با سلام
aftabgardon گرامي
اينكه واقعا دليل اصلي همسرت از اينكه بچه نمي خواهيد چي هست نياز به توضيحات خودشون داره.
اما ما اينجا به طور كلي نكاتي را در اين مورد مي آوريم.
الف)ممكنه نسبت به مسئوليت هاي بسيار زيادي كه در قبال فرزند بر والدين تحميل مي شود خود را ضعيف ببيند.
ب) ممكن است ارزيابي اشتباهي داشته باشد كه وضعيت فعلي بهترين وضعيت زندگي خانوادگي را براي شما فراهم مي كند.
ج) ممكن است پاي مسائل اقتصادي و ضررهاي احتمالي از اين مورد را در نظر بگيرد.
د) شايد فرزند را خاتمه كامجويي و لذت طلبي انحصار طلبانه در خانه قلمداد كند.
هـ) يك دليل خاصي داشته باشد كه از گفتنش احساس خوبي نداشته باشد
و دلايل بي شمار ديگر....
اما تحليل زندگي به صورت صحيح مي تواند پاسخ صحيحي به دلايل بالا يا دلايل خاص داشته باشد.
- انسان در فاصله تولد تا مرگ از مراحل مختلفي گذر مي كند.
- استفاده بهينه و صحيح و بهره برداري كامل در هر مرحله علاوه بر خودشكوفايي و لذت پايدار ،موجب مي شود مبناي قوي مرحله بعد زندگي نيز فراهم شود.
- بر اساس 2 فرض فوق. كودكي كه مرحله كودكي را به جاي بازي، به تحصيل پرداخته هست در مراحل نوجواني شانس دانشگاه و ادامه تحصيل مي يابد، و در بزرگسالي شانس يك شغل و موقعيت مناسب و ازدواج خوب را براي خود فراهم مي كند.در مورد فرزند داشتن هم اين چنين هست.
اوایل بزرگسالی (مرحله صمیمیت در برابر انزوا) توانائی برقرار کردن پیوندهای صمیمانه و دیرپا، انتخاب مسیر شغلی هست
و ميانسالي ( باروری در برابر در خود فرورفتگی) علاقهمندی به امور خانواده، جامعه، و نسلهای آینده هست. در اين مراحل اگر فرد خوب نقش و وظايف خود را ايفاء كند، نتيجه اش احساس رضايت از زندگي بوده و پيشماني سراغش نخواهد آمد.
خلاصه اينكه:
اگر در هر مرحله از زندگي فرد مشغول به همان مرحله شود، به نحوي كه به جاي انجام وظايف و مسئوليت هايش بر اساس لذت طلبي موقت آن مرحله فعاليت كند، مرحله بعد با مشكل روبرو مي شود.
در مرحله اي كه سن بالا مي رود و معمولا افراد ارتباط خود را با نسل بعدي برقرار مي كنند (نه نسل گذشته و نه نسل هم عرض )، در اينجا سندرم آشيانه خالي ، تنهايي و انزوا فشار زيادي را روي خانواده مي گذارد. مخصوصا اگر با اختيار اين روش از زندگي (بدون فرزند بودن)را بدون نظر به عارضه هايش انتخاب كرده باشيم.
پس شما مي توانيد در صحبتهايتان ديد نزديك بين همسرتان را به عاقبت انديشي و دورانديشي به ملايمت و بدون اصرار تغيير دهيد.
همانطور كه يك كودك در هنگام كودكي شايد لزوم حفظ كردن مفاهيم رياضي و علوم را متوجه نشود و بازي كردن را بهتر درك كند،اما در بزرگسالي كاركرد تحصيل را مي فهمد. گاهي در دوره ميانسالي هم سرگرمي به روزمرگي مانع فهم اين مي شود كه از اختيارات خود براي بهسازي آن مراحل و آينده نگري استفاده كنيم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)