سلام سوگند عزيزم....
نمودنم چرا احساس كردم كه همه اين ماجراها رو داري خيلي سريع پيش ميبري...شما فقط 25 سال داري......مطمئنا موقعيتهائي براي ازدواج خواهي داشت..دلچسب بودن هر كس بسته به خصوصيات اخلاقي و بعد ظاهر شكل ميگيره....پس خوب نيت در مورد خودت چنين قضاوتي بكني....سعي كن اين احساس رو از خودت دور بكني...ميدوني تا زماني كه خودت چنين احساسي نسبت به خودت داري نميتوني براي بقيه هم جذاب باشي..به قولي انرزي منفي از خودت ميدي.....بگذريم...در خصوص پيشنهاد ازدواج اين آقا با داشتن دو فرزند و اينكه فقط 6 ماه از زمان فوت همسرش ميگذره....خيلي سخته ..آدم وقتي ازدواج ميكنه بايد مسئوليتهايي رو بپذيره...و حالا در مورذ تو...با توجه به اينكه دختري مجرد بودي...1- پذيرش مسئوليت همسر خوب بودن 2- پذيرش قبول مسئوليت 2 بچه 3- قبول مسئوليت سختتري كه بتوني خودت رو جايگزين مادر بچه ها بكني 4- آشنائي با ننحوه زندگي پيشين اين خانواده/.///
عزيز من سوگند جان...لطفا تمام اين مسائل رو در نظز بگير و بعد خيلي عاقلانه و آگاهانه جواب بده.....البته منظور من اين نيست كه اين آقا فرد مناسبي نيست يا تو نميتوني از پس زندگي بر بياي..من فقط ميخوام آگاهانه تصميم بگيري كه خداي نكرده وسط اين زندگي خسته يا سرخورده نشي..و با اطمينان بيشتري گام برداري..
موفق و سعادتمند باشي...








علاقه مندی ها (Bookmarks)