ممنونم مدير عزيز و گرامي

توصيه هاتون مثل هميشه خوب و كامله .

عمل به اين توصيه ها مستلزم توجه به خوده . اين در حاليه كه من از خودم غافلم و خودم رو در برابر ديگران مسئول مي دونم نه در برابر خودم .

سالهاي سال فكر مي كردم اگه ديگران كاري براي من انجام بدهند خيلي لطف مي كنند و من مديون آنها هستم حتي مادرم و خواهر و برادرهام و خونوادم و اگه من كاري براي اونها انجام بدم وظيفه ام بوده .

از ديگران پيش خودم جايگاه بزرگ و بلند بالايي ساختم به قول كامران كه در جايي نوشته بودم ما ياد گرفتيم از ادمهاي دور و برمون يه بت بسازيم و من از همه يه بت ساختم پيش خودم و شروع كردم به پرستيدن اونها .

خدايا از من بگذر كه به غير تو مشغول شدم و از خودم كه امانتي است دست من غافل شدم و مراقبت نكردم .

من ادمهاي دور و برمو تو جايگاه خدا مي زاشتم و مي پرستيدمشون . خدايي كه نبايد ازرده بشه و نبايد ازش نافرماني بشه . خدايا منو ببخش و نجاتم بده از اين بندهايي كه خودم به دور خودم پيچيدم . خودم دست و پاي خودم و بازنجيرهايي كه خودم بافتم بستم و مي بندم .

آخه كي گفتي ناراحتي ديگران مهمه ولي ناراحتي من مهم نيست . كي گفته كه من بايد تحمل كنم چون ديگران نمي تونند تحمل كنند مگه اونها كي هستن . مگه چي هستن . من تا كي بايد بار اونها رو به دوش بكشم . مي خوام زندگي كنم . مي خوام رها باشم . مي خوام بندها و و زنجيرها رو پاره كنم . مي خوام چشمامو ببندم و با شوق زير بارون بدووم در حاليكه برگهاي زرد و خشك زير پام صدا مي دن در حاليكه اونها هم با شادي من شادي مي كنند مي خوام فارغ از همه چيز و همه كس ، بدون نگراني از اينكه كسي من رو ببينه يا ابروم بره يا كسي ناراحت بشه از اين كار من مي خوام شاد باشم من مي خوام شاد باشم .