من بايد بيشتر به خودم توجه كنم . دارم خودمو واسه خواسته ديگران از بين مي برم . تازه ناراحتم كه چرا نتونستم به مقداري كه لازمه اونها رو از خودم راضي كنم .

من بايد واسه رسيدگي به حال و احوال خودم دست از اين بزرگ كردن ديگران بردارم .
ديگران با من فرق ندارن . من مسئول اسايش خودم هستم . ديگران هم هر چقدر خوب و محترم و دوست داشتني و .. مسئول اسايش خودشون هستن . دليلي نداره من نگران بشم . اون چيزي كه من رو بايد نگران كنه وضعيت خودمه . من مسئول شادي و اسايش خودمم .من مسئول مراقبت از خودم هستم . من حق دارم تو زندگيم اسايش داشته باشم و كسي واسه اسايش من تلاش كنه .به نظرتون اين خودخواهيه ؟

تا كي من بايد مراعات ديگران رو بكنم .كه چي بشه . مگه بچه نوپا هستند كه بايد مراعاتشونو كرد .

من حق دارم از چيزي خوشم بياد يا حتي بدم بياد . خوب من يه ادم متفاوتم . دليل مخالفتم تفكر متفاوتمه نه بد بودن من .

آني جان حق با شماست . " من خوب هستم " تو هم خوب هستي "

من خوب هستم چون من يك انسان هستم .با قابليت هاي فراوان ، با اين همه مهارت كه همشون مي تونه با برنامه ريزي در جهت درست و در جهت پيشرفت زندگيم ازشون استفاده بشه . من خوب هستم و دوست داشتني چون خدا من رو دوست داشته و به من فرصت زندگي كردن داده . به من اينهمه نعمت داده . واسه اين كه ازشون استفاده كنم و بابتشون شكر گذار باشم .