من فکر می کنم که حالا که بدرتون در این امر مصره، نهایت سعی تون را بکنید که قضیه را حداقل از نظر مالی به نفع مادتون تموم کنید. اول آبارتمانی را که وعده داده به نام خودش براش بخره. بعد هم یک مقرری ماهانه براشون تعیین کنید. بعد که همه این کارها را کردید مهریه اش را درخواست کنید. درسته که مهریه های قدیمی حتی با تبدیل شدن به نرخ روز مبلغ زیادی نمی شه اما از هیچی بهتره. نذارید مادرتون زمان سالخوردګی چشمش دنبال بذل و بخشش داماد و عروس باشه و با اخم و تخم اونها یک لقمه نون بخوره. با سیاست و زرنګی حداقل مسایل مالیش را براش حل کنید. حالا که هوس چشم بدرت را کور کرده، بذار بره، وقتی اون زن همه چیش را بالا کشید و برش ګردوند، اونوقت مامانته که باید ناز کنه. اما احتمال همه چیز را بدهید. اون زن ممکنه مهریه عجیب و غریب طلب کنه، ممکنه اموال بدرت را به نام خودش بکنه و هزار تا ... حداقل سعی کنید برای مادرتون چیزی بګیرید، اګر شد برای خودتان هم.
ازدواج تو این سن احتمالا منفعتی بشتش خوابیده و همه چیز عشق نیست. اګر این بود که صیغه می کردند و باهم زندګی می کردند مثل هزاران نفر دیګه. بدرتون هم که ماشالله از کسی و چیزی ترس نداره و هشت ساله که وقیحانه داره کارش را می کنه.
موفق باشید.
منظورم این بود که سند آبارتمان به نام مادرتون باشه.
به رهن و اجاره و این حرفها راضی نشید. مادرتون را در به در نکنه!!









علاقه مندی ها (Bookmarks)