به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 78

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 آذر 89 [ 11:25]
    تاریخ عضویت
    1389-8-11
    نوشته ها
    34
    امتیاز
    2,091
    سطح
    27
    Points: 2,091, Level: 27
    Level completed: 61%, Points required for next Level: 59
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    21

    تشکرشده 21 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: همفکری فوری فوری-داریم بدبخت میشیم

    ممنون دوستان .
    دلم برای مامانم خیلی میسوزه.تمام عمرش زحمت کشید و حالا که زمان آرامشش هست این وضعیتش شده.
    حالم خیلی بده.خیلی ناراحتم.آبرومون پیش همه میره.به شوهرم چی بگم.تازه شوهرم فکر میکنه بابام آدم خیلی خوبیه.آخه بابام خیلی با احترام باهاش رفتار میکنه.شوهرم فکر کنم اصلا باور نکنه.امروز به شوخی به شوهرم گفتم اگه بابام یهو زن بگیره و خانوادمون از هم بپاشه ، چیکار میکنی؟گفت بابات اونجور آدم نیست!!!
    تو این یه سالی که من ازدواج کردم حیلی تلاش کردیم شوهرم هیچی متوجه نشه.
    میترسم مامانم از غصه مریض بشه.
    مامانم میگه من نمیتونم تحمل کنم بابا با یه زن دیگه باشه (مامانم حیلی به بابام خساس و عیرتی بود وفکرشو نمیکرد این بلا سرش بیاد .)

    راستی اینم بگم که احساس میکنم خود بابام هم نمیدونه چیکار میخواد بکنه.همش به مامانم میگه فعلا به کسی نگو . یه ماه صبر کن.
    از طرفی داره واسه اون زنه میمیره و میگه اون زنه هم چند بار برای بابام خودکشی کرده!!!
    از طرفی هم احساس میکنم مامانم تو گلوش گیر کرده.
    یعنی یه جورایی دوست داره مامانم سر زندگیش باشه و این زندگی فعلی از هم نپاشه که این باعث میشه آبروشم نره.از طرفی هم با اون زنه باشه و به عشقش برسه و مامانم باهاش کاری نداشته باشه.
    راستی بابام گفته تا این لحظه حتی به زنه دست هم نزده و فقط در حد حرف بوده و با هم تو ماشین دور زذن.
    انشالله خدا هر کی رو که زندگی کسی رو خراب میکنه از رو زمین بر داره

  2. #2
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: همفکری فوری فوری-داریم بدبخت میشیم

    نقل قول نوشته اصلی توسط آندیاباران

    راستی اینم بگم که احساس میکنم خود بابام هم نمیدونه چیکار میخواد بکنه.همش به مامانم میگه فعلا به کسی نگو . یه ماه صبر کن.
    از طرفی داره واسه اون زنه میمیره و میگه اون زنه هم چند بار برای بابام خودکشی کرده!!!
    از طرفی هم احساس میکنم مامانم تو گلوش گیر کرده.
    یعنی یه جورایی دوست داره مامانم سر زندگیش باشه و این زندگی فعلی از هم نپاشه که این باعث میشه آبروشم نره.از طرفی هم با اون زنه باشه و به عشقش برسه و مامانم باهاش کاری نداشته باشه.
    راستی بابام گفته تا این لحظه حتی به زنه دست هم نزده و فقط در حد حرف بوده و با هم تو ماشین دور زذن.
    انشالله خدا هر کی رو که زندگی کسی رو خراب میکنه از رو زمین بر داره
    دوست عزیز

    به نظر میرسه پدرتون در موقعیتی کاملاً احساسی قرار گرفته و با توجه به این اشارات شما ، دچار تعارض هم هست . در اینگونه شرایط مقابله مستقیم وی را بیشتر سوق می دهد ، لذا با تدبیر برخورد کردن مادرتون و به خصوص صبوریشان ، بهتر میشه به پدر کمک کرد .

    به این نکات توجه کنید :

    1 - این پیشآمد را یک مشکل مهم بدانید نه یک فاجعه

    2 - به این توجه کنید و به مادرتون بگید که این مشکل فقط برای ایشون و خانواده شما نیست که اتفاق افتاده ، هستند کسانی دیگر که گرفتار این مسئله ها شده اند .

    3 - شما فرزندان در رابطه بین مادر و پدر وارد نشوید و بهتره پدر نداند که شما مطلع شده اید .

    4 - به مادر کمک کنید که با مهارت آموزی و تدبیر رفتار کند و با محبت و عاطفه و در عین حال محکم و با اعتماد به نفس با پدرتون صحبت کند ، و بیشتر از هرچیز نگرانی خود را معطوف به عواقب ناهنجاری که برای وی ( پدرتون ) دارد ابراز کند و نسبت به بی وفایی وی نیز عاشقانه و محکم گله مند باشد نه مظلومانه و یا خشن .

    5 - این وضعیت و فاصله گرفتن پدر می تونه ریشه در رابطه کم کیفیت مادر و پدرتون داشته باشه ، به مادر کمک کنید که سردوربین را به طرف خود بگیرد و سهم خود را از اشتباهاتی که در رابطه با پدر داشته یافته و بپذیرد و در صدد اصلاح برآید ( یک نمونه از اشکالات می تونه حساسیت ها و تعصب و تجسس ایشان در کار پدر باشه و.... )

    6 - مدتی پدرتان آن خانم را به خاطر مادرتون و خانواده رها کرده ، نشون دهنده این هست که هم پدر پتانسیل این که از این مشکل بیرون بیاد را داره و هم خانواده قابلیت این را که پیوند عاطفیش با پدر بتونه کارساز باشه را داراست ، پس شما هم بدون این که به روی پدر بیاورید که چیزی می دانید در کمال محبت و احترام با وی رفتار کنید و کانون خانواده را گرمتر کنید .

    7 - جدایی آخرین راهکار است ، ( در صورتی که راه کارهای حل مسئله به سمت اصلاح و حفظ پیوند مؤثر نبود )که ابتدا نیازه مادر را کمک کنید خود را آماده کند هم از نظر روحی و شخصیتی و هم از نظر مالی و .....

    امیدوارم با صبر و آرامش و نظر به مسئله به عنوان یک مشکل اما مهم از بغرنج دیدن اون بپرهیزید و با درایت با اون روبرو شوید و تلاشتان را در جهت نجات پدر از این موقعیت و نهایتاً حفظ کیان خانواده داشته باشید .

    ( پدرتان را متنفر نباشید ، با کمک به مادر پدر را یاری کنید که بر این مسئله فائق آید .... )

    موفق باشید


    .




  3. 9 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (دوشنبه 10 مرداد 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:37 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.