به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 13 نخستنخست 12345678910111213 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 129
  1. #51
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 21 شهریور 92 [ 16:08]
    تاریخ عضویت
    1388-8-29
    نوشته ها
    120
    امتیاز
    4,088
    سطح
    40
    Points: 4,088, Level: 40
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    220

    تشکرشده 223 در 68 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مرددم براي طلاق

    نقل قول نوشته اصلی توسط ميناي
    منم از نظر روحي مريض شده بودم از همه چيز ميترسيدم هميشه وحشت زده بودم يه عالمه اضطراب از هيچي لذت نميبردم اصلا شبيهه كسي كه تازه ازدواج كرده نبودم من اين 1 سال فقط ترسو تنهايي رو تجروبه كردم اگه نمييامدم كارم به جنون ميكشيد.تو اين مدت خيلي رو خودم كار كردم و بهتر شدم فقط ارزوم اينه اونم بهتر بشه و دوباره باهم شروع كنيم من تازه الان به يه شناختي از همسرم و زندگيم رسيدم و الان امادگي برخورد با خيلي چيزا رو دارم كاش اونم مثل من به يه نتيجه رسيده باشه
    این قسمت از صحبتات منو یاد 3 ماه قبل خودم انداخت، اونموقع شوهر من 5 ماه بود که هیچ خبری ازش نبود و همه کمر قتل به زندگیم بسته بودن منم توی اون شرایط حتی روم نمیشد بگم هنوز دوسش دارم ولی انقدر توی اون پنج ماه، گذشته رو تجزیه و تحلیل کرده بودم که تازه احساس میکردم شوهرمو شناختم، و واقعا هم دست فکر میکردم و اگه الان هردومون آرامش داریم واسه اینه که شوهرمو با همه خصوصیاتش قبول کردم و کاملا با صحبتای خانوم رهایي موافقم با توجه به اینکه شوهر من خصوصیاتش کاملا مشابه همسر شماست با اطمینان بهت میگم که با یه شخصیت خودشیفته هیچ راهی جز مدارا وجود نداره . خودت باید سبک سنگین بکنی ولی فکر تغییر دادنش رو از سرت بیرون کن.
    جواب سوالت هم بگم اصلا به این مساله فکر نکن چون اینکه سراغتو نمیگیره به همون اختلال شخصیتیش برمیگرده که خودت هم بهش رسیدی، باور کن غیر از این نیست. توکل کن به خدا .
    حاصل سبزترین باور من برگ زردیست که از لای ورق های دلم می ریزد... مانده ام سخت غریب! دیگر از سبزترین حادثه ها می ترسم...!!!

  2. #52
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 20 آبان 90 [ 18:20]
    تاریخ عضویت
    1389-6-25
    نوشته ها
    82
    امتیاز
    2,735
    سطح
    31
    Points: 2,735, Level: 31
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    77

    تشکرشده 79 در 38 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مرددم براي طلاق

    نميدونم اميدوارم اين طور باشه وبرگرده و بتونيم به يه نتيجه برسيم خيلي استرس دارم مدام ميشينم غصه مي خورم كارم شده گريه كردن خيلي دلم براش تنگ شده دلم برا خونم تنگ شده تصور اينكه معتاد بشه يا به شخص ديگه اي دل ببنده عذابم ميده كاش اين روزاي بد تمام ميشد كاش از اين برزخ در مييامدم.كاش ميشد فراموشش كنم ولي نميشه وقتي از يه خيابوني كه قبلا با هم بوديم رد ميشم ميزنم زيره گريه غذاهايي كه اون دوست داشتو نميتونم بخورم چرا داره باهام اين كارو ميكنه دارم كم مييارم.كاش فراموشش ميكردم

  3. کاربر روبرو از پست مفید ميناي تشکرکرده است .

    ميناي (شنبه 11 دی 89)

  4. #53
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 17 اسفند 89 [ 12:53]
    تاریخ عضویت
    1387-8-01
    نوشته ها
    503
    امتیاز
    4,483
    سطح
    42
    Points: 4,483, Level: 42
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    69

    تشکرشده 73 در 47 پست

    Rep Power
    68
    Array

    RE: مرددم براي طلاق

    سلام مینا جان. تایپیکت رو مطالعه کردم. متاسفم . امیدوارم خیلی زود راه درست رو انتخاب کنی. آیا هنوز به مشاوره رفتن ادامه می دهی؟ چرا نظرت روز به روز تغییر می کند؟ یک روز دوستش داری. یک روز بی خیالش می شی. دوباره عاشقش می شی. یه تصمیم درست بگیر و همان را ادامه بده و به خدا توکل کن. خدا حتما کمکت خواهد کرد الهی امین.

  5. #54
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 20 آبان 90 [ 18:20]
    تاریخ عضویت
    1389-6-25
    نوشته ها
    82
    امتیاز
    2,735
    سطح
    31
    Points: 2,735, Level: 31
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    77

    تشکرشده 79 در 38 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مرددم براي طلاق

    ممنون از پاسختون بله هنوز مشاوره ميرم.حق با شماست من نميتونم يه تصميم درست درباره احساسم بگيرم يه روز خيلي دلم تنگ ميشه براش يه روز به خاطر بي توجهيش و كاراش ازش بدم ميياد نميدونم كي به ثبات ميرسم امروز از طريق دوستم فهميدم كه وسايل خونه را برده به يه خونه ديگه خيلي اعصابم بهم ريخت بدون اينكه به من بگه اگه ميخواد طلاق بگيره پس چرا دوباره خونه گرفته اگه نمي خواد پس چرا با من تماس نگرفته و بهم نگفته كه مي خواد خونه رو عوض كنه.اصلا نميدونم چيكار كنم و نميدونم اون ميخواد چيكار كنه برنامش چيه به نظرتون برم مهريمو بزارم اجرا يا بازم صبر كنم الان 3 ماه و نيم كه امدم و از اخيرين باري كه ديدمش 2 ماه ميگزره به نظرتون چقد زمان بايد بگزره و چقد زمان لازمه تا مشكل حل بشه ايا اين زمان كافي نيست؟اين بيخبري مطلق به نظرتون غير طبيعي نيست و كسي ميتونه يه نفرو دوست داشته باشه و هيچ خبري ازش نگيره.تا حالا برا كسي پيش امده كه همسرش اين همه مدت ازش خبري نگيره حتي يه تماس ساده؟دوستم ازش پرسيده نرفتي دونبال خانومت تو جواب گفته نه درگير اثباب كشي بودم و پدرم مي خواد عمل كنه وقت نكردم برم.چه دلايل مسخره اي برا توجيه همه چي براش مهتر از زندگيشه كه داره از هم ميپاشه البته من فكر ميكنم اين طوري ميگه كه كسي بهش نگه چرا نميري و گر نه قصد امدن نداره اگه ميخواست بياد تا حالا مييامد خيلي اعصابم خورده چرا ادما اينقدر بيمعرفتنو قدر نشناس.

  6. #55
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 22 مرداد 91 [ 19:03]
    تاریخ عضویت
    1389-3-04
    نوشته ها
    154
    امتیاز
    2,922
    سطح
    33
    Points: 2,922, Level: 33
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 128
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    216

    تشکرشده 222 در 93 پست

    Rep Power
    32
    Array

    RE: مرددم براي طلاق

    چرا به خانواده ات نمی گی که با همسرت تماس بگیرن و ببینن چی کار می خواد بکنه؟

  7. #56
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 20 آبان 90 [ 18:20]
    تاریخ عضویت
    1389-6-25
    نوشته ها
    82
    امتیاز
    2,735
    سطح
    31
    Points: 2,735, Level: 31
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    77

    تشکرشده 79 در 38 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مرددم براي طلاق

    سلام دوستان امروز نه امدم گله كنم نه امدم كمك بخوام امروز فقط مي خوام دردو دل كنم خيلي كلافه ام خيلي دلم گرفته امروز.هيچ وقت اين طوري دلم نگرفته بود از صبح كه بلند شدم فقط گريه ميكنم بي دليلو با دليل امروز نميدونم چرا از خدا خواستم مرگمو جلو بندازه ديگه از زندگي هيچ لذتي نميبرم هيچي به نظرم جالب نميياد هيچي خوشحالم نميكنه از همه ادما بدم ميياد به نظرم همه عجيب غريبن يه عده ادم الكي خوش به هيچي نميتونم دلمو خوش كنم وقتي هم رويايي فكر ميكنم يهو خودم به خودم ميگم روياست و ديگه تو زندگيت تكرار نميشه اين لحظه ها بعد ميشينم گريه ميكنم از اينده ميترسم حتي حوصله درس خوندنم ندارم حوصله كلاساي روانشناسيم ندارم اخرش كه چي؟از خودم بدم ميياد دلم ميخواد بميرم و يه كنار وايسم مردن خودمو ببينم.احساس حقارت ميكنم فقط بلدم خوب شعار بدم خودمو قوي نشون بدم ولي خيلي ضعيفم خيلي من هيچي نيستم فقط بلدم خوب قيافه بگيرم و مدعي بشم كه من كم نمييارم من به مشكل بر نميخورم.ولي فقط خودم ميدونم چقد ضعيفو حقيرم.هيچ كس نميدونه.اينقد كوچيكم كه نميتونم خاطراتمو فراموش كنم نميتونم شوهرمو فراموش كنم.واي خدايا چيكار كنم امتحان بسه ديگه ميخواستي بهم بگي هيچي نميستم حتي لياقت دوست داشتنم ندارم باشه فهميدم بسه ديگه تمامش كن.يكي بهم گفت خدا ادمو رو ضعفاش امتحان ميكنه باشه من فهميدم ضعيفم.من ديگه طاقت ندارم من بي جنبه ام دارم كم مييارم ديگه.تو دلم غوغاست فكر اينكه فراموش شدم فكر اينكه كس ديگه جاي منو گرفته يكي ديگه رفته سر وسايلم وسايلي كه تك تكشونو با كلي علاقه خريدم و چقد دوسشون داشتم حالمو بد ميكنه.خيلي حرف زدم ببخشيد خيلي دلم گرفته بود خيلي بهم نگيد احمق هيچ كس نميتونه منو درك كنه گفتن اي بابا ولش كن دنيا قشنگ تر از اينه كه تو ميگي تو حرف راحتره ولي تو عمل وحشتناكه.

  8. 2 کاربر از پست مفید ميناي تشکرکرده اند .

    ميناي (چهارشنبه 05 آبان 89)

  9. #57
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    308
    Array

    RE: مرددم براي طلاق

    عزیز دلم مینای مهربون
    چقدر نوشته هایت آشناست
    دقیقا پارسال همین موقع ها بود
    من هم چنین احساساتی رو تجربه کرده ام
    من هم همین گله ها رو از خدا کرده ام
    مطمئن باش صبری و تحملی که داری از خودت نشون می دی نزد خدا بی جواب نمی مونه
    قوی باش عزیزم
    محکم و و استوار ... مثل درختی که سوز و سرمای زمستون رو تحمل می کنه ..خم میشه ولی نمیشکنه ... اون وقت توی بهار خیلی راسخ و استوار ...جوانه های سبز زندگی تمام تنش رو می پوشونه
    تمام این دوران می گذره
    مینای گلم
    چیزی که به من کمک کرد که تغییر کنم
    اشتیاقم به تغییر و بر طرف کردن ضعف هایم بود
    و مطمئن باش اگر تو تغییر کنی و از این احساسات رها بشی
    دنیا هم برایت تغییر می کنه و میشه دوست داشتنی
    راهنمایی هایی که بهت می دهند رو بخون و سعی کن یادشون بگیری
    روی همشون عمیق فکر کن
    سعی راهی پیدا کنی که احساساتت رو تعدیل کنی
    ببخشید باید برم ولی حرف ناگفته زیاد برایت دارم

  10. کاربر روبرو از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده است .

    بالهای صداقت (یکشنبه 12 دی 89)

  11. #58
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 22 مرداد 91 [ 19:03]
    تاریخ عضویت
    1389-3-04
    نوشته ها
    154
    امتیاز
    2,922
    سطح
    33
    Points: 2,922, Level: 33
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 128
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    216

    تشکرشده 222 در 93 پست

    Rep Power
    32
    Array

    RE: مرددم براي طلاق

    باید من هم به تو بگم که من هم پارسال درست وضعیت تو را داشتم فکر می کردم که دیگه هیچ چیز منو خوشحال نمی کنه و فکر می کردم که دیگه زندگی ام تمام شده ولی الان که دیگه همه چیز تمام شده و به آرامش رسیدم می بینم که چرا اون فکرهای بیهوده را می کردم و دارم به اشتباهاتی که داشتم و به ایرادهایی که داشتم و به آینده ام فکر می کنم مگه تمام دنیا به داشتن شوهر ختم می شه مگه همه اونهایی که شوهر دارند خوشبختند و مشکلی ندارند مینا بدون شوهر یعنی هیچ یعنی اگر شوهر داشته باشی دیگه از خدا هیچ چیزی نمی خوای به خدا توکل کن اینقدر خودتو دست کم نگیر تو یک همدم می خوای نه شوهر این شوهری که دو سه ماه اصلاً معلوم نیست چه کار می کنه چه به دردت می خوره دیگه وقتشه که بزرگ بشی و ضعیف نباشی اگر به خوای تو این وضعیت بمونی به خودت ضربه زدی نه کس دیگه ای و فقط خودت هستی که می تونی به خودت کمک کنی الان خیلی ها تو وضعیت بدتر از تو هستند ولی امیدشان را از دست نداده اند.برای کسی تب کن که برات بمیره باور کن طلاق اونقدر سخت نیست که بخوای یک زندگی بسوز بسازی داشته باشی مگه چند سالته به فکر خودت باش تو ازدواج کردی که اولاً از زندگی گذشته ات زندگی بهتری داشته باشی و ثانیاً به کمال برسی و خیلی از موارد دیگه

  12. #59
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 20 آبان 90 [ 18:20]
    تاریخ عضویت
    1389-6-25
    نوشته ها
    82
    امتیاز
    2,735
    سطح
    31
    Points: 2,735, Level: 31
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    77

    تشکرشده 79 در 38 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مرددم براي طلاق

    بالهاي صدافت عزيزم ستاره خوبم بازم برام پيام بزاريد حرفاتون ارومم ميكنه خيلي ارومم ميكنه خدايا شكر يكي دركم كرد اينكه يكي دركم ميكنه باهام حرف ميزنه خوشحالم ميكنه.از تجروبيياتتون بگيد چقدر زمان برد تا به نتيجه رسيديد و با خودتون كنار امديد؟

  13. #60
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 22 مرداد 91 [ 19:03]
    تاریخ عضویت
    1389-3-04
    نوشته ها
    154
    امتیاز
    2,922
    سطح
    33
    Points: 2,922, Level: 33
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 128
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    216

    تشکرشده 222 در 93 پست

    Rep Power
    32
    Array

    RE: مرددم براي طلاق

    توباید تکلیفتو را با خودت روشن کنی و بعد تکلیفتو با اون آقا مشخص کنی اینطوری بهتر می تونی زندگی کنی من هم شرایط تو را داشتم با خودم فکر کردم که اگر بشینم و برم تو فاز افسردگی کسی دلش برای من نمی سوزه و زندگی ام را نابود کردم و کسی از آدم های ضعیف خوشش نمی یاد و از ترحم مردم هم متنفر بودم پس واقعاً وقت نداشتم که برم تو فاز افسردگی تازه اون هم برای کسی که اصلاً من براش مهم نبودم و اولویت زندگی اش من نبودم مشکل ما خانم ها احساساتمان هست که همین احساسات باعث می شه که آقایان سواستفاده کنن همین احساساتمان هست که باعث می شه نتونیم نه بگیم نتونیم محکم به ایستیم پای حرفمان . بهترین انتقامی که می تونی از همسرت بگیری اینه که پیشرفت کنی و بتونی آینده ای بهتر برای خودت بسازی البته من هم کاملاً نتونستم گذشته ام را فراموش کنم هرچه قدر تو فاز افسردگی خودتو بزاری هر روز بیشتر و بیشتر می شه و همسرت هم با خودش می گه ببین چه قدر عاشقمه و خودشو بیشتر از این دست بالا می گیره نمی فهمه که تو به خاطر خودت به خاطر شرایطی که در آینده برات پیش می آید نگرانی و استرس داری همسرت متوجه نمی شه که تو دنیای متاهلی را دوست داری نه خود همسرتو . من می گم اگه همسرت برگشت تو به همین راحتی اونو نپذیر و آشتی نکن تو منتظر برگشتشی . همسرت دادخواست طلاق داده یا نداده ؟ نمی خوای خودت دادخواست بدی؟


 
صفحه 6 از 13 نخستنخست 12345678910111213 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:38 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.