به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 78

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 آذر 89 [ 11:25]
    تاریخ عضویت
    1389-8-11
    نوشته ها
    34
    امتیاز
    2,091
    سطح
    27
    Points: 2,091, Level: 27
    Level completed: 61%, Points required for next Level: 59
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    21

    تشکرشده 21 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: همفکری فوری فوری-داریم بدبخت میشیم

    ممنون.یعنی به نظرتون بازن تلاش کنیم برای اینکه بابام اون زن رو ول کنه؟
    آخه 8 سال پیش هم 2 سال تلاش کردیم تا ولش کرد .پدرمون در اومد.بابام اونو ول کرد ولی سیگار میکشید و مشروب میخورد از عشقش !!
    شبا تو خواب حرف میزد و خیلی چیزای دیگه که همه مثل یه خاطره بد جلوی چشمام میان.
    5 سال تخمل کرد ولی بازم رابطه رو از نو شروع کرد.یعنی بازم امیدی هست؟
    آخه مامانم دیگه چجوری میتونه به بابام دلگرم باشه.با اون حرفهایی که بابام بهش زده.
    درسته ممکنه مامانم هم تو زندگی مقصر باشه ولی نه به اون خد که این بلا سرش بیاد.بابام از مامانم کینه 30 ساله داره.تا میایم بابام رو راضی کنیم از 30 سال پیش حرف میزنه!!مثلا میگه فلان جا مشروب خوردم مامانت باهام دعوا کرد.فلان استکان رو خواستم ببرم سر کار مامانت گفت حیفه.وقتی هندونه میخورم مامانت میگه پیشدستی بذار زیر دستت انگار من بچه ام !!!!!
    با فلان زن همکار خرف زدم مامانت باهام دعوا کرد(وقتی مامانم 18 ساله بود) و خلاصه هزار تای دیگه از اینجور موضوعات چرت و پرت رو وسط میکشه.
    و چون اون زنه خیلی قربون صدقه بابام میره بابام هم باورش شده و همش میگه اون منو دوست داره شماها منو دوست ندارین.اون برام میمیره .منم براش تب میکنم.
    مامانم زن ساده ای بود و اهل زبون بازی نبود متاسفانه.اون زن هی به بابام میگه تو یه فرشته ای زن و بچت قدرتو ندارن تو براشون حیفی.بابام هم شیر میشه!!
    به بابام میگه من 100 سال هم بشه به پات میمونم.

    حالا یه سوال دارم امروز تولد بابامه.براش کادو بخرم یا نه؟
    مامانم که نمیخره چون بابام اصلا نحلش نمیذاره.8 سال پیش تو اون ماجراها کادو خریده بود بابام اصلا به چشمش نیومده بود.نمیدونم من چیکار کنم.ازش کینه دارم و دستم به کادو خریدن نمیره.کادو بخرم بگم مرسی که داری ما رو بی آبرو میکنی؟؟؟؟؟

  2. #2
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: همفکری فوری فوری-داریم بدبخت میشیم

    معلومه که پدر از ناحیه مادر خلاء عاطفی داشته ، که حرفها و بیان عواطف از جانب اون خانم روی اون اثر گذاشته ، این که راحت بیانات اون خانم را میگه نشونه اینه که کودک درونش متأثر از نوازشهای اون خانم هست .

    شما احترام و محبتتون را از پدر دریغ نکنید که در درجه اول وظیفه است و بعد از وظیفه ، خود همین برای پدر اتمام حجتی است در مقابل حرفهای اون خانم ( مبنی بر این که فرزندانت قدر ترا ندارند ) ، اتفاقاً چه بهتر مادرتون هم برای او هدیه بگیرد ، و به او نه از موضع ضعف که از موضع اعتماد به نفس و محبت تقدیم کند .

    کاملاً پیداست عدم آگاهی و مهارت زندگی پدر و مادر شما را به این سمت کشونده ، حال با مهارت و آگاهی قدم برداشته شود اگر منفعت نداشته باشه ( که دارد و حدااقل منفعتش رضایت درونی و وجدان راحت برای مادر و شما فرزندان است ) ضرر نخواهد داشت . مادر را تقویت کنید که با پدر مهربان باشه ( و البته گله مندی ای عاشقانه )

    سعی کنید مادر را نزد یک مشاور به طور حضوری ببرید تا مهارتهای لازم را بیاموزد و به کار ببندد شاید بتواند تعارض درون پدر را نسبت به عملکردش پررنگ تر کند و ان شاء الله که به نفع همسر و خانواده تعارضها را حل کند . حتی می توانید مادر را تشویق کنید که پدر را هم دعوت به رفتن نزد مشاور کند .


    موفق باشید .

  3. 5 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (یکشنبه 21 آذر 89)

  4. #3
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 25 مهر 92 [ 09:18]
    تاریخ عضویت
    1388-10-19
    نوشته ها
    1,262
    امتیاز
    11,056
    سطح
    69
    Points: 11,056, Level: 69
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    4,891

    تشکرشده 4,928 در 1,071 پست

    Rep Power
    144
    Array

    RE: همفکری فوری فوری-داریم بدبخت میشیم

    بنظر من ابتدا مادرتون پیشنهاد کنه که یک آپارتمان بنام خود مادرتون براش بخره.

    بعد نظرات "فرشته مهربان" و "رهایش" را به موازات هم بکار ببرید. (نه کاملا به پدرتان امیدوار شوید و نه کاملا ناامید)

    یک نظر هم خود من دارم؛ به نحوی با آن خانم آشنا شوید و بسته به شخصیتش با برانگیخته کردن احساساتش نسبت به مادرتان (زنها کلا احساساتی هستند) و یا تهدید کاری کنید که او خودش را از زندگی پدرتان بیرون بکشد و در صورت همکاری، پدرتان را نسبت بخودش سرد کند.
    بگویید؛
    که هیچ کس در سایه بدبخت کردن دیگری به خوشبختی نمی رسد.
    عاشق متعلقات دیگران شدن گناه محض هست.
    اصلا شاید با آشنایی با او و هم کلام شدن با او به نیت واقعی اش پی ببرید. بالاخره او هم انسان است و درک دارد. اگر هم نداشت تهدیدش کنید. البته چه بهتر که به اینجا نرسد.

  5. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 آذر 89 [ 11:25]
    تاریخ عضویت
    1389-8-11
    نوشته ها
    34
    امتیاز
    2,091
    سطح
    27
    Points: 2,091, Level: 27
    Level completed: 61%, Points required for next Level: 59
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    21

    تشکرشده 21 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: همفکری فوری فوری-داریم بدبخت میشیم

    دوست عزیز اگه تهدیدش کنیم بابام پدرمونو در میاره.و اگه هم پیشش بریم مستقیم کف دست بابام میذاره.ضمن این که ما اصلا نمیشناسیمش.
    بنظر من ابتدا مادرتون پیشنهاد کنه که یک آپارتمان بنام خود مادرتون براش بخره.
    بابام از این پولها نمیده.فقط در صورتی آپارتمان میخره که مامانم بخواد بره.
    حتی مامانم میگه این خونه ای که الان توش هستیم رو به نام من کن من همینجا زندگی کنم بابام میگه نه این واست زیاده!!یه آپارتمان کوچیکتر

  6. #5
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 25 مهر 92 [ 09:18]
    تاریخ عضویت
    1388-10-19
    نوشته ها
    1,262
    امتیاز
    11,056
    سطح
    69
    Points: 11,056, Level: 69
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    4,891

    تشکرشده 4,928 در 1,071 پست

    Rep Power
    144
    Array

    RE: همفکری فوری فوری-داریم بدبخت میشیم

    خوب مشکل شما اینه که اصلا نمی شناسیدش...

    هرکاری سختی و زحمت داره. سعی کنید شناسایی اش کنید. اول از طریق خودتون یا یک آشنای معتمد، باهاش ارتباط برقرار کنید، ببینید چطور آدمی هست.

    8 سال حرف این خانم تو زندگی شما بوده است و آنوقت غیر از پدرتان هیچکس او را نمی شناسد؟

    شاید کلا زنی باشد که در مقابل مرد ضعیف باشد. آنگاه می توانید او را بوسیله مرد دیگری در وسوسه قرار دهید و بعد در زمان مناسب به پدرتان نشان دهید.
    شاید هم کلا زن با شخصیتی باشد و پدرتان دروغهایی به او گفته و وابسته اش کرده است.
    در وهله آخر تهدید و آنهم آبروریزی در محل کار یا زندگی آن مرد و حتی پدرتان. بالاتر از سیاهی که رنگی نیست.

    بعد هم به هر روشی شده مادرتان تقاضای خانه بکند. حتی شده شرط طلاق را این بگذارد، بعد که موقع طلافق رسید بهانه بیاورد. جواب نامردی را با مردانگی نمی دهند.
    اصلا همین شرط به نام زدن خانه، فکر پدرتان را مشغول مسائل مالی می کند و به شما وقت می دهد که آن زن را شناسایی کنید.

    با یک وکیل هم مشورت کنید، علاوه بر مهریه فکر می کنم نصف اموال هم به مادرتان برسد. اصلا ببینید حق و حقوق مادرتان این وسط چی هست.

    تمام راهها را بررسی کنید تا بتوانید بهترین راه را انتخاب کنید.

  7. #6
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 06 آبان 05 [ 01:13]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,628
    امتیاز
    342,418
    سطح
    100
    Points: 342,418, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,362 در 7,160 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: همفکری فوری فوری-داریم بدبخت میشیم

    نقل قول نوشته اصلی توسط blue sky
    یک نظر هم خود من دارم؛ به نحوی با آن خانم آشنا شوید و بسته به شخصیتش با برانگیخته کردن احساساتش نسبت به مادرتان (زنها کلا احساساتی هستند) و یا تهدید کاری کنید که او خودش را از زندگی پدرتان بیرون بکشد و در صورت همکاری، پدرتان را نسبت بخودش سرد کند.
    بگویید؛
    که هیچ کس در سایه بدبخت کردن دیگری به خوشبختی نمی رسد.
    عاشق متعلقات دیگران شدن گناه محض هست.
    اصلا شاید با آشنایی با او و هم کلام شدن با او به نیت واقعی اش پی ببرید. بالاخره او هم انسان است و درک دارد. اگر هم نداشت تهدیدش کنید. البته چه بهتر که به اینجا نرسد.
    با سلام
    متاسفانه اين دست اقدامات موثر واقع نمي شود

    در فاز اول اگر بخواهيد به حال خانواده اتان مفيد باشيد، بايد بي طرف باشيد.
    براي اين كار نبايد دست به قضاوت ارزشي بين اقدامات پدر يا مادرتان بكنيد.
    نبايد شيفته يكي از طرفين و متنفر از يكي ديگر طرفين باشيد.
    نبايد احساسات خودتون كه جريجه دار شده را وارد قضيه كنيد.
    اگر واقعا نتوانيد بي خيال احساسات آسيب ديده خودتون بشويد، هيچ اقدامي نكنيد بيشتر به نفع خانواده خواهد بود.

    در اين گونه موارد بهترين كار مشاوره تخصصي يكي يا دو طرف به صورت حضوري هست. وارد شدن فرزندان به حريم والديني معمولا تشكيل ائتلاف ها و مثلث هايي را مي دهد كه حل مشكل را سخت تر مي كند. لذا عدم دخالت مستقيم و رودرو شما بسيار مي تواند موثر تر باشد.
    اما اگر مستقيما با اين احساسات وارد شويد، مشكل مادر و پدرتون حل نمي شود، بلكه شما هم دچار مشكل مي شويد.
    الويت جهت تغيير وضعيت فعلي محدود كردن مشكل به خود والدين هست.



  8. 3 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    مدیرهمدردی (شنبه 15 آبان 89)

  9. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 14 دی 90 [ 11:22]
    تاریخ عضویت
    1388-7-02
    نوشته ها
    52
    امتیاز
    2,593
    سطح
    30
    Points: 2,593, Level: 30
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    58

    تشکرشده 57 در 30 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: همفکری فوری فوری-داریم بدبخت میشیم

    اگر شرایط مالی پدرتان خوب باشد در این سن و سال صیغه کردن اون خانم دیگه مشکلی پیش نمی آورد. نگران مسائل مثل آبرو و این حرفها هم نباشید نه کار خلاف شرع می خواهد انجام بدهد نه خلاف قانون پس دلیلی ندارد شما احساس سرشکستگی بکنید. فقط به مادرتان محبت کنید و دلداریش بدید.

  10. #8
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 06 آبان 05 [ 01:13]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,628
    امتیاز
    342,418
    سطح
    100
    Points: 342,418, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,362 در 7,160 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: همفکری فوری فوری-داریم بدبخت میشیم

    نقل قول نوشته اصلی توسط blue sky
    خوب مشکل شما اینه که اصلا نمی شناسیدش...

    هرکاری سختی و زحمت داره. سعی کنید شناسایی اش کنید. اول از طریق خودتون یا یک آشنای معتمد، باهاش ارتباط برقرار کنید، ببینید چطور آدمی هست.

    8 سال حرف این خانم تو زندگی شما بوده است و آنوقت غیر از پدرتان هیچکس او را نمی شناسد؟

    شاید کلا زنی باشد که در مقابل مرد ضعیف باشد. آنگاه می توانید او را بوسیله مرد دیگری در وسوسه قرار دهید و بعد در زمان مناسب به پدرتان نشان دهید.
    شاید هم کلا زن با شخصیتی باشد و پدرتان دروغهایی به او گفته و وابسته اش کرده است.
    در وهله آخر تهدید و آنهم آبروریزی در محل کار یا زندگی آن مرد و حتی پدرتان. بالاتر از سیاهی که رنگی نیست.

    بعد هم به هر روشی شده مادرتان تقاضای خانه بکند. حتی شده شرط طلاق را این بگذارد، بعد که موقع طلافق رسید بهانه بیاورد. جواب نامردی را با مردانگی نمی دهند.
    اصلا همین شرط به نام زدن خانه، فکر پدرتان را مشغول مسائل مالی می کند و به شما وقت می دهد که آن زن را شناسایی کنید.

    با یک وکیل هم مشورت کنید، علاوه بر مهریه فکر می کنم نصف اموال هم به مادرتان برسد. اصلا ببینید حق و حقوق مادرتان این وسط چی هست.

    تمام راهها را بررسی کنید تا بتوانید بهترین راه را انتخاب کنید.
    سلام blue sky گرامي
    لطفا كمي آرامتر...
    مسئوليت راهنمايي مراجعان بسيار سنگين هست.
    به همين سادگي نمي توانيم با اطلاعات چند صفحه اي راهكارهايي به اين قطعي ارائه دهيم.
    به غير از اين مراجع گرامي، شايد دهها نفر كه مشكل به ظاهر مشابه (و در واقع با دلايل و شرايط مختلف دارند) ممكن است اقدام به بعضي اين راهكارها بكنند در حاليكه جوانب بعضي اين راهها كاملا سنجيده نباشد.
    نياز به بررسي حضوري و جزئي تر و دقيق تر دارد.

    لطفا تاپيك « آفت هاي احتمالي مشاوره » را به دقت مطالعه فرمائيد.

  11. 6 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    مدیرهمدردی (یکشنبه 07 آذر 89)

  12. #9
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    88
    Array

    RE: همفکری فوری فوری-داریم بدبخت میشیم

    به مامانت روحیه بده و حتی از الکی موضوع خیلی عادی جلوه بده تا از ناراحتیش کم بشه. بهش بگو خیلی ها این طورین و خیلی هم خوشبختن آسمون به زمین نیومده بهش بگو تو خدارو داری چه غم داری؟؟؟؟ خدا خودش همه چیز درست میکنه .
    اگه اون زن بدی کنه به شما خدا سرش میاره مطمئن باش
    [align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
    و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...
    [/align]

  13. کاربر روبرو از پست مفید آفتاب همدرد تشکرکرده است .

    آفتاب همدرد (چهارشنبه 12 آبان 89)

  14. #10
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 آذر 89 [ 11:25]
    تاریخ عضویت
    1389-8-11
    نوشته ها
    34
    امتیاز
    2,091
    سطح
    27
    Points: 2,091, Level: 27
    Level completed: 61%, Points required for next Level: 59
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    21

    تشکرشده 21 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: همفکری فوری فوری-داریم بدبخت میشیم

    شما احترام و محبتتون را از پدر دریغ نکنید که در درجه اول وظیفه است و بعد از وظیفه ، خود همین برای پدر اتمام حجتی است در مقابل حرفهای اون خانم ( مبنی بر این که فرزندانت قدر ترا ندارند ) ، اتفاقاً چه بهتر مادرتون هم برای او هدیه بگیرد ، و به او نه از موضع ضعف که از موضع اعتماد به نفس و محبت تقدیم کند .
    ممنون از راهنماییتون.
    مامانم رو راضی کردم و رفتیم برای بابام هدیه گرفت وداد به بابام.بابام هم کلی تشکر کرد.اینطوری بهتر شد حداقل فکر نکنه ما اصلا به فکرش نیستیم.ما هم قرار شد هدیه بخریم و فردا بهش بدیم.گرچه اصلا راضی نیستم!

    بابام با خودش تکلیفش مشخص نیست.
    راستی اینم بگم اون زنه به بابام گفت فقط زنت سر راهمونه ؟ و نمیدونم چه چیزای دیگه ای گفت که بابام به مامانم نمیگه فقط اینکه احتمال داد مامانم رو بکشه!!!!!واسه همینم بابام تلفنشو قطع کرد که مثلا عشقشو تنبیه کنه.الان دو روزه که تلفن بابام قطعه.البته جای امید واری نیست چون قبلا هم از این کارا کرده.اگه قرار بود ول بشه تو این 8 سال ول میشد.
    بابام 5 سال جدایی تحمل کرد ولی باز نتونست.به گفته بابام ، همدیگه رو تو پمپ بنزین دیدن و سلام علیک کردن و دوباره دوستیشون شروع شد و بابام اینو کار خدا میدونه.میگه خدا میخواست من دوباره اونو ببینم و رابطمونو از سر بگیرم!!!

    اون زنه دست نمیکشه و بابام رو به سمت خودش میکشونه.خیلی وارده که چی بگه.
    بابام میگه تا الان ختما خودکشی کرده که باز تلفنشو جواب نمیدم.
    2 ماه پیش بابام یه تصادف جزیی کرده بود و پاش زخم شده بود.بعد دیروز به مامانم گفته بود که 2 ماه پیش که تصادف کردم و پام زخم شد اون تا صبح به خاطر من گریه کرد.مامانم گفت تو مگه دیدی تا صبح گریه میکرد؟بابام هم گفت از چشماش معلوم بود!!!میبینین تروخدا اون زنه چطوری بابامو خام میکنه و بابام هم اصلا نمیفهمه؟؟؟؟




 
صفحه 2 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:10 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.