دست بده فقط چون تو اول پشتشو خالی کردی و تنهاش گذاشتی و به قول خودت جلوی خانواده ات آبروش رو بردی اونم نتونسته فعلا خودشو اماده کنه که چشماشو رو همه چی ببنده...... اون مقصر... درست... من منکر این نمیشم اما خوب اگه به عقب برگردیم من قهر و دوری از خونه زندگیت رو میبرم زیر سوال و محکومت میکنم...اما الان دیگه کاری که شده و راجب گذشته فکر کردن سودی نداره... اگه قرار شد که برگردی و ادامه بدی... با تامل بیشتری به گذشته ات فکر کن و ازش نتیجه بگیر...و اون موقع خیلی حرفا دارم واست...

    فعلا همه چی رو میسپارم به زمان و امیدوارم بهترین ها رو واست در پیش داشته باشه.

  14. کاربر روبرو از پست مفید dorsa65 تشکرکرده است .

    dorsa65 (یکشنبه 16 آبان 89)


 
صفحه 7 از 13 نخستنخست 12345678910111213 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:11 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.